مامان‌ها از همه چیز خبر دارند!

مامان‌ها از همه چیز خبر دارند!

نویسنده : فاطمه خانووم

- خب از کجا می‌دونستی؟

- از اونجایی که من مامانم!

همیشه اشتباه می‌کرد. همیشه می‌گفت نه؛ راه حل خودم بهتر است. همیشه هم تعجب می‌کرد که چرا حرف مادرش درست از آب در آمده. مادرش می‌گوید کارهای پسرم مثال کلاغ 30 ساله است!  بچه‌تش 35 سال دارد. تعریف می‌کرد که....

ارشد دانشگاه تهران با بهترین رتبه قبول شد، اما هر چی گفتیم برو. گفت: نه؛ آنجا کسی را نداریم، تنها شهر غریب بروم چکار کنم؟

انگار می‌خواستند بدزدنش نابغه قرن را! رفت دنبال کار. یک جا بهش معرفی شد که به نظرم خوب بود. بهش گفتم برو. گفت: نه؛ حقوقش کم است. من با لیسانسم بروم آن وقت این قدر کم بهم بدهند. هر چه گفتم بهت اعتماد کند به حقوقت اضافه می‌شود، قبول نکرد و نرفت. بعد یک ماه گفت یکی را استخدام کرده حقوقش را دو برابر کرده است! 

موقع ازدواجش گفتم هر دختری که می‌خواهی بگو تا بروم. او هم انتخاب کرد. گفتم چرا؟ گفت چون دارد ادامه تحصیل می‌دهد. زن تحصیل کرده می‌خواهم. گفتم: نظرم را می‌خوای؟ گفت: آره. بهش گفتم خیلی مطمئن نباش به این‌که تحصیلاتش را به اتمام برساند. گفت: نه؛ کمکش می‌کنم.

غافل از این‌که او هیچ علاقه‌ای به ازدواج نداشت، اصلا برای ادامه تحصیل در شهر دیگر رفته بود تا راحت باشد. حالا شوهر را کجای دلش بگذارد. آخر هم طاقت نیاورد و به پسرم پیشنهاد طلاق داد و بعد از آن هم خانواده‌اش دیگر اجازه ادامه تحصیل ندادند. پسرم افسرده شد. بهش علاقه داشت، همین هم کار دستش داد و ازدواج دومش هم با مخالفت‌های من سر گرفت. بعدش پشیمان شد ولی چه سود. مجبور است تحمل کند چون خودش گفت درست می‌شود. ولی کی؟ خدا عالم است.

شما چی؟ به زندگی‌تان یک نگاه بیاندازید، شده راهنمایی‌تان کنند و شما گوش نکنید و چوبش را بخورید؟

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
یک مثال ساده.زمانیکه خورشید آسمان را در آغوش کشیده است،مامنم میگه:امروز سویشرتتو بردار. میگم: نه،خورشید نمیبینین؟ وقتی برمیگردم خونه انقدر آب جوش میخورم تا صدای گرفتمو نشنوه،ضایع نشم
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
خخخخ دخدر بد حقته ضایع بشی گوش کن خب...
ayshem_sh
ayshem_sh
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
برای من پیش نیومده .ولی خیلی وقتها حرفی رو از رو دلسوزی میزنم اما به حرفم گوش داده نمیشه :|
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
:) مرسی از حضورت.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
بااینکهههههههههه بعضیییی مواقععععععععع خلاف اون کاروانجاممممممممممم دادم ولیییی بازمممممممم همیشههههههههههههههههههه پشتمممممم بودنننننننننننننن حالانوبت اینههه که بگممممم مامانیییییییییییییییییییییییییییییییی عاشقتممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
ببببببببببببللللللللللللهههههههههه خخخخخخخخدددددددددددااااااااااا ببببببببررررررررراااااااا ههههههههههمممممممممم ححححححححفففففففففظظظظظظظظتتتتتتتتوووووووننننننننننن کنه دیگه آخری رو نفسم کم اومد خخ ممنون از نظرت عزیزم.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
درمورد همه ی مامان ها نمیتونم چیزی بگم ... اما مامان من بله...بشخصه خیلی قبولش دارم ودر خیلی از موارد الگوی من بوده....بیشتر این ناخلفی ها از جانب آقا پسرها هست :)))))) الان داداش منو مامانم هم ،سر همین که شازده باکی ازدواج کنه به تفاهم نرسیدن.... حالا ببین کی سر عقل بیاد... من برا عاقبت بخیریشون دعا میکنم شما بلند آمین بگین :) خدا یا همه جووونا رو به راه راست هدایت کن.... خدایا از جون ها آبی گرم نمیشه بعدش بی زحمت راه راستو به سمت اینا کج کن :)))
vesal
vesal
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
امین:)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
خخخ آمیییین :)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
مامان من همیشه همه چیزو میفهمید ولی به روی خودش نمیاورد :) یه بارم شیشه فلاکس شکست گفت دست نزن خودم جمع میکنم گفتم نه خودم تمیز میکنم بعدش خیلی ناجور انگشتمو بریدم :) ردش رو دستم هست هنوز کنار همون رد پنکه :)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
از اینجا معلوم نیس باید از نزدیک بررسی کنم.خخ
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
کو ببینم؟!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
چرا نشونم ندادی :)))))
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
خخخخخ نگا باز خخ
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
این مامانه چرا حجاب نداره؟؟؟؟
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
حالا شما هم تو این هاگیر واگیر به حجابِ اون بنده خدا چکار دارید؟!!! خخخ
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
کدوم هاگیر واگیر؟؟؟ خخخخ
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
خخخخ خیلی هم عصبانیه
vesal
vesal
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
اره خیییلی !!!!!!!!!!
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
بله... و هنوز در حالِ چوب خوردن هستم!
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
شما دیگه خعلی کارت بد بوده :((( منرسی از حضورتون .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
سلام: نمیدانم بایدنظر بدم یا نه.ولی زنده باشید.
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
سلام سلامت باشید چرا نمیدونید هم مادرا هم پدرها با تجربه ان.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
سلام: گفتم شاید بعضی بکویند که حالا که خودش پدرشده میگه.ممنون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
نمیدونم باید یه بررسی بکنم...
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
خبرشو بده خخخ
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
واسه منکه پیش اومده زیاد :)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
آقا/خانم دادرس یکم حرف گوش کن بشین خب
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
زیاد نع چون اکثر اوقات به حرفشون گوش میدم نمی دونم چرا ولی یه اعتماد خاصی دارم بهشون اممم احساس میکنم چیزی که میگن حتما اتفاق میوفته:-) ولی توی مسال کوچیک شاید اتفاق افتاده باشه ولی اونم کمه الان یادم نمیاد:-) ممنون از مطلبتون
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
آفرین ، موافقم ، تجربه دارن دیگه. خواهش عزیزم ممنون از حضورت :)
فاطیما
فاطیما
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
من یه بار حرف مامانمو گوش ندادم ولی بعدش دقیقا همون چیزی شد که مامانم پیش بینیش کرده بود...اصن انگار فرشته هایی هستن که تو آینده زندگی میکنن:-)♥
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
من یک بار تو بچگی به حرف مامانم گوش ندادم برم دسشوئی تشکمو خیس کردم هنوز بعد از گذشت چند سال شرمنده مامانم هستم.مامان دوست دارم .
محمد ابراهیمی
محمد ابراهیمی
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
از دست مادر
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
زیبا بود/موفق باشی فاطمه جان
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٢
٠
کاملا درسته. واسم زیاد پیش امده. اصلا مادرا انگار علم غیب دارن.... راستی آواتارتون خیلی قشنگه. خدا حفظشون کنه.
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
این چیه تو اتاقت!!!!!؟ ینی داغون میکنه ادمو این حرف مامان ها
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣