باور کن آهویی که به پلنگی پناه ببرد، مظلوم‌ترین و بی‌پناه‌ترین شکستنی دنیاست.

پناه من چشم های تو بود، صدایت، خنده‌هات، سر رفتن موج اشتیاق از فنجان حرف‌هات. آهوانه نگاهت می‌کردم و فکر می‌کردم تنها فاتح بلند پرواز پرچین دست‌های تو خواهم بود. فکر می‌کردم دستخط نگاهم برای تو خواناست؛ بی‌خط خوردگی، بی نقطه‌ای کم یا اضافه. فکر می‌کردم که توانسته‌ام قانون جنگل را زیر پا بگذارم، که توانسته‌ای قانون جنگل را زیر پا بگذاری، که گوش و چشم و دلت با من است نه با شاپرک‌ها و موش خرماها و مارهای آبی. پناه آوردم به سایبان نگاه تو. نگاه تو که امن بود و شبیه قلمرو بی‌روادید جست و خیزهای آزاد. شبیه ذوق قدم زدن در کوچه‌های سراپا ابر و رنگین کمان.

نمی‌دانستم که پلنگ من، به دیدن پرواز بره آهوها خواهد رمید. نمی‌دانستم که تو را خیلی پیش از این با قصه‌هایی دیگر رنگ آمیزی کرده‌اند. خال‌های قهوه‌ای انگار واقعا هم قهوه‌ای بود!؟ مثل رد واژگونی قوری چای روی آستر ماهوت طلایی. حقیقت داشت، آبی نبود! بنفش و سبز و سرخابی نبود! همین بود که به دیدن بره آهوی نارنجی رنگی که مثل شعله‌های همنشین باد پاییز پیش پای تو می‌لرزید، حیرت کردی! عادت نداشتی! حیرت کردی که می‌لرزید و نمی‌ترسید!  می‌لرزید و نمی‌گریخت! برخلاف دیگران. خب تو فرض کن تئوری ترس را کسی برایش صرف نکرده بود هیچ وقت. فرض کن به فرشته‌ای نامرئی دلش قرص بود و پشتش محکم.

اما تو؛ ته دلت ریخت. ریخت روی مخمل سبز علفزار و گونه بابونه‌ها را سیلی زد. ندانستی که آهوی بالدار هم مثل تمام افسانه‌ها ممکن است! آری! دست کم از اسب شاخدار که دیگر عجیب تر نیست!؟ حتی اگر به عمرت ندیده باشی، حتی اگر در افسانه‌ها هم نشنیده باشی. اصلا مگر قرار است تو همه چیز را در همین چند روز و چند وجب خاک از سر گذرانده باشی؟! خب این هم مثل باقی ندیده‌ها و نشنیده‌ها.

حالا برگرد. نترس. بیا پلنگ آهو گریز من. بیا و با سایه‌ات آفتاب دشت را خاکستر نشین کن.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
آهوانه ات منو یاد کلی شعر آهوانه انداخت هدی ..بیچاره آهویی که صید پنجه ی شیری است /بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
آهو نگران است، بزن تیر خطا را /صیاد دل از کف شده! تا کی به کمینی؟..
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
وای از آن روزی که چنگ زخمی از پلنگ برای مظلوم ترین و بی پناه ترین آهو پناه آورده بماند...
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
وای وای وای هدی چیکار کردی با من ؟ حتی نمی تونم تو کلمات بگم که چی بود این متن ...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
چی بود این متن؟ :)
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
:))))))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
خیلی خوب بود ... چقدر زیبا و پر احساس
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٠٨
١
٠
آهو ز تو آموخت به هنگام دویدن - رم کردن و استادن و وا پس نگریدن .
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
تویی صیاد منم آهو
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
اخییی یاد خودم افتادم ن ک اسمم غزاله اس خخخخخخخخخخخ برام دعا کنین پلنگ نیاد سراغم
paariss
paariss
٩٤/٠٥/٠٨
٠
٠
کاش بشود که عکس رویداد های این چنین طبیعی هم رخ بدهد . ک این رخ دادن ها فوق العاده اند ... فوق العاده ...
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
با عرض پوزش بخاطر دیرکرد در پاسخ به کامنتها از سمت من، از همه دوستان بسیار خوبم ممنونم که نگاههای زیبا و ارزشمندشون رو با من قسمت کردند و صمیمانه همذات پندار و همراه متنهای من میشن. حضور همگی شما مایه افتخار و دلگرمی منه.
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات