شلم شوربای زندگی...

شلم شوربای زندگی...

نویسنده : Fatemeh.Lakaei

دیدی چه شد جان دلم؟ دیدی!؟

حکایت‌مان با آدم‌های‌مان را می‌گویم! شلم شوربایی شده است برای خودش! پایه ثابت‌های زندگی‌مان روز به‌روز نسبت به دیروز تغییر می‌کنند و قدیمی‌ترهای‌مان به خاطره‌ها و گذشته‌ها می‌پیوندند و جدیدها پا برهنه می‌آیند و سیخونکی به زندگی‌مان می‌زنند و بعدش سرشان را می‌اندازند پایین و می‌روند و رفیق‌های‌مان نارفیق از آب در می‌آیند و آن یکی دوتا واقعا رفیق هم بنا به رسم و بازیِ زمانه ازمان دور می‌شوند و آدم حسابی‌ها بی‌سروصدا می‌آیند به زندگی‌مان جهت می‌دهند، بعدش به همان آرامیِ آمدن‌شان یکهو می‌روند و منفورهای زندگی‌مان عین بختک همین گوشه کنارها می‌مانند و هر روز رخ می‌نمایانند و عین خوره روحمان را می‌خورند و تا ما را کفن نکنند دست بردار نیستند. بعضی از دوست داشتنی‌های زندگی‌مان یکهو به طرز بهت آوری تو زرد از آب در می‌آیند تا مدت‌ها ذهن‌مان را درگیر می‌کنند و چهره‌ها تکراری می‌شوند و یک عده هم هر روز وسط زندگی‌مان هی وول می‌خورند که نه اسمی ازشان در ذهن می‌ماند و نه قیافه‌های‌شان تا پایان همان روز به یادمان می‌ماند و....

تا این‌که تنهایی‌مان از آن زمانی تصمیم می‌گیرد بیاید و ورِ دلمان بنشیند و تا آخر عمر از حضور پر فیضش مستفیضمان کند و با آن لبخند مسخره‌اش چشم بدوزد در چشمان‌مان و هر روز تنگ‌تر از دیروز تا سر حد خفگی در آغوش‌مان بگیرد، که ما از یک روزی به بعد بالاخره تصمیم می‌گیریم یکی از همین آدم‌های کذایی را بیشتر از بقیه و یا فراتر از آن، بیشتر از خودمان دوست داشته باشیم!

می‌بینی جانکم؟ مسخره است، نه؟ تنهایی فقط منتظر بهانه بود که ما دستش بدهیم!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
اوهوم خیلی مسخرس ..
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست/مرا افکند در تنگی که نام دیگرش دریاست ... متنتون از دل برآمده که چنین بر دل نشست بی تردید ... آدمهای دوست داشتنی گذشته و توزرد کنونی از همه تلخ تر و دردناکترند ...
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
چه میشه کرد تنهایی از همان وقتی می آید که وسط شلوغی هایت هی گیر میکنی هی گیر میکنی و هی میخاهی اش خب تنهایی است دیگر میفهمد میخاهیمش پا میشود می آید!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
سلام:خیلی ممنون.درپناه خدا باشیم تنهائی هم تنها میشود.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
زندگی همینه دیگه :) فقط کاش خدا قسمت نارفیق ها%
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
زندگی همینه دیگه :) فقط کاش خدا قسمت نارفیق هاش رو کمتر میکرد....یا حداقل خاطرشون رو کم رنگ (-_-)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
سلام
بهانه يافتني است. و خداوند نزديك
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
بی نظیر، بی نقص، جذاب و دلنشین. این دست نوشته هیچ چیزی کم نداره...، جگرم رو جلا داد.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
واقعازیبا بود باجناب شمشیریم موافقمممممممممم
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
عالی نوشتید فقط خیلی تاریک نبود؟
پربازدیدتریـــن ها
صندوقچه افکارم

می نوشتیم آن زمانی که نوشتن مد نبود

٩٦/١١/٢٦
پا به ویرانی دلم می‌گذارد

چشم هایش

٩٦/١١/٢٥
شعری سروده خودم

جویای محبت

٩٦/١١/٢٩
التماس تفکر

«و» مثل ولنتاین

٩٦/١١/٢٦
تقدس حجاب

محتاج نگاهیم بانو

٩٦/١١/٢٦
500 تومان به او بدهید

گدای محتاج تر

٩٦/١١/٢٤
سکوت می کنم

هر چه بادا باد

٩٦/١١/٢٤
زندگی کوتاه است

سی سالگی

٩٦/١١/٢٥
چطور می توانید چیزی ننویسید؟

جادوی نوشتن

٩٦/١١/٢٤
صدای پای نم نم اش

بارونم

٩٦/١١/٢٨
دوباره عاشقش...

بی جهت نیست دلش شوق تو در سر دارد

٩٦/١١/٣٠
خدایی که در این نزدیکی‌ست

طریق عاشقان

٩٦/١١/٢٨
من غلام قدیس ولنتاینم

ولم تایم، روز عشاق

٩٦/١١/٢٦
شعری سروده خودم

تو قصد کشتنم را کرده ای

٩٦/١١/٢٨
ترانه ای سروده خودم

چقدر دلگیرم از بهمن

٩٦/١١/٢٩
به‌سوی بهشت

در جمعیت

٩٦/١١/٢٥
بس کنید!

بازی با عشق

٩٦/١١/٢٩
فیلم بین حرفه ای شوید

مختصر نگاهی بر فرم و محتوا

٩٦/١١/٢٨
چرا این کابوس‌های بیداری تمام نمی‌شود؟

این شبیخون بلا باز چه بود

٩٦/١١/٢٩
امان از سیاست بیمار

ماهی سیاست به قلاب مرگ صید می‌کنند

٩٦/١١/٢٩