افکاری که جیز است!
اندر باب خوره‌ای که به فکر ما افتاده

افکاری که جیز است!

نویسنده : Golsa

جانم برایت بگوید که یک زمانی، آن قدیم‌ها که نه تو، نه پدر و بعضا نه پدر بزرگت به یادش نمی‌آورید، بیماری «جذام» نامی وجود داشته که می‌گویند برو و بیایی برای خودش راه انداخته بوده. می‌افتاده به جان مردم و ذره ذره گوشت تن‌شان را می‌خورده و از همین جاست که «خوره» هم می‌گفتنش.

سازمان جهانی بهداشت و فلان و بهمان و پزشک و دفتر و دستک، نشستند و به خیال خودشان ریشه کن کردند این بلای خانمان سوز را مثلا...

لابد بعدش هم باد انداختند به غبغب که بعله و ما اینیم و چنین کردیم و چنان؟!

نه جانم؛ بنده به عنوان یک پزشک، اولین تشخیص بالینی خودم را در این زمینه انجام دادم و نقل است که جایزه نوبل علمی هم قرار است در سال آینده به اینجانب تعلق بگیرد!

القصه بنده به این نتیجه رسیدم که این بیماری توی بدن افراد نهفته شده بود و گویا تغییر ماهیت داده و از دست سیستم ایمنی فرار کرده و مزمن شده و حالا اما دارد دوباره سر باز می‌زند و عرض اندامی می‌کند...

اما دیگر اسمش جذام نیست...

بنده اسمش را «خوره فکری» گذاشته‌ام، بسی خطرناک‌تر از بیماری قبلی...

واقعا افکار مریض این‌ها را باید قرنطینه کرد، افکارشان را مثل یک بیماری عفونی مسری به دیگران منتقل می‌کنند و خوره می‌اندازند به روح‌شان، به عقایدشان، به انسانیت شان...

راه درمان این بیماری نابودگر که البته حمل بر خودستایی نباشد خودم کشفش کردم، «تفکر» است...

تفکر!

چیزی که خداوند خدا از انسان خواسته....

می‌گفتم، این‌ها را باید قرنطینه کرد، باید از افکارشان دوری کرد، افکارشان جیز است!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
N_ARAMESH
N_ARAMESH
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
دقیق متوجه نشدم منظورتون از خوره فکری چیه دکی جان؟ O_o
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
سلام:) ببنید این خوره درواقع هرچیزی میتونه باشه,حرفها یا عقایدی از دیگران که زندگی آدم رو از مسیر صحیحش خارج میکنن و به بی راهه میکشونن که البته برای هر کسی میتونه متفاوت باشه:)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
آری :) تشکر.
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
چه تفکربرانگیزناک! جدا زیبا بود.
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
لطف دارید:)
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
زیبااااااااااااااابودددددددددددد وقابل تاملللللللللللل
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
ممنونم :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
وسواس فکری شنیده بودیم... جزام فکری، نع (^_^) البته میگن تعداد جزامی ها در ایران به50 نفر هم نمیرسد...این خوره فکری چقد از مردم مارو درگیر کرده؟ آیا؟؟ به هرجهت ان شالله خدا به همه شفای عاجل عنایت کنند :)
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
مطمئن باشید خیلی خیلی بیشتر از این چیزهاست:)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
عجب!!!!!! ممنون :)
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
:)
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
؟؟؟؟؟ ! یه کم نفهمیدم که چی شد ! ولی با این (فکر کردن) خیلی موافقم !
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
واضح بود که:) :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
اره کاملا این الان دور و بر ما رواج داره مثلا خودم به عینه شاهدش بودم یک معلم یک چیزه غلط و سره یک کلاس میگه که فقط زاده افکار خودشه و هیچ سندو مدرکی هم نداره و بچه ها بدون فکر کردن فقط اونو قبول میکنن و جاهای دیگه نقل میکنن منم همین عقیده رو دارم که باید این افرادو قرنطینه کرد:-) جناب دکتر من چند تا ار این افراد رو میارم شما معالجه و اگه نشد قرنطینشون کنین خخخخخ قلمتون مستدام:-)
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/١٦
٠
٠
اوووو معلمها که این مورد رو زیاد دارن متاسفانه!
ayshem_sh
ayshem_sh
٩٣/٠٩/١٦
٠
٠
دقیقا همینطوره. باید بعضیارو قرنطینه کرد نه جسمشون رو بلکه فکرشون رو.
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/١٦
٠
٠
:)
خورشید
خورشید
٩٣/٠٩/١٧
٠
٠
:)
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠