شلم شوربای زندگی...

شلم شوربای زندگی...

نویسنده : f_l.a

دیدی چه شد جان دلم؟ دیدی!؟

حکایت‌مان با آدم‌های‌مان را می‌گویم! شلم شوربایی شده است برای خودش! پایه ثابت‌های زندگی‌مان روز به‌روز نسبت به دیروز تغییر می‌کنند و قدیمی‌ترهای‌مان به خاطره‌ها و گذشته‌ها می‌پیوندند و جدیدها پا برهنه می‌آیند و سیخونکی به زندگی‌مان می‌زنند و بعدش سرشان را می‌اندازند پایین و می‌روند و رفیق‌های‌مان نارفیق از آب در می‌آیند و آن یکی دوتا واقعا رفیق هم بنا به رسم و بازیِ زمانه ازمان دور می‌شوند و آدم حسابی‌ها بی‌سروصدا می‌آیند به زندگی‌مان جهت می‌دهند، بعدش به همان آرامیِ آمدن‌شان یکهو می‌روند و منفورهای زندگی‌مان عین بختک همین گوشه کنارها می‌مانند و هر روز رخ می‌نمایانند و عین خوره روحمان را می‌خورند و تا ما را کفن نکنند دست بردار نیستند. بعضی از دوست داشتنی‌های زندگی‌مان یکهو به طرز بهت آوری تو زرد از آب در می‌آیند تا مدت‌ها ذهن‌مان را درگیر می‌کنند و چهره‌ها تکراری می‌شوند و یک عده هم هر روز وسط زندگی‌مان هی وول می‌خورند که نه اسمی ازشان در ذهن می‌ماند و نه قیافه‌های‌شان تا پایان همان روز به یادمان می‌ماند و....

تا این‌که تنهایی‌مان از آن زمانی تصمیم می‌گیرد بیاید و ورِ دلمان بنشیند و تا آخر عمر از حضور پر فیضش مستفیضمان کند و با آن لبخند مسخره‌اش چشم بدوزد در چشمان‌مان و هر روز تنگ‌تر از دیروز تا سر حد خفگی در آغوش‌مان بگیرد، که ما از یک روزی به بعد بالاخره تصمیم می‌گیریم یکی از همین آدم‌های کذایی را بیشتر از بقیه و یا فراتر از آن، بیشتر از خودمان دوست داشته باشیم!

می‌بینی جانکم؟ مسخره است، نه؟ تنهایی فقط منتظر بهانه بود که ما دستش بدهیم!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
اوهوم خیلی مسخرس ..
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست/مرا افکند در تنگی که نام دیگرش دریاست ... متنتون از دل برآمده که چنین بر دل نشست بی تردید ... آدمهای دوست داشتنی گذشته و توزرد کنونی از همه تلخ تر و دردناکترند ...
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
چه میشه کرد تنهایی از همان وقتی می آید که وسط شلوغی هایت هی گیر میکنی هی گیر میکنی و هی میخاهی اش خب تنهایی است دیگر میفهمد میخاهیمش پا میشود می آید!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
سلام:خیلی ممنون.درپناه خدا باشیم تنهائی هم تنها میشود.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
زندگی همینه دیگه :) فقط کاش خدا قسمت نارفیق ها%
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
زندگی همینه دیگه :) فقط کاش خدا قسمت نارفیق هاش رو کمتر میکرد....یا حداقل خاطرشون رو کم رنگ (-_-)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
سلام
بهانه يافتني است. و خداوند نزديك
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
بی نظیر، بی نقص، جذاب و دلنشین. این دست نوشته هیچ چیزی کم نداره...، جگرم رو جلا داد.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
واقعازیبا بود باجناب شمشیریم موافقمممممممممم
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
عالی نوشتید فقط خیلی تاریک نبود؟
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨