مرد ارمنی ... / شعر

مرد ارمنی ... / شعر

نویسنده : Erfan_69

ارمنی بود و ارمنی زاده، ظرف خالی گرفت در دستش

آمد و توی صف نذری گفت: «السلام علیک دُردانه»

پچ پچی دور او به راه افتاد، عده‌ای خنده، عده‌ای مبهوت

زیر لب دختری غضب می‌کرد: «مردکِ ارمنیِ دیوانه!»

سرِ خود را گرفت پایین تر، بغض تلخی گرفت جانش را:

«من محب حسین(ع) و اولادش... آشنایم نه این‌که بیگانه»

صفِ دلواپسی جلو می‌رفت، ارمنی در دلش چه غوغا بود

روضه خوان از رقیه بانو خواند، از سه ساله میانِ ویرانه

توی حالِ خودش پریشان بود،فکر بیماریِ پسر در سر

ناگهان مردی از سرِ صف گفت: «شد تمام و نمانده یک دانه!»

همه رفتند و ارمنی آمد، با قسم، با گلایه و اصرار

زد عقب هر کسی جلو آمد، رفت با گریه آشپزخانه ...

یک نگاهی به دیگِ خالی کرد، گفت: «باشد قبول آقاجان...

من همانم که دیگران گفتند ... مردکِ ارمنیِ دیوانه!»

پای خود را گذاشت در کوچه، دلخور از خویش و از ندامت‌ها

دستِ رد خورده بود بر قلبش، رفت خانه چه نا امیدانه

***

وسطِ دسته ظهرِ عاشورا، پسری با صلیب بر گردن

ناگهان ویلچرش زمین افتاد... وَ پسر روی پاش، مردانه ....

(فاطمه سادات مظلومی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
سلام و درود...شعر بسیار زیبایی بود.تشکر از انتخابتان :)
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
عاااالی بود :))))
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
بسیار زیبا و احساسی و بامحتوا. لذت بردم.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
واقعازیبااااااااااااااااااااااا
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
خیلی عالی ..بود...ممنون
admincheh
admincheh
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
وسطِ دسته ظهرِ عاشورا، پسری با صلیب بر گردن ناگهان ویلچرش زمین افتاد... وَ پسر روی پاش، مردانه .... ....
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
خیلی عالی،مو بر تنمون سیخ شد،ممنون از حسن انتخابتون
m_mehravard
m_mehravard
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
روی پاش... مردانه... :(( :((
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
سلام:درود برشما دوست گرامی.السلام علیک یا ائمة المعصومین(ع).
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
چ شعر عالیی بود/واقعا عالی :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
خیلی خیلی رووون بودو قشنـــــــــــگ (^_^) دست شما مرسی
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
فوق العاده:)
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
خیلی قشنـــگ بود. من رو برد توی یه حال و هوای دیگه اصلا . مرسیـــــــــ :)
amin20
amin20
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
بسیار زیبا
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود..مگه ب کیا میگن ارمنی؟!:)ممنون
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
خیلی زیبا بود.دلم تنگ شبای هیئت شد
ayshem_sh
ayshem_sh
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
لرزه ی عجیبی بر تنم افتاد...
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٣٠
٠
٠
به به :) ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
شعری سروده خودم

وقتی که دلت...

٩٦/٠٤/٣١
از حسرت هایمان می نویسم

نامه هایی به همسرم / قسمت اول

٩٦/٠٥/٠١

چه حسی تو عمق موهامون!

٩٦/٠٥/٠٢
از قیمت پیاز تا ژن خوب

اونایی که ژن خوب ندارن نیان پیج من، مرسی اه!

٩٦/٠٥/٠٤
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
امان از روزی که دلمان یخ بزند

سرد نباشیم

٩٦/٠٤/٣١
رابطه های نیمه تمام

ترس از تنهایی

٩٦/٠٤/٣١
همه خوبن، دولت بده

رابطه دولت و کودک آزاری چیست؟

٩٦/٠٤/٢٩
چقدر به هم می آمدیم

شال گردن

٩٦/٠٥/٠١
شعری سروده خودم

اشک خواهشي عاشقانه است

٩٦/٠٤/٢٨
دوست داشتن قوائد بسياري دارد

من يك گند زن تمام عيارم!

٩٦/٠٤/٢٨
روز آف؛ بهترین روز هفته

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت هفتم

٩٦/٠٤/٣١
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
قول بده جز من نخواهی

ما مردها از یک بیماری رنج می بریم

٩٦/٠٥/٠٤
شعری سروده خودم

نو به بازار آمده...

٩٦/٠٤/٢٩
می گذارم همه چیز از دست برود

ترس از دست دادن

٩٦/٠٤/٣١
شعری سروده خودم

یهو یک عده دختر آفریدند

٩٦/٠٥/٠٤
راز قدرت پدرها

در پیرژامه پدری

٩٦/٠٥/٠١
تبلیغات