سینما یا سیرنما؟!
انتقادی به فرهنگ فیلم دیدن در سینما

سینما یا سیرنما؟!

نویسنده : رضا تمجیدی

دیروز برای آخرین بار رفتم سینما برای دیدن فیلم شیار 143، عقیده‌ام این است که فیلم‌های خوب را باید در سینما دید. نه به خاطر پرده سینما و بزرگ بودن آن؛ بلکه به خاطر حمایت از کارگردان و صنعت سینما. چون در ازای این همه زحمت و خرج و تلاش‌شان، تنها خواسته آن‌ها از ما این است. ولی متاسفانه تنها چیزی که از فیلم فهمیدم این بود که دختر ملوک خانم که همسایه نفر پشت سری من بود از شوهرش جدا شده! آن هم فقط به خاطر این‌که شوهرش نگذاشته بود دختر ملوک خانم درسش را بخواند.

و در طول فیلم هم بیشتر تمرکزم روی پلاستیک تخمه نفر جلویی بود که کی تمام می‌شود تا بتوانم ادامه فیلم را ببینم ولی فیلم تمام شد و تخمه آن آقا نه! تازه به دوستش گفت که بقیه‌اش باشد برای فیلم بعدی! جالب این‌جاست که در حین فیلم هم صدای خنده چند نفر هم از ردیف‌های آن ور سالن به گوش می‌رسید، آن هم برای فیلمی که طنز نبود! همچنین مشاهده شد که نفرات جلویی من چند بار با تلفن همراه‌شان صحبت کردند، چون نور گوشی‌های‌شان کاملا معلوم بود.

شاید دوستان بگویند که من حواسم به فیلم بود یا به دیگران ولی باور کنید این موارد در سالن سینما خیلی به چشم می‌آید و روی اعصاب است. واقعا می‌بینید دوستان در چه شرایطی باید فیلم ببینیم؟ می‌رویم نود دقیقه حاصل تلاش صدها نفر را روی پرده ببینیم، حال اگر در این نود دقیقه سکوت کنیم و چیزی نخوریم زبانمان لال می‌شود یا سوء تغذیه می‌گیریم؟ بعضی‌ها می‌گویند سینما به همین تخمه و آجیل خوردنش خوب است، من فکر می‌کنم این دوستان سینما را با پارک اشتباه گرفته‌اند. حال برای فیلمی که پر سر و صدا باشد و یا طنز باشد توقعی نیست، مثلا فیلم شهر موش‌ها که برای سنین پایین ساخته شده بود، هیچ کس توقعی ندارد که در آن سالن سکوت حاکم باشد ولی برای اینچنین فیلم‌هایی که فقط باید سکوت باشد و احساس نمی‌دانم این دوستان برای چه می‌آیند و باعث اعصاب خوردی بقیه هم می‌شوند.

سینما در شهر من جایی است که زوج‌های جوان می‌روند و دو ساعت با هم حرف می‌زنند و گل می‌گویند و گل می‌شنوند. سینمای شهر من جایی است که چند دوست با هم می‌روند و و آن‌قدر تخمه می‌خورند و می‌ریزند که سینما داران برای تمیز کردنش دست به دامن نیروهای شهرداری می‌شوند. سینمای شهر من جایی است که اگر به کسی بگویی آقا لطفا ساکت باش، اگر فقط زیر چشمت کبود شود، شانس آورده‌ای. سینمای شهر من جایی است که خیلی‌ها نمی‌دانند کجاست. سینمای شهر من جایی که خیلی‌ها به آن به چشم یک تفریح و سرگرمی نگاه می‌کنند. ولی سینمای ایران من سینمایی است که هر ساله در جشنواره‌های بین المللی می‌درخشد، سینمای ایران من را خیلی از مردم دنیا دیده‌اند و دوست دارند. می‌خواهم بگویم که فرهنگ این افراد برای سینما رفتن پایین است ولی دلم نمی‌آید مردم شهرم را با این لقب نام ببرم. شاید بهتر باشد من دیگر سینما نروم. راستی یادم رفت بگویم دختر ملوک خانم مهریه‌اش را بخشید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
خیلی متن خوبی بود . مخصوصا جمع بندی اخر متن . :) و حرفتون هم خیلی درسته برای حمایت از صنعت سینما باید فیلم های خوب را در سینما دید ولی من فکر می کنم بهتره به جای سینما نرفتن سینمای بهتری رو برای رفتن انتخاب کنید . یکی دوتا سینمای خوب تو مشهد هست که این اتفاقا در جریان فیلم نمی افته . قلمتون مانا :)
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
:| اگه یه نفر باشه که همزمان داستان فیلم رو جلو جلو براتون تعریف کنه قدر همون آقای تخمه ای رو بیشتر خواهید دونست :| :دی
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
زوج های نوجوونو گفتین یاد یه چیزی افتادم ... نمی شه گفتش :| ولی خب خودتون پیدا کنین پرتقال فروش را :/
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
زوج نوجوون چیه همتا زوجه جوون! :دی زوجای نوجوون میرن شهر موشا (خخخ) :دی
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
اینا خیلی جوون بودن آخه :دی نه یادمه آواز گنجشک ها بود :دی
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
سینمادوست ندارمممممممممممممم
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
چرااااااااااااا آخههههههههههههههههههه؟ سینما همه ی زندگیمههههههههههههههههههه! دنیامهههههههههههه! عشقمهههههههههههه! امیدمهههههههههه!
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
من بیشترفیلمای کوتاه وتئاترمیپسندممممممممممممممممممممم زیادباسینمامیونه خوبیییی ندارمممممممممممممممممممم به عقایدشماهم احترام میزارمممممم /راستی ازخانم قاسمی خبرنداریددددد کم پیداهستندددددددددددد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
بله همینطوره.... چه میشه کرد...به نظرم سینما رو باید تنهایی رفت...
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
با احترام جناب تمجیدی زیبا بود .اما مقصر مردم و همسایه ملوک خانم نیستند.مقصر خود صنعت سینماست.چون مخاطب خاص ومخاطب عام را از هم جدا نکردند.البته جدیدا شنیدم سینما هویزه داره این کارو میکنه.بازم خوش به حالتون توی شهر ما که شهرداری زحمت کشید همون یک سینما روهم خراب کرد.سپاسگزارم مستدام باشید.
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
می دونین خیلی چیزا رو نمیشه تغییر داد یکیش همین فرهنگ سینمایی هست که ما داریم. باور کنین نمیشه تغییرش داد... فقط باید تمرین کنی به اعصابت مسلط باشی!
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
لذت بردم... نمیشه تغییرش داد چون به خیلی عوامل بستگی داره....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
سلام: همه با هم باید کمک کنند برای اصلاح .!!!!
 آزاده شمشیری
آزاده شمشیری
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
جناب تمجیدی حق با شماست ولی برای مثال، فیلم خوبی رو اسم نبردین چراکه این فیلم بقدری زیبا و تاثیر گذار هست و نکته های ظریف کارگردانی داره که به شخصه داخل قطارشهری هم میتونم ببینمش و با کاراکترهاش اشک بریزم
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
حرف حق:)) منم برای شیار رفته بودم یه سری از پسرای بی فرهنگ! کل فیلم داشتن می خندیدن یعنی حرصم گرفته بود....حالا تخمه و اینا که بماند....
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥