خاطرات یک مرگ غیر تصادفی (از زبان قاتل) / شعر
شعری سروده خودم

خاطرات یک مرگ غیر تصادفی (از زبان قاتل) / شعر

نویسنده : PDrAM

من عاشق چشمان زیبای تو گردیدم

هر چند خجالت می‌کشم از چشم معصومت

رقصت درون آب چو دیدم عشق می‌کردم

اما شکارت کرده و بر مرگ محکومت

عریان تو را وقت شنا بیرون کشیدم من

حدس می‌زنم آن وقت، قصدم بوده معلومت

رحمم نمی‌آمد تلاش زنده بودن را

از تو چو می‌دیدم سکوتِ خوابِ مظلومت

پهلوی تو بشکافته‌ام با تیزی چاقو

در روغن داغی بسوزد جسم مرحومت

خوشمزه‌ای ای ماهی تازه نمی‌دانم!؟

تقصیر من بود خوردنت یا عشوه‌ی شومت

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٩
١
١
شعرتون ازشعرقبلی ضعیف تربوددددددددددددددددددددددد ولی به طورکلی اشعارزیبای داریددددددددددددددد راستی اون بحث رفت وآمدتونم هنوز ادامه دارهههههههههههههه
م-نص
م-نص
٩٣/٠٩/٠٩
١
١
این مگه شعر بود:))خخخخخخخخخ
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
به نظرشمااگه شعرنبود پس چییییییییییییییییییییییییی بوددددددددددددددددددددد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام و درود بر شما عزیزان.....اولا خوب چرا منفی به هم می دین خوب...دوما تشکر از حضور شما......سوما حق با شماست...تازگیا ذهنم رو خوب نمی تونم متمرکز کنم...نه رو درس..نه کلاس ...نه شعر :(
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
اخییییییییییییییییییی خودتونوازحواشییییییییییییییییییییی دورکنیدددددددددددددددددددد امیدوارم بهترباشیددددددددددددددددددد
حلما
حلما
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
قاتل هم بر معتاد افزوده شد؟!!...این غافلگیری ش ب چشم میومد و باعث جذابیتش شده بود...قلمتان مستدام و بابرکت...!
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
خخخخخخ خیلی جالب بود. کلی جا خوردم از متن زیباتون . :))) موفق باشید . :)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام و درود...مطمعنید که متن رو کامل خوندید...خخخ...تشکر از حضورتان! :)
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام . من کلا زیاد کامنت نمیذارم . خیلی کم . مگه از متنی خوشم بیاد . مطمئن باشید اگه نظر گذاشتم یعنی هم خوندم و هم خوشم اومده . :) این که گفتم کلی جا خوردم به خاطر غافلگیری اخرش بود . برای یک ماهی :))) مرسی :)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
بعله بعله محمد دکتر بعلههههههه خخخ
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام علی جان....چه خبرا..!!؟؟...بعله امروز ماهی رو پوست می کنیم...فردا یک چیز دیگر....
h-looshi
h-looshi
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
جه جالب
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام و درود و تشکر از حضورتان...!!! :)
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
:)))))))))))))))))))))))))))))))))
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
((((((((((((:
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٣/٠٩/٠٩
٣
٠
سلام بر موتاد اعظم.... اوه پروندتون چقدررر سنگین شده!! « میرزا قاتلِ موتاد الدوله اعظم » !!! شعرتون قشنگ بود ولی چیزی شده؟ چرا به قشنگی قبلنا نیست؟ نا امیدشم یعنی؟ الموفق *؛)
م-نص
م-نص
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
دیگه قتل قشنگو زشت نداره....ناامید نشین انتقادم نکنین...هنوز چاقو دستشه:))
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٣/٠٩/٠٩
٢
٠
نه جناب خخخخ من خودم دیدم چاقو رو گذاشتن زمین....خونی مالی بود بردن بشورن... انتقاد میکنممممم ... صاحابش که راضیه ..نیست؟؟؟ صاحابش پس کجاست؟ «میرزا قاتلِ موتاد الدوله اعظم» به گوشید آیا؟
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام و درود....« میرزا قاتلِ موتاد الدوله اعظم » خیلی جالب بود......حالا نمی شه یه صحبتی چیزی بکنید که شاعر و طبیب و عاشق را هم به این لقب ما اضافه کنند.......خخخخخ....نگران نباشید واسه حملش هم جرثقیل آشنا سراغ داریم..ها...خخخخخخخخخ......تازگیا یکم خیلی در گیرم...درست میشه.....سختیش همش همین صد سال اوله....به گوشیم اگه امری هست...خخخخخخخخ
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٣/٠٩/١٠
٢
١
ای « میرزا قاتلِ ملک الاطباءِ عاشق السلطنهِ شمس الشعراءِ موتاد الدوله اعظم » اوففففففف فکر کردید من کم میارم در ساخت و پرداخت القاب عایا؟ وجدانا با قاب طلا بزنید سر در مطبتون...خخخ ...همه در میرن....خخخ به هر حال الموفق!!!
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
من دگه حرفی ندارم...خخخخخ
admincheh
admincheh
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
طفلک ماهی :|
م-نص
م-نص
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
هیس....چیزی نگین..هنوز چاقو دستشه:))
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام و درود....ای بابا..چاقو چیه...این حرفا کدومه....میخواین ما رو به جرم حمل سلاح سرد دستگیر کنند......بعد چند وقت هوس خوردن ماهی تازه کردیم....انتخاب کردیم ...کشید از آب بیرون.....مرد.....پاک کردند....خوردیم...همین....فقط همین...!!! اوکی!!!؟؟
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام و درود بر خانم پاییز...راستی دل خودم هم به حال ماهییه یکم سوخت...ولی واقعا خوشمزه بود..!!!خخخخخخ
م-نص
م-نص
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
قاتل...............کسی ماهی میکشه....بیا من هف هشتا کاربر بدم بکشی روحت جلا بیابه:))
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
مثلا کی؟!
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام و درود بر شما....دشواری نداریم که ...شوما عکس و لیست و نقشه بده......جنازه و قبرستون و کشور تحویل بگیر...خخخخخخخخخخ....ولی جدا از شوخی دنبال اینم چند وقته روحم رو جلا بدم....:دی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
جالب بود...! ذهن خلاقی دارید.
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام و تشکر از حضورتان ...........تجمیع خلاقیت با شعر کلاسیک یکم سخته ولی... :)))
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
جالب بود.ممنون.موفق باشید
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام ودرود و تشکر از حضورتان :))... و من الله التوفیق..!!!
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
تو تخته خوندمش اون روز برا همین الان غافل گیر نشدم:) خوب بود:) ولی چه تیتری زدن ها:)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام و درود..تیتری زدند یا زدم!!؟؟من معمولا بیشتر عکس ها و تیتر ها رو خودم پیشنهاد می دم!!! ولی همیشه از راهنمایی آقای فروزان نیا نیز استفاده کردم... :)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
شرمنده:) پس چه تیتری زدین:) خیلی اکشنه:)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
ممنون :))
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
فکر کردم الان یه داستان جنایی میخونم :|
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام و صد درود...متاسفم که مایوس تان کردم...دشواری نداریم که......حالا با همکاری آقای م-نص قراره آخرش رو جنایی کنیم.....خخخخخخخ(احترام به نظر مخاطب شعار ماست...توجه کنید شعار مــا ...خخخ)
ali_y
ali_y
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
سلام... غافلگیری خوبی بود . موفق باشید.
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
سلام و درود و تشکر از حضورتان :))
ali_y
ali_y
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
سلام... غافلگیری خوبی بود . موفق باشید.
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
جالب بود..
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
سلام و تشکر از حضور شما :)
مهسـآ
مهسـآ
٩٣/٠٩/١١
٢
٠
خخخخخخخ چه بامزه بود:)مرسی عاقا پدرام
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
ممنون و تشکر از حضورتان :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١١
٢
٠
آخه ماهی هم ارزش دست به چاقو شدن داشت....باز گوسفند سر میبریدین یه چیزی..... به هرجهت زیبا سرودین دفعه بعد بی زحمت در انتخاب مقتول نه ببخشید غذای مورد نظر بیشتر دقت کنید (^_^)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
سلام و درود....گوسفند که گرونه....ماهی به این خوبی ...تازه امگا 3 هم داره....خخخخخخخ
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/١٣
١
٠
شمام عجیب مینویسینا.. تا خط آخر نمیفهمی جریان چیه! فک کنم کلا هدفتون از سرودن غافلگیر کردن مخاطبه:) ممنونم
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
سلام و درود و تشکر.....خب مخاطبی که تا آخرش بره باید یک جایزه هم دریافت کنه دگه....حق با شما است...متشکرم...اگر مشکلی از لحاظ فنی هم در هر یک از شعرهایم به چشمتان خورد...در هر شعری استدعا دارم صریحا اعلام بفرمایید. متشکرم :)
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢٢
١
٠
سلام اقا پدرام.. قبول باشه... سعی کردم تغییر زیادی ندم ..مصراع آقای رضوی ام اضافه کردم( مثه اینکه بعدا اومدن کامنت گذاشتن توو تخته)..اون قسمتاش ک ایراد وزنی داش تغییر دادم و ستاره(*) زدم اون قسمتایی ام که فک کردم روونتر میشه نوشتش توو پرانتز گذاشتم و بیت "شعر من هر لحظه گردن میزند این شعر را /مرد نیستم گر سرم معذور داردم یا حسین" رو هم حذف کردم با اجازتون چون هم ردیفش درست نبود هم وزنش ایراد داش ..هرچی فک کردم هیچ جایگزینی واسش بنظرم نرسید..هرطور خودتون صلاح بدونین دیگه: این دلم امشب هزاران شور دارد یا حسین(ع) / صد امید از راه خیلی دور دارد یا حسین (ع) / کربلایت نیست اما کربلایی می شود / آن که قلبش از هوایت نور دارد یا حسین (ع) /صد خجالت دارد آن کس که توانش نیست تا /از گناهان قلب خود محصور دارد یا حسین(ع) /سینه ام خون از غم مظلومی آل علی(ع) (سینه ام خونست از مظلومی آل علی)/ نای من امشب نوا آشور دارد یا حسین (ع) /هست عشاق شما را آرزو، پروردگار (مومنان هم آرزو دارند آن هارا خدا) / روز محشر با شما محشور دارد یا حسین (ع) /گر بیابان ها به زیر پا نهد هر عاشقی /دستگیری از شما منظور دارد یا حسین(ع) /مانده داغِ دل سلامی در حریم عاشقان / طاقت دوری کجا این کور دارد یا حسین(ع)؟ / اشک من باران خجالت می دهد با نام تو( اشک,باران را خجالت میدهد با نام تو) /گوییا نامت، دلم مامور دارد یا حسین (ع)(نام تو قلب مرا مامور دارد یا حسین) / قطره قطره می چکد احساس من بر نام تو /این نمک زخم دلم را شور دارد یا حسین(ع) / صف کشیدم پشت احرام حریمت ماه مهر / ابر بی باران هوای هور دارد یا حسین (ع) /قلب بی تابی که با اسم تو غمگین میشود / اربعین ها حالتی ناجور دارد یا حسین (ع) / یاد ابراهیم و آتش می شوم از خیمه ها /قصد خاموشی مگر زنبور دارد یا حسین(ع) /*گفته اند از دوری و از دوستی در هر کجا- من دلم پیش تو... پایم دور دارد یا حسین (ع) /*واژه ها سنگین شده روی دلم ،هل من غیاث!؟/این عطش چشم دلم را کور دارد یا حسین (ع) /نام تو هر دم طوافم می شود در اربعین /حج من را حزن تو معمور دارد یا حسین(ع) / دوش دیدم در حرم زانو زدم با اشک شوق /دیدن شش گوشه ات هم سور دارد یا حسین(ع) /اربعین اقا اگر با دردمندان همدمی / سینه ی من هم دلی رنجور دارد یا حسین(ع) /
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/٢٣
١
٠
سلام و درود وتشکر.......اصلاحات عالی بودتد...یک نگاه دگه بیندازید اگه خوب بودند بره واسه انتشار» این دلم امشب هزاران شور دارد یا حسین(ع) صد امید از راه خیلی دور دارد یا حسین (ع) کربلایت نیست اما کربلایی می شود آن که قلبش از هوایت نور دارد یا حسین (ع) صد خجالت دارد آن کس که توانش نیست تا از گناهان قلب خود محصور دارد یا حسین(ع) سینه ام خون است از مظلومی آل علی (ع) نای من امشب نوا آشور دارد یا حسین (ع) نوکرانت آرزو دارند آن هارا خدا روز محشر با شما محشور دارد یا حسین (ع) گر بیابان ها به زیر پا نهد هر عاشقی دستگیری از شما منظور دارد یا حسین(ع) مانده داغِ دل سلامی در حریم عاشقان طاقت دوری کجا این کور دارد یا حسین(ع)؟ اشک,باران را خجالت میدهد با نام تو نام تو قلب مرا مامور دارد یا حسین قطره قطره می چکد احساس من بر نام تو این نمک زخم دلم را شور دارد یا حسین(ع) صف کشیدم پشت احرام حریمت ماه مهر ابر بی باران هوای هور دارد یا حسین (ع) قلب بی تابی که با اسم تو غمگین میشود اربعین ها حالتی ناجور دارد یا حسین (ع) یاد ابراهیم و آتش می شوم از خیمه ها قصد خاموشی مگر زنبور دارد یا حسین(ع) گفته اند از دوری و از دوستی در هر کجا- من دلم پیش تو... پایم دور دارد یا حسین (ع) واژه ها سنگین شده روی دلم ،هل من غیاث!؟ این عطش چشم دلم معذور دارد یا حسین (ع) نام تو هر دم طوافم می شود در اربعین حج من را حزن تو معمور دارد یا حسین(ع) دوش دیدم در حرم زانو زدم با اشک شوق دیدن شش گوشه ات هم سور دارد یا حسین(ع) اربعین اقا اگر با دردمندان همدمی سینه ی من هم دلی رنجور دارد یا حسین(ع)
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
لطف دارید:).. بله خوبه
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥