نوستالژی های یک قُل
شما خودتون رو با هم اشتباه نمی گیرید؟ :|

نوستالژی های یک قُل

نویسنده : شاهدخت

هر کس در هر موقعیتی که قرار دارد (صرف نظر از اینکه این موقعیت خدادادی باشد یا اینکه خودش آن را برای خودش ایجاد کرده باشد) لازم است که به یک سری سئوالات پاسخگو باشد. پاسخ دادن به این سئوالات – یا اقل¬ کم شنیدن هر روزه شان – جزو لاینفک آن موقعیت بخصوص است.

مثلا برای کسی که رتبه¬ اش در کنکور خوب شده، شنیدن این سئوالات که "روزی چند ساعت می¬ خوندی؟ " ، " کلاس کنکور یا آزمون جایی شرکت می¬کردی؟؟ " ، " درصدات چند بودند؟؟" و سئوالاتی از این قبیل را می¬توان مثال زد.

اما گاهی اوقات این موقعیت به خصوص چون خیلی درجه اختصاصیتش بالا رفته و بخش عظیمی از جامعه از تجربه کردنش محروم مانده‌¬اند منجر به طرح سئوالاتی می‌شود که حقیقتا پا را از چارچوب سئوال فراتر گذاشته و به حیطه لطیفه و فکاهی و ایضا ترول(!) نزدیک می‌شود.

چیزی که باعث نوشته شدن این متن شد موقعیت ویژه‌ای‌ست که نویسنده 20 سال آزگار است دچار آن است و عین این بیست¬ سال را با چنین سئوالاتی سر کرده¬است و این موقعیت به خصوص چیزی نیست جز جایگاه عظیم¬ الشان " دوقلویی "!

کافیست طرف مقابل متوجه شود که شما یک کپی از خودتان در خانواده¬‌تان دارید. آن زمان است که سیلی از سئوالات عجیب و غریب به سمت شخص قُل¬ دار روانه می‌شود‌؛ تاجایی که قُل¬ دار مذکور به این فکر می‌افتد که نکند این سئوالات اساسا جزو تنظیمات کارخانه هر فرد محسوب می‌شود و هر شخص بالقوه این سئولات را در ضمیر خود دارد! چرا که ظاهر بعضی سئوالات به قدری تخیلی هستند که انگار هیچگونه تفکری پشتشان نخوابیده است!

برای نمونه به مثال های زیر توجه کنید:

+ مامان باباتون شما رو با هم اشتباه نمیگیرن؟؟؟ ( :|)

+ پلک زدن تون هم با همه ؟؟؟ ( :|| )

+ با هم تله پاتی دارین ؟ ذهن همو می‌خونین ؟!! ( نمی‌گویم نیست ولی نه در این حد!!)

+ اگه تو دل درد بگیری اونم دلش درد می¬گیره؟؟؟ (علم پزشکی رفت زیر سئوال)

+ خودتون خودتون رو اشتباه نمی¬گیرین ؟ !!!!؟؟؟؟؟ ( این یکی رسما ترول محسوب می‌شود)

البته سؤالات دیگری نیز هستند (مانند: کدومتون بزرگترین ؟چند دقیقه؟ چقدر دلتون برای هم تنگ میشه؟ تا حالا بجای هم امتحان دادین؟ و...) که هر چند جنبه علمی تخیلی ندارند اما به سبب اینکه شخص دوقلو به تعداد افراد ملاقات کرده در طول عمرش به این سئوالات پاسخ داده یک جورهایی نوستالژی های زندگی یک دوقلو محسوب میشوند.

به امید اینکه دیگر هیچ ایرانی سخت کوشی با پرسیدن چنین سئوالاتی موجبات تفریح و خنده و نیز دو نقطه خط صاف شدن اقلیت دوقلوی کشور را فراهم ننماید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
و اگه سه، چهار یا بیشتر باشن خدا به داد برسه!! :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
الان شما خودشی یا قُلش؟؟؟ :دییی
فاطیما
فاطیما
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
واااااای خعلی باحال بود.خخخخخخح
s_a
s_a
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
وای یعنی + آخریه عاااااااااااااااااااااالی بووووووووووووووووووووووووووووووووود...... مردیم از خندهههههههههه (من + خانواده ) =)) =)) =)) خب حالا واقعا خودتون خودتونو اشتباه نمیگیرین؟!!! O_o :دییی
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
چرا من بضی وقتا احساس می کنم از کجا مَلوم که من شادوخ نبودم بعد از یه جایی به بعد اشتباه شده من شدم همتا ؟:|
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
نه والا به کمالات من نمیخوره تو باشم :دی
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٢
١
٠
وقتی به این فک می کنم که ممکن بوده من شادوخ باشم 4 سوتون بدنم می لرزه :|
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
:خخخخخخخخخخخخخ
admincheh
admincheh
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
البته چند قلویی در اقلیت تره :)اما خب حق بده:)دختر دایی و پسر دایی من دوقلوی همسانن ^_^ جالب خب^_^
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
مامان باباتون شما رو با هم اشتباه نمیگیرن؟؟؟
faride
faride
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
پریسا چرا هنوز که هنوزه شمارو نمیتونه تشخیص بده؟! :دی
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
مشکل از پریساس ^__^
faride
faride
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
یادمه تو پارک یه چیزایی راجع به تله پاتی و اینا داشتی میگفتی...بعدم بهم توضیح بده یکم^__^
سمیرام
سمیرام
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
حالا کدوموتون زودتر بدنیا اومدین؟؟؟ میخوام قل بزرگه رو بشناسم :|
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
شادوخت بزرگتره :| زور گو عم هس :|
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
من که ازبس دوروبرم چندقلووجودداره دلم لک زده واسه یک یک قلویی ولی من که یادم نمیادازکسی همچین سوالای پرسیده باشمممممممممممممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
چرا خوب؟! پرسیدنشون کلی کیف میده !!! خخخخ
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
سلام:اگر مثل اون دیشبیا که تو اخبار نشون داد6تا بودن چی.ممنون
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
وووویییی فک کن 4 تا دیگه هم بودن چی کیفی می داد خخخخخ
zahra.bkht
zahra.bkht
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
پسردایی ها دختر دایی های من چهار قلو هستن
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
هر 4 تا شبیه به همن بعد!! اوههه!
M_Abdolahi
M_Abdolahi
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
چند روز پیش توی مشهد هفت قلو!!!(اگر اشتباه نکنم!) به دنیا اومد. خدا به درد پدر مادرشون برسه!!! منم شک کردم که قل دارم یا نه؟ نکنه الان یه برادر دارم که ازش بی خبرم!!! (فیلم هندی!!!)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
بح بح یک حقوقدان دیگر به این سایت اضاف شد.خخخخ چند نفر به 3 نفر؟؟؟
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
خخخ! جالب بود! برام جالبه بدونم آیا امکانش هست یکی تون فقط دَم داشته باشه، اون یکی بازدم آیا ؟!!! اگر آره امکانش هست : اِ چه جالب! نمیدونستم! اگر خیر امکانش نیست : خب سعی کنید شاید شد!
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
خخخ میخواین شادوختمونو بکشین؟؟؟
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
-___-
mahboube_a
mahboube_a
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
خیلی خوب نوشتی . میگم حالا شمام ملتو سرکار بزارین موجبات خنده و تفریح خودتونو فراهم بسازین . :))
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
یعنی به نظرم از شخصیت اونی که گفته خودتونو باهم اشتباه میگیرید یا نه میشه کمیک ها ساخت:)))
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
اون کمیک نمی خواد کتک می خواد :|
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٩/١٢
١
٠
یه سوال برام ایجاد شد شاهدخت.....وقتی میری جلو اینه متوجه میشی خودتی یا نه فکر میکنی همتا ست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
من به این زیبایی :دی
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
چرا بعضی روزا که خیلی قیافه ام کپک میشه میرم جلو آیینه یهو یاد همتا میفتم خخخخخخ
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٢
١
٠
اینجوری که باید 24ساعت شبانه روز یاد می بیفتی :|
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
بچه ها دعوا نکنین...من خوشگل ترم
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
من هنوز هم شما دو تا رو نمتونم تشخیص بدم از هم :|
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
من خوشگلترم دیه تابلویه ^____^
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
خخخخخخخخ منکه اصن دوست نداشتم قل داشته باشم:/مدیونی اگه فک کنین حسودم:/
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
مدیونی اگه فک کنی همچین فکری کردم :دی
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
بانو شادخت و همتا به بخش پاسخ به کامنت ها ! :)))
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
حسش نیست ... :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
من خودم کلی تئوری و تز جدید درباره دقلو ها ارائه میدم....هرکی هرسوالی داره بپرسه من جوابگو هسدم ('^_^)
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
ممنون میشم یه مدت به جای ما تقبل کنی جواب دادن به این سئوالا رو :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
حتما؛ هرکس سوال تخصصی داشت ارجاعش بدین به من، خودم دخل مخشو میارم...یعنی ببخشید توجیحش میکنم ;)
par!sa
par!sa
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
خخخخ ولی من واقن برام سواله! مامان باباتون تشخیصتون میدن؟ ینی اگه اون مارک همتا نبود تشخیص میدادن؟ خخخ
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
فک کن در دوران نی نی کوشولویی یه بار خواب بودیم بعد باید به من شربت می دادن نمی دونستن من کودوم یکی ان تو خواب تشخیص نمی دادن :|
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
:|
par!sa
par!sa
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
مامانم همی الان یه سوال پرسید : خواستگار براتون بیاد چجوری تشخیص میده واس کودومتونه ؟ =)) =)) =))
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
:| بذار بیاد بعد بهش میگم :|
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
:| عی بابا ؟؟؟ دلتون خوشه ها =))
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
کو خواستگار خواهر..
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
وحشتناکش می دونی کجاس ؟ این که مثلا بابا زنگ میزنه به من بعد کلی احوال پرسی و اینا میگه خب از "فائزه" چی خبر داری ؟ بهش زنگ زدی ؟ :||| این وقتاس که دلم می خواد گوشیمو پرت کنم یه گوشه فقط سرمو بکوبم به تیزی بالش :|
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
:دییییییییییییییی
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
مِخِندن ؟ :دی
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
یادم باشه دیگه تو مطلبای ارسالیم برا جیم بجای اسپیس ، کنترل دَش نزنم -___-
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
خیلی خووب بود:)).. ولی واقعا بعضیام اصن واسشون جالب نیس دونستنش فقد چون یجا بیکار نشستن همچین سوالایی میپرسن سرگرم شن !
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
واقعا از کجا معلوم اسم های شما همون اسمی که وقتی به دنیا امدید پدر و مادرتون روتون گذاشتن؟ از کجا معلوم جابجا نشده باشه :خخخخخخخخخخخخ
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
خدا نکنه -ــ- خخخخ
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
دو تا داداش دوقولو تو دانشگاه داشتیم کاردانی هم کلاسی و هم دوره ای بودیم ولی کارشناسی یکیشون رفته یک جای دیگه یکیشون هنوز با مایه. این دوتا اینقدر سر امتحان ها جای همدیگه میرفتن امتحان میدادن که ما حسودیمون میشد، درسارو یکی در میون میخوندن و به جای هم دیگه امتحان میدادن :خخخخخخخ
همتا
همتا
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
ایبل خخخخخ
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤