بایست؛ نفسی تازه کن؛ کوله پشتی‌ را زمین بگذار

بایست؛ نفسی تازه کن؛ کوله پشتی‌ را زمین بگذار

نویسنده : Soraya_Sh

به یک جایی از زندگی که رسیدیم باید بایستیم، نفسی تازه کنیم و بعد کوله پشتی‌مان را زمین بگذاریم، کوله پشتی ِ پر از خاطره‌ای که لحظه‌های خاص ِ زندگی‌مان را، آدم‌های خاص ِزندگی‌مان را با خود حمل می‌کند. به یک جایی از زندگی که رسیدیم باید محتویات ِکوله پشتی ِپر از خاطره‌مان را بریزیم بیرون و با وسواس ِ بیشتری نگاهشان کنیم، شاید لازم باشد خاطره خوبی که با فلانی داشتیم را بیاندازیم دور و دیگر بهش فکر نکنیم. شاید آدمی را که تا دیروز برای‌مان مهم بوده باید بی‌خیالش شویم یا این‌که احساس‌مان به دیگری را تغییر دهیم، مثلا کاری کنیم که اگر کسی که تا دیروز برای دیدنش لحظه شماری می‌کردیم را اتفاقی جایی در خیابان دیدیم، ذوق نکنیم و تنها لبخندی بزنیم و بگوییم: سلام. و بیشتر از این برای‌مان مهم نباشد که مثلا رنگ لباسش چه بود یا مدل مویش؟ گاهی باید خیلی از آدم‌های خاص ِزندگی‌مان را تبدیل کنیم به یک دوست ِمعمولی که با او خاطره‌های معمولی داریم و شاید یک روز حتی تولدش را هم فراموش کنیم !

ما آدم‌ها... ما آدم‌های احساساتی ... ما آدم‌های احساساتی ِطفلکی باید یک روز یاد بگیریم که بتوانیم در یک نقطه از زندگی نوع رابطه‌ها را، دوستی‌ها را، عاطفه‌ها را تغییر دهیم، همان جا که حس کردیم با این آدم‌ها، با این دوستی‌ها و با این رابطه‌ها نمی‌توانیم شاد باشیم و لبخند بزنیم، که کم کم غرورمان از بین می‌رود و تمام ِ لحظات‌مان به نفرت از خودمان می‌گذرد، باید همان موقع آن آدم‌ها را کمی کمرنگ کنیم و گاهی اگر خاطرات‌شان در ذهنمان شکل گرفت، تنها لبخندی بزنیم و بگوییم «امیدوارم حالش خوب باشد» همین !

به یک جایی از زندگی که رسیدیم باید توقف کنیم، دلمان را، ذهنمان را و حتی کوله پشتی ِپر از خاطره‌مان را بتکانیم و بعد سبک‌بال‌تر به راه‌مان ادامه دهیم .

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/١١
٢
٠
زندگی می رود به سمت جلو، تو ولی می روی به سمت عقب/ شده ای "عضو تیم یک نفره"، پس خودت از خودت حمایت کن (امید صباغ نو)/// زیبا بود.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١١
٢
٠
خیلی جالبببب بودولی حیف که من نمیتونم اینطوری باشم خیلی سختههههههههههههه کسی زندگیتوبراش گذاشتیییییی بزارتوبره توام خاطراتشو فراموش کنییییییییییییییییی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/١١
٢
٠
سلام:خیلی ممنون.موفق باشید.
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١١
٢
٠
لذت بردم... زیبا، یکدست و بی لکنت. باز هم بنویسید برای ما...؛ تلنگری به جاست.
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/١٢
٢
٠
آفرین. خیلی جالب بود یعنی حقیقت بود!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١٢
١
١
خاطره یعنی: گذشته ها ، نگذشته . . . کاش بشه سبک شد.... مرسی از شما قشنــــــــگ نوشتین...لذت بردیم :)
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٣/٠٩/٢٠
٣
١
مرسی از دوستان ِ عزیز و لطفی که به نوشته های من دارن
so_karimi
so_karimi
٩٣/٠٩/٢٠
٣
١
ایکاش میشد دلهارو به راحتی یه کوله پشتی تکاند :(
so_karimi
so_karimi
٩٣/٠٩/٢٠
٢
١
عالی /// . اون کاربر ناشناس بالایی منم :)
so_karimi
so_karimi
٩٣/٠٩/٢٠
١
١
عزیزم اینجا نمیشه کاربران ِ پیگیری کرد ؟ مثلا اد کرد هر زمان که مطلبی ازشون منتشر میشه باخبر شیم یا نه . اصلا به عنوان دوستانی که توی لیستی جدا داشته باشیمشون . چون از لینک وبلاگت اومدم نظر اولیم به صورت کاربر ناشناس سثبت شد .
روح اله
روح اله
٩٣/٠٩/٢٠
٢
٠
بسيار زيبا و اثرگذار .... از قلم روان شما لذت بردم.
رضا
رضا
٩٣/٠٩/٢٠
٢
٠
حرف حق رو باید از ثریا شنید اینجاست
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٢٢
١
٠
قشنگ بود اما موافق نیستم.
hach
hach
٩٣/٠٩/٢٢
١
٠
قشنگ بود اما‌ موافق نیستم!!$»√
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
تبلیغات
تبلیغات