این عه ریلیشن شیپ!
ماجراهای شیرین دانشجویی

این عه ریلیشن شیپ!

نویسنده : همتا

«سیتی استار» یا همان ستاره شهر، یکی از رستوران‌های یکی از شهرهای خداست که چون هم بزرگ و دلباز است و هم خیلی خوش مسیر، غالبا جزو گزینه‌های دانشجویان برای شب‌هایی است که شام ندارند و یا به هر دلیل عقلانی وغیر عقلانی‌ای قصد دارند خارج از محیط خوابگاه شام بخورند. البته دلیل دیگری هم که همیشه نگفته باقی می‌ماند و اتفاقا در انتخاب شدن «سیتی استار» به عنوان گزینه نهایی تاثیر خیلی زیادی هم دارد.

سوژه خور بودن این مکان دنج و به قولی «های لِوِل» بودن، حقیقتا برای چند تا دختر بیکار که خیلی بچه‌های خوبی هستند و سرشان همیشه در دانشگاه توی کتاب و دفترشان است و این‌ها، هیچ چیز لذت بخش‌تر از این نیست که آخر هفته‌ها بیایند این‌جا و هم شام بخورند، هم یک سروگوشی آب بدهند و از ریلیشِن شیپ‌های جدید دانشگاه که غالبا در طبقه بالای همین مکان مستقر شده‌اند باخبر شوند! 

***

حالا شما تصور بفرمایید که با ریلیشن شیپ عزیزتان نشسته‌اید ورِ دل هم و دارید دل می‌دهید و ایضا قلوه می‌گیرید که یکهو در باز می‌شود و چهار تا دختر چادری وارد می‌شوند. آیا شما در آن لحظه با خودتان فکر نمی‌کنید که تمام شد و مامورین منکرات آمدند و الان است که بیایند سر میزتان و حالتان را بگیرند؟!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ:)مردم ازاری کاره خوبی نیس
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
نه والا ! ولی این قد حال میده خخخخ
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
چرا این متن این قد درب و داغون شده ؟ فعل هاش کو ؟:) نصف جمله هاش ناقصه عاقا دیه خخخ
رفیعه
رفیعه
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
ما ک نفهمیدیم...ولی همون ک فاطمه گف!!!:دی
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
متن وبلاگت دلنشینتر بود ولی کلن برین از خدا بترسین خخخ مردم آزاری نکنین خخخ
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
این اصن افتضاح شده :(
™دکتر مَنتی (م) ـ
™دکتر مَنتی (م) ـ
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
خاطرم نیست تو وبلاگتون نظر گذاشته بودم در موردش یا نه :)) ولی خوبه هدایت میکنین نا خواسته جمعی رو:)) من جای مدیر رستوران بودم طبقه بالا رو منع میکردم برای ورود افراد مجرد :))
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
مممم اتفاقا رفتیم طبقه بالا دیدیم اون بالا که بساطی بود خخخخ مثه چن تا بچه مظلوم سرمونو انداختیم پایین اومدیم طبقه پایین :دی
™دکتر مَنتی (م) ـ
™دکتر مَنتی (م) ـ
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
:)) اینجا نوجوون رد میشه!!! چی رو تصور کنن که با ریبشن شبپشون نشستن :| :)) دوستان نوجوونه من :)) ریلشن شبپ همون برِه ناقلا منظوره ها :)) شیپه ناقلا
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
همون که شما گفتین :دی فقط من مثکه هی باس یادآوری کنم که اونی که با ریلیشن شیپش نشسته بود من بد بخخخخخخخخخخخخختتتتتتتتتتت نبودم :|||||||||
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
جالب بود... متن به این زیبایی رو خودتون مُثله کرده بودید یا دوستانِ سایت زحمتش رو کشیده بودن احیانا؟!! قلم شیوایی دارید. لذت بردم.
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
متن درستش تو وبلاگم هس این بنده خدا نمی دونم چرا این ریختی شده :دی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام::))
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٠٢
١
٠
سلام
ماشاء الله همه جا چادر مشکی ها هستند
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/٠٢
١
٠
یه ماشالا بگین :|
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
ماشالا :))))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
ماشالا
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/٠٢
٢
٠
ما ته ته حرکت فرهنگی مون وقتی دانشجوی خوابگاهی بودیم شام رو تو ساندویچی خوردن بود!! شما رستوران های لول میرید! مرفهین بی درد به شما میگن والا!!
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٢
١
٠
نچ نچ نچ! واقعا مرفهینِ بی دردن! من که زمان دانشجوییِ اولم فقط میرفتم پشت شیشه رستورانهای سطح شهر و نگاه میکردم غذا خوردنِ مردم رو! روزی سه وعده، صبحانه نهار شام. سیر هم میشدم قدرتِ خدا!
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
بعله یه هفته تنها بودم تو خوابگاه کلی بهم فشار روانی وارد شده بود به خودم جایزه دادم ^ــــــ^ خخخ
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
این چه متنیه خخخخخخ
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
می بینی ؟:\
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/٠٣
١
٠
.واسه من پیش اومده :| احتیاج به تصورم نیست. کاش با ریلیشن شیپمون بودیم حالا دلمون نمیسوخت. با بچه های دانشگاه بعد از آخرین امتحان پایان ترم رفتیم یه ناهار دور همی و ... از اتفاقایی که تو کلانتری طرقبه افتاد و بازداشتمون! تا شب نگم بهتره. فقط به جرم ناهار خوردن :|
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
آقا فک کنم شما اشتباه متوجه شدی ! ما با ریلیشن شیپ نبودیم به خدا ما اون چادریا بودیم خخخخخخخخ
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
متن جالبییییییییییییی بودددددفقط فک نمیکنیدمحیطای عمومی جای خوبی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟که تواین دردسراهم نیافتیدبه نظرمن اگه توخانواده باشه بهتر من امتحان کردم به شماهم توصیه میکنمممممممممممم
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
مممم نفهمیدم ! تو محیط خونه بریم رستوران ینی ؟؟؟؟؟؟؟؟ :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
همتا :))))))))))))) من جای تو بودم الان تو افق محو میشدم :))))))))))
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
نهههههههه منظورم تومحیط خونواده این اتفاق بیافته منم جشن پایانی داشتم کله بچه های کلاسمونوونمون دعوت کردمممممممم این اتفاق بعدازگذشت یک سل هرماه اتفاق میافته البته باحضورخانواده هابدون هیچ دردسریییییییییی
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
خیلی با مزه بود همتا جان ..و البته غم عمیقی ام داش ... آفرین ..البته من از توو وبلاگتم خوندمش تا حق مطلب ادا شه;) .. راستی منو خواهرمم فاطمه فائزه ایم!😝 ممنونم عزیزم
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
١
٠
خب خدا رو شکر حداقل اصل مطلبو فهمیدی :)))))) دوقلویین شما هم ؟؟؟:)
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
نه عزیزم فاطمه یه سالو هفت ماه از من گنده تره...فدات
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
یه سری (وقتی خیلی کوچیک بودیم..حودود اول دبستان) مهمون داشتیم.. خانومه از مامانم پرسید اینا دوقلو ان؟.. منم گفتم نه ما خواهریم:|
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
این دیگه قیچی م نخورده، با لودر از روش رد شدن:|
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
تیکه تیکه شده :|باس اعتصاب کنم :|
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
برادر فروزان نیا ! این متن همچین بد شده که کسی بخونه فک می کنه من بد بخت با ریلیشن شیپم نشستم تو اون رستوران :|
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
لینک اون پست رو حتما بذار اینجا.... وگرنه خدایی نکرده این بچه هایی که از اینجا رد میشن، فکرای بد بد درموردت میکنن ها....نگی من نگفتم (^_^) آره شفاف سازی کلا چیز خوبیه ;)
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
عاره فک کنم لازمه :دی همون آش نخورده و دهن سوخته شده :دی
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
نامردیه ;) ولی دست اون کسی که این مطلب رو تایید کرده درد نکنه :)))))) شده حکایت آش نخورده و دهن سوخته....همتا جان الان دقیقا چه حسی داری؟؟؟ بگو کیو میخوایی بکشی من خودم کمکت میکنم :)))))))
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
اول آقای فروزانو بعد خودمو خخخخخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
:))))) ایشون زورش زیاده....بیا اول باهم براش یه پاپوشی، چیزی درست کنیم(به قول معروف کله پا که شدن) بعد من خودم به حساب تو میرسم :))))))))))
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
http://hamta0.blogfa.com/post/66 لینک متن اصلی :| ببینین چه بر سر متن اومده :دی
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/٠٩/٠٣
٢
٠
خوب نوشته بودید و جذاب . نمی دونم این حرفم مربوط به پستتون می شه یا نه ! ولی باید بگم ! چرا طوری شده که همه فکر می کنن خانم های چادری فقط تو روضه هستن و مسجد ؟ چرا وقتی یه خانم چادری توی یه رستوران یا کافی شاپ و حتی پارک می ره بهش چپ چپ نگاه می کنن ؟ اوناهم مثل همه خانم های دیگه هستن ، چون حجابشون براشون محدودیت نمیاره . لطفا دید به خانم های چادری تغییر کند ! اونم وظیفه شما خانم های چادری است ، که با حضورتون در اجتماع ، در مکان های متناسب شخصیت بانوان حضور پیدا کنید تا همه بفهمند محدود نیستید . با تشکر
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٤
٢
٠
سلام موافقم :) درود به شما :)
s_m
s_m
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
خیلی بانمک بود :)) بیچاره ها کوفتشون شده :)) چرا میرید شادی مردم رو خراب میکنید ؟ احسنت برشما قشنک برید جلو گیر هم بدید گند زده شه به اعصابشون :))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨