رویای ناتمام / شعر
شعری سروده خودم

رویای ناتمام / شعر

نویسنده : m_nasim

کاش می‌شد داستان زندگی را پاک کرد

یا تمام خاطرات را در آسمان‌ها خاک کرد

داستان زندگی مانند خوابی بیش نیست

غصه‌ها و دردها هم، مثل نقابی بیش نیست

کاش می‌شد اکنون را به قبل تبدیل کرد

یا همان چیز را که نیست تقدیر کرد

کاش می‌شد قلب‌ها پر می‌شد از لطف و صفا

کاش می‌شد پاک می‌شد عالم از حسد و ریا

کاش می‌کردیم زندگی را خالی ازاین فتنه‌ها

کاش می‌شد روشنایی بود جای سایه‌ها

کاش تعویض می‌گشت جای قدرت با خشوع

کاش می‌گشت جاری بر جهان الله اکبر یا رکوع

کاش می‌شد زندگی یکرنگ بود

خالی از دلبستگی‌ها، بی‌آهنگ بود

داستان زندگی کی می‌شودآخر تمام؟

کی کند آن منجی حق و عدالت بر همه عالم قیام؟

کاش می‌شد خواب ما کوتاه بود

کاش صبح، نزدیک و ابلیس غرق آه بود!

(م.ترکانلو)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام بر دوست عزیزم... خوب بود شعرت. چن جاش یکمی نمیومد که دیدمت بهت میگم.دلم هم برات تنگ شده.یاحق
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام به تو دوست خوبم، دوست خوب و واقعی کسی هست که از آدم انتقاد هم بکنه نه فقط تعریف.ممنون از توجه ونظرت. راستی منم دلم برات خیلی تنگ شده، کاش فرصت پیدا می کردیم یه ذره بیشتر باهم باشیم.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
خیلییییییییییییییی خیلیییییییییی زیباااااااااااااااااااا
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
ممنون ازنظرتون.
faride
faride
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
چه عکس خوشملی^_^
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
شما خودتون هم معلومه هم خوشگلی هم بانمک،امیدوارم مطالبم رودنبال کنید.ممنون
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
موفق باشید.... لذت بردم.
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
تشکر از توجه ونظرتون.
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٠٢
١
٠
سلام .. شعر خوبیه اما چن جاش ایراد وزن داره: 1. یا تمام خاطرات را در آسمان ها خاک کرد/ اگه اینطوری بود ایرادش برطرف میشد: خاطراتش را درون آسمان ها خاک کرد 2.غصه‌ها و دردها هم، مثل نقابی بیش نیست/ توو این مصراع فقد اگه کلمه ی "هم" حذف بشه وزن درسته راستش در ادامش ایرادای دیگه ام توو وزنش هس و همینطور قافیه اما مطمئن نیستم که شما اصن دوس دارید کارتون نقد بشه یا نه و اصن شاید دوس نداشته باشید بعضی از قسمتاشو تغییر بدم (حتی برای بهتر رسوندن منظورم).. به هر حال عذر میخوام .. قصدم جز کمک کردن نبود .. ممنونم
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٢
١
٠
سلام دوست عزیز،ممنونم ازنقدوتوجه شما.امابایدبگم من رشته دوره دبیرستانم تجربی بود والان هم حسابداری می خونم وهیچ تخصصی درزمینه شعر نویسی ندارم.فقط گاهی حرفامو توشعرها یا مطالبم می یارم وآرامش خاصی بهم دست میده.این شعر روهم ساعت 1شب دیدم خوابم نمیادوفکرم مشغوله نوشتم تاکمی آروم شم.امیدوارم بازم مطالب منو دنبال کنید..
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
بله عزیزم حق با شماس هرکس میتونه هرجور دوس داره احساساتشو بنویسه.. و من بازم باید مذرت خواهی کنم برای نقدی که کردم .. هیچ کس حق نداره بدون اجازه مطلبی رو نقد کنه .. ممنونم مرضیه جان
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
دوست خوب ممنون وخوشحال میشم اگه بازم مطالبم رو نقد کنید.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٢
١
٠
سلام:شعرتون زیباست ولی با خانم رها موافقم چند جا دقت بیشتر ی میخواسته.سپاسگزارم .قلمتان مانا وموفق باشید.
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام، از مطالبی که می نویسید بهتون میاد یه استاد باشید،اگه هستید من جای شاگرد شما هستم وتفاوتهای زیادی بین شاگرد واستاد هست واینکه من شاعر نیستم یه آدم معمولی ام که فقط حرفاشو تومتن ونوشته هاش میاره.واقعا ممنونم از توجه ونظرتون استاد..
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام:اولا که منم مثل شماهستم وشاگرد.دوما شعرتون قشنگ بود و با کمی تغییردادن عالی میشود وسوماکه همۀ جیمی ها خوشحال میشوند که هرروز به شاعران اضافه بشود پس ازدوستان بخواهیدکه هرمسئله ای به ذهنشان میرسد را بگویندجون اینجا همه خودی و دوستدارشما هستند. زنده و سلامت والبته موفق باشید واشعار بیشتری ازشما ببینیم.ممنون وعذرخواهم.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام مجدد: ضمنا همین که ذهنیات را روی کاغذوبصورت شعر مینویسیدکارمشکلی است که هرکس این توانائی را نداردوانتخاب موضوع هم سخت است.خوشحالمون میکنیدکه بیشتر بنویسید.متشکرم
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
نمیدونم انگار لحن تندی توکلامم هست همه زود ازم ناراحت میشن من از شما عذر خواهم و خوشحال میشم اگه بازم مطالبم رو نقد کنید.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام: مثل اینکه من درست توضیح ندادم.از کلام شما هم اصلا ناراحت نشدم اگراینگونه بود میگفتم.فقط خواستم کمکی کرده باشم واینکه اینجا ایراد کار گفته بشه شعر اصلاح میشه ولی اگر کسی نگه کسانی خواهند گفت که شاید شمارا واقعا ناراحت کند.امیدوارم که شادمان و موفق وسلامت باشید.
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
کاش...
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام ممنون به خاطر همدردی تون..
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام و درود...شعر زیبایی بود...استادان نظر دادند...ما دیگه نقد نمی کنیم... :) ادامه دهید...قلمتان مستدام!!!
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام شما لطف دارید،من خوشحال میشم وقتی کسی ازم انتقاد میکنه چون انتقاد باعث پیشرفت آدم میشه.امیدوارم مطالبم رو هر چند خوب نباشه دنبال کنید.
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
کاااااااااش....هیییی... خیلی لذت بخش بود ممنوووونم:)
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
من هم ازتوجه ونظر شما بسیار ممنونم:)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
عالی بود، آفرین به شما :)
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
تشکر از لطف وتوجه شما:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
خیلـــــــــــــــــــی قشنــــگ بود.... لذت بردیم مرسی (^_^)
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
ممنون از شما..
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
خوب بود،ادامه بدید
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
تشکر می کنم از شما..
یوسف زهرا
یوسف زهرا
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
پدرم، كاش كه تو، شعر مرا مي ديدي غم واندوه را، از چهره ي من مي چيدي
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
ممنون از توجه شمابه شعرهاومطالبم..
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
سلام ... من كه دوست ندارم داستان زندگيم را پاك كنم / و شعري زيبا بود مرسي
m_nasim
m_nasim
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
سلام چقدر خوب،ولی من منظورم یه چیز دیگه بود.ممنون که نظر دادین ...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤