اقتصاد و دیگر هیچ ...
حال و هوای فرهنگ‌مان تعریفی چون این روزها می‌شونیم که؛

اقتصاد و دیگر هیچ ...

نویسنده : Mr SpringSell

در یک کلام می‌توان مجلس شورای اسلامی را این گونه توصیف کرد؛ اقتصاد، اقتصاد، اقتصاد و دیگر هیچ! نماینده‌های مجلس علاقه عجیبی به مسائل اقتصادی دارند و حدود 90 درصد از وقت و انرژی خود را گذاشته‌اند تا در صدد رفع این مشکلات برآیند. خوب ما هم امیدواریم که این موانع برطرف شوند ولی آیا همه مشکلات در بُعد اقتصادی خلاصه شده‌اند که آقایان با این همه جدّیّت و قدرت در مسیر حل‌شان گام برداشته‌اند؟

اگر حال جیب‌های‌مان خوب نیست، حال و هوای فرهنگ‌مان هم تعریفی ندارد. می‌شود با جیب خالی زندگی را گذراند ولی... 

صحبت درباره فرهنگ، صحبت تازه‌ای نیست ولی کهنه‌گی هم ندارد. فرهنگ را نمی‌توان به قسمت‌های مساوی تقسیم کرد و هریک را در جایی به کار برد؛ چون فرهنگ است که در کالبد یک کشور و ملت دمیده می‌شود و آن را به حرکت در می‌آورد. پس شایسته است که از درون به بیرون حرکت کرد نه بالعکس. ولی متاسفانه عده‌ای از ما فقط گریبان بُعد بیرونی و ظاهری را گرفته‌ایم و به این طرف و آن طرف می‌کشانیم، غافل از این‌که درون آدمی است که به بیرونش جهت می‌دهد. اگر تمام تحریم‌ها هم برداشته شود، تا فرهنگ غلط مصرف گرایی، تجمل گرایی، چشم و هم چشمی، عدم صرفه جویی و ... در جامعه حاکم باشد، کارمان فقط کوبیدن آب در هاونگ است!

پس بهتر و حتی کم هزینه‌تر است که ابتدا سراغ عادت‌ها و فرهنگ و شخصیت مردم رویم و آن را بهبود بخشیم و بعد به فکر جیب و خوراک مردم باشیم. اگر فرهنگ درست شود، حتی می‌تواند بر روی مشکلات اقتصادی هم تأثیر گذار باشد؛ برای مثال: اگر در جامعه‌ای فرهنگ ازدواج آسان و ساده زیستی جریان یابد، جوانان بدون این‌که در دام وام و قسط بیفتند و با مشکل اقتصادی مواجه شوند، خوش و خرم زندگی‌شان را آغاز می‌کنند و ده‌ها مثال دیگر.

ولی کار فرهنگی کردن به جِد مرد می‌خواهد. همچنین یک کار کاملا تیمی و گروهی است و باید همه آن را بخواهند تا انجام شود نه یکی دو نفر. دشمنان ما در کنار همه ویژگی‌های بد و زشتی که دارند صاحب یک امتیاز مثبت نسبت به ما هستند. آن امتیاز همدلی و همراهی همگانی آن‌‌هاست در جهت هدف منفی که دارند. برای مثال وقتی که موج آخر الزمانی در جهان اوج گرفت، از بالاترین مقام یک کشور تا یک شومن برجسته و مجری تلویزیونی، همه‌شان در همان جهت حرکت کردند، هر کدام در حوزه تخصص و مهارت خودشان. خالی از لطف نیست که گذری بزنم به سخن پر مغز و ارزشمند مولایمان حضرت امیرالمؤمنین(ع) که ایشان بر بالای منبر اشک می‌ریختند و می‌فرمودند: دشمنان‌تان در باطل خویش متحدند ولی شما مردم در حق خویش متفرق هستید. کاش حداقل به همین سخن مولایمان جامه عمل بپوشانیم و انشاا... عزمی راسخ اختیار کرده و همه دست در دست هم به سمت اهداف‌مان حرکت کنیم. امیدواریم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠١
٠
٠
اینم حرفیه والا
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٩/٠١
٠
٠
به امید تغییر ، ممنون :)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠١
٠
٠
ماکه امید داریم ولی به امید خالی هم که کار درس نمیشه برادر/متاسفانه البته
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠١
٠
٠
خیلی لذت بردم از فحوای کلام...، از عمق منظور. دوستان به این دست نوشته ساده نگاه نکنید. دست نوشته بسیار ظریف نگریه و میتونه تلنگری باشه برای بیداری یک ملت.
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
موافقم باهاتون:)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
این همه در مورد اقتصاد فکر کردن و حرف زدن! الان اقتصاد ما چقدر رو به پیشرفته!!؟ درست مثل این شده که اکثر کسانی که تو مدارس جزو نخبه ها هستند میرند سمت رشته های مهندسی و پزشکی! مگه جامعه تو حوزه اجتماع و انسانی نخبه نمی خواد! یک استادی داشتیم میگفت تو ایران دقیقا برعکسه کشورهای پیشرفتست!
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
من عاشققققققققققققققق اقتصادممممممممم ولی کلامطلبتونننننننننننن جالب بودممنون
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
اول سال آقا فرمودن و البته فرهنگ از اقتصاد نیز مهم تر است. این مطلب خیلی جای بحث و گفتگو داره
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

فاعلی که همیشه مفعول است!

٩٦/٠٩/١٤
فرزندت را قورت بده تا قورتیده نشود

چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم؟

٩٦/٠٩/١٥
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
این سبک را زنده نگه داریم!

مکاتبه پشت صندلی

٩٦/٠٩/١٤
به مناسبت روز جهانی معلولین

به زندگی متفاوت نکاه کن

٩٦/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

می خواستم با عشق دنیایی بسازم

٩٦/٠٩/١٣
آرامش کنار تو

زندگی باغ تماشای خداست!

٩٦/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
دوست دارم زندگی رو

تعریفی از خوشبختی

٩٦/٠٩/١٥
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
خاموشی همه جا را در بر می گیرد

شهر خاموش

٩٦/٠٩/١٤
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
شعری سروده خودم

فخر عالم

٩٦/٠٩/١٥
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
تبلیغات