مگر خوب می‌شود؟! مگر خواب می‌شود؟!
دلنوشته

مگر خوب می‌شود؟! مگر خواب می‌شود؟!

نویسنده : Alma_Pakbaz

معلوم نبود که امشب دارم روانی می‌شوم دانه به دانه دلتنگی‌هایم را برای ِ تو...؟!

آن‌قدر دلتنگی‌ات به جان و وجودم چنگ زد که از بغض گلویم درد گرفت، آن قدر بی‌تابی پیچید در تنم که هر چه از این شانه به آن شانه غلتیدم، پیچشش را کم نکرد، آن قدر نبودنت درد به جانم ریخت که مثل ِمعتادهای دور مانده از مواد، در به در دنبال ِعکس‌هایت گشتم، به جنون کشیده شدم تا پیدایشان کردم! فقط زل زدم به عکست و تک‌تک ِدلتنگی‌هایم را مرور کردم، اما مگر خوب می‌شود؟

مگر بی‌ تو، یک عکس ِسرد حالم را خوب می‌کند؟ بر فرض هم که از شدت ِدلتنگی عکست را بگذارم روی ِبکگراندِ این صفحه چند اینچی و هی زل بزنم به آن، مگر این عطش فروکش می‌کند؟ مگر امشب خواب به چشم‌های من می‌آید؟

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Baran
Baran
٩٣/٠٨/٢٦
١
٠
زیبا بود.
F_Pakbaz
F_Pakbaz
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
:) مرسی...
m_mehravard
m_mehravard
٩٣/٠٨/٢٦
١
٠
نمانده از شب آن زلف گرچه پاسی بیش/ هنوز درد دل آغاز می توان کردن...
F_Pakbaz
F_Pakbaz
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
هنـــوز...
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/٢٦
١
٠
نه خواب که به چشمات نمیاد 100 درصد! میتونی مصرف چای و قهوه رو کمتر کنی که به چشمت بیاد :دی (یعنی گند زدم به ادبیات مطلبا خخخ) :دی
F_Pakbaz
F_Pakbaz
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
با تچکر از ابراز ِ لطفتون :دی من روزی فقد یه لیوان چایی میخورم و بس! :| -_-
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
چاییتو عوض کن! اگه افاقه نکرد بیا 100 تومن بریز به حسابم بعد خود بخود دیگه کامل شبا بی خوابی میگیری (خخخ) :دیی
Alma_Pakbaz
Alma_Pakbaz
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
بی خوابی نمیخوام استاد، خواب میخوام :دی
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
میدونم! اونو گفتم بخندیم! :دی
Alma_Pakbaz
Alma_Pakbaz
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
بلی میدونم :D
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٦
١
٠
سلام: متشکرم
F_Pakbaz
F_Pakbaz
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
سلام، منم از شما متشکرم...:)
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٦
١
٠
میتونستیدبیشترازاین حرفاشاخ وبرگش بدیدمطلب جالبی بوداما کوتاه..........
F_Pakbaz
F_Pakbaz
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
خودمم چنین حسی داشتم نسبت بهش! بازم مرسی :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٦
١
٠
بهله...دل! این کلمه ی بی نقطه، گاهی تنگ میشود...تاحد یک نقطه...هیــــــــــــع روزگار :/
F_Pakbaz
F_Pakbaz
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
تا حد ِ کمتر از یک نقظه حتی :( هعـــــــی....
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٦
١
٠
خیلی زیبا بود... (اما من هم معتقدم جای شاخ و برگ بیشتری داشت، چون سوژه و زاویه دیدِ قشنگی انتخاب کرده بودید و فضای حاشیه وجود داشت هنوز... .) ممنونم، لذت بردم.
F_Pakbaz
F_Pakbaz
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
لطف دارین، مرسی از نظرتون، حتما توی ِ فرصت های ِ بعدی ازش استفاده خواهم کرد :)
anne
anne
٩٤/٠٢/٠٢
٠
٠
عکست گوشه این اتاق رویای بی تو خط خطی خیال رفتن ندارن این غصه های لعنتی .. لایکه آلمام
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٥
٠
٠
حالا این متن واقعی بود؟ منظور احساساتی است که خرج کلمات شده ، عکس عالی متعالی
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨