یک حس بد؛ یک خواب بد...

یک حس بد؛ یک خواب بد...

نویسنده : Samira

تا به حال شده است حسی را که در بیداری تجربه نکرده‌اید در خواب تجربه کنید؟!

وقتی که فیلمی تماشا می‌کردم که در آن خبر فوت یا بیماری سختی را به کسی می‌رساندند و طرف مقابل از ناراحتی ناگهان می‌نشست یا حالت بدی به او دست می‌داد، کلی می‌خندیدم و با خود می‌گفتم: نیگا چی مسخره ان، چه ادا بازیایی در میاره.

اما دیشب خوابی دیدم که در آن خبر به کما رفتن یک دوست را به من دادند، در حین شنیدن خبر قفسه سینه‌ام به شدت تنگ شد و نفس کشیدن برایم مشکل. ناخوداگاه بر زمین نشستم و سرم را در میان دستانم گرفتم و با صدای بلند گریه کردم...

تا به حال چنین حس بدی را تجربه نکرده بودم و قلبا ارزومندم کسی دیگر هم آن را تجربه نکند.

=============

پ.ن: دوستم توی خواب به هوش آمد زیاد نگران نباشید.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
یه بار تو خواب انگشتم قط شد :|هیچ وخ احساسمو فراموش نمی کنم خخخخ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
خخ وقتی بیدار شدی چقدر خوشحال بودی که انگشتت سر جاشه خخخخ این بچه کیه ؟؟؟ چقدر خوشکله ماشاالله
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
خلی حس خوبی داشتم خخخخ :دی خواهر زاده مه ^ــــ^
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
یه اسفند بکن اگه اون عینک و گیره رو از رو سرش برداری خوشگلتر میشه :))
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
:)))
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
چند بار توخواب احساس کردم دارم از جایی پرت میشم یااز روی پله ای می افتم. وخیلی موارد دیگه...
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
من حس اعدام شدنم داشتم خخخ خیلی حس بدیه جدی میگم :) خخ
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
خیلییییی حسسسسسسسسسسسسس بدیههههههههههههههههههههه
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
:| تاکید داریا خخخ بله درسته :)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
موافقممممممممممممممممممممممممممممممممممممم!!!!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
آره... یه بار تو خواب بایکی درگیر شدم...بهم چاقو زد...تا یه هفته بعدش تو بیداری پهلوم درد میکرد (-_-) یه بارم خواب دیدم دزد اومده خونمون...داداشمو گرفته بودن صورتشو زخمی کرده بودن...اینقدر بد وترسناک بود که هنوزم بعد چند سال به وضوح یادمه....البته بعدش خوابم یه جورایی تعبیر شد...خونمون دزد اومد، پولای داداشمو هم بردن ولی خودش هیچ آسیبی ندید :)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
خوابات خیلی جنایی بوده ها :) من بعضی وقتا که تو خواب گریه میکنم بیدار که میشم صورتم خیسه واقعا گریه کردم خخخ نه که تو بیداری باید به زور اشکمونو در بیارن تو خواب گریه میکنیم خخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
اینکه چیزی نیست...یه بار خونمون سرتاسر مهمون نشسته بود...منم از مدرسه اومده بودم ...خسته یه کناری خوابیده بودم....آقا همه درگیر چای ونبات و سرگرم حرف...یهو من تو خواب نیم خیز شدمو هی یه چیزی رو با دستام به هم کشیدم....وقتی خونه با صدای خنده جمع ترکید و من از خواب پریدم... در جواب مامانم که پرسید چکار میکنی.... گفدم : دارم مقنعه رو میشورم...بعدم دوباره خوابیدم :))))))))))))))) یعنی اینقدر استرس مقنعه ناشورمو داشتم تو خوابم دست از سرم برنداشت :)))))))
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
اون قسنت (چای و نبات ) چی بوده؟؟؟ خخخ
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
خواب بود عزیزم......
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
بعله عزیزم :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
سلام ... نميدونم چرا وقتي خبر خيلي بدي به من ميدهند خنده‌ام ميگيرد. مثلاً برادرم زنگ زد و پشت تلفن مِن‌مِن مي‌كرد گفتم چه مرگته در جوابم گفت آبجي .... فوت كرده من هم شروع كردم به خنديدن. بعد از اين خنديدنها براي گرفتن مرخصي به مشكل خوردم . باور نميكردند
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٨
١
٠
چه مرگته؟! چقدر شما مهربونید خخخ ......خدا خواهرتونو رحمت کنه:(
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٠٨
١
٠
0_0
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
آقای روشناوند 0.0 تا به این سن همچین چیزی ندیدم خخخخخ
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام ... اگر توفيق زيارت شما را داشتيم حتما بچشم خواهيد ديد
vesal
vesal
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
من خوابای خنده دارم بیشتر از خوابای وحشتناکمه نمیدونم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
معلومه خیلی طرفداره طنزی! :دی
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
خخخخ هاچ
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
:))))))ممنون من تجربه نداشتم
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
ان ساالله که هیچ وقت تجربه هم نکنی :)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
من از شاهکارای تو خواب حرف زدنم نگم بهتره! :دی
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
اوه اوه هاچ خخخ یه سری چیزارو لو ندیدی دختر خخ
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
ای خدااااااااااااااااا
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
چرا دادمیزنی مهندس :) خدا از رگ گردن به ما ادما نزدیکتره :)) خخ
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
باشه چشم / خوووووودااااااااااااااا (با صدای یواشششششششششش
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
واقعا حس بدیه. من هم بارها و بارها تجربه کردم.... تقریبا میشه گفت تمام اطرافیانم رو توی خواب یه بار از دست دادم!!!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
مهم اینه که تو بیداری همچین حسی نداشته باشین :) خوشبختانه من تو بیداری همچین تجربه هایی نداشتم خدارو شکر، امیدوارم هیچ کسی هم نداشته باشه :)) ممنون از حضورتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
سلام: تا دلتون بخواد.پایدار باشید.
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
سلام آقای حسنی :) واقعا ؟ خیلی حس بدیه :( امیدوارم کمتر شه ، ینی از این خوابا کمتر ببینین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
سلام: متشکرم.خواب جبهه و صحنه های اتفاق افتاده درآن زمان در خواب و گاهی هم دربیداری. امیدوارم که همه خواب گل و بلبل ببینند.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
این دوست دختر بوده یا پسر؟
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
خخخخ آفرین به نکته خوبی اشاره کردین خخ کلا مسیر مطلب و عوض کردین خخخ معلومه دیگه عشقم بوده :))
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
خخخخ سمیرا تو به دوستات میگی عشقم کدوممون بودیم.ماشالا کم نیستیم. .....
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
آقا نزارین من معنی(عشقمو)باز کنم دیگه خخ بزارین سرم تو کار خودم باشه :)))))))))))))
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
جواب ندادین هنوز به سوالم.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
اخه برام عجیبه آدم برای همجنس خودش ایطوری بعد یه خواب منقلب بشه و حتا گریه هم بکنه!
faride
faride
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
مورِ مگه! ^_^
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
جناب آتشروان مگه هرچی واسه شما اتفاق نیوفتاد باید واسه بقیه هم اتفاق نیوفته خخ این دوستم 10 12 سال باهمیم مث اعضای خانوادمه چطور میتونم نسبت بهش بی تفاوت باشم:))
faride
faride
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
نِ مورِ نمگه!:دیی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
ایشالله خیره :)) اره تجربه کردم...حس بدیه ...
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
همه گفتن حس بدیه ولی کسی نگفت حس بد ینی چی ؟؟ البته اون شب شام زاد خورده بودم خخخ
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
منم خواب دزدی و مرگ و اینا دیدم:( خیلی حس بدی داره:(
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
آره منم خیلی خواب دیدم که مردم ....
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
آقا من چقدر تو کامنتام غلط املایی دارم خخخ دوستان منو ببخشین از همین تریبون از همه عذر خواهی میکنم :))
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
اشکال نداره به بزرگی خودمون میبخشیم :))
faride
faride
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
من نمیبخشمت! :/
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
حس بد !! یعنی وقتی بیدار میشه استرس داری نگرانی ..نفس نفس میزنی !!خلاصه دلت میخواد گریه کنی !اه
faride
faride
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
هوم فک کنم یه بار خواب دیدم یکیو کشتم@__@ ...خیلی بد بود خیلیییییییییییییییییییییی :(((((((((((
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
به قول آقای نص بزا یاداشت کنم با فریده دوست نشم خطر داره خخخخ از دوستی باشما ما خیلی خرسندیم فریده جان :))
خورشید
خورشید
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
10سال پیش تو یه بیداری مطلق چنین خبری شنیدم و تادو روز قدرت تکلم نداشتم
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
واقعا حست و درک میکنم حسی که تو خواب به من دست داد حالت بی حسی پاها که ادم ناخوداگاه میشینه :(( خیلی حس بدی بود
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
شرمنده من این چند روز سفر بودم الان دیدم مطلبطون رو. خخخخخیلی موافقم. من کلا مدتیه کابوس زیاد میبینم. یه بار خواب دیدم دارن دفنم میکنن!!!! خیلی حس نا جوری داره من وقتی خواب خیلی بد ببینم تا شب یکم حالم بده!!! مخصوصا..... راستی (ناخوداگاه بر زمین نشستم و سرم را در میان دستانم گرفتم و با صدای بلند گریه کردم... ) چقدر ادبی نوشتین این قسمت رو. خدا دوستتون رو واستون نگه داره و دوستیتون پایدار باشه....
سمیرام
سمیرام
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
آقا صالح شما هر وقت بیای قبوله :) شرمندگی نداره برادرم :) درضمن من خودم یه پا ادبیات نویسم چی فکر کردین خخ
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
مطلبتون......خخخخخ
سمیرام
سمیرام
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
ینی چی ؟؟؟ کاملا واضح توضیج بدین خخخ
سمیرام
سمیرام
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
:|
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
عصبانی نشین بانو به سوتیه خودم خندیدم ... تو کامنت اول نوشته بودم ( مطلبطون !!!) دوباره کامنت گذاشتم و درستش کردم... (یا اعصاب ندارین یا دوستتون رو خیلی دوست دارین!!!خخخخ)
SALI
SALI
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
توضیح دادم. نمیدونم چرا تایید نشد...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣