هر پنجره ،یک قصه...

هر پنجره ،یک قصه...

نویسنده : خورشید

سیاهی شب

فنجان ِقهوه تلخ و داغ

و یک عالمه چراغ ِخانه‌های کوچک و بزرگ

که از پشت شیشه و توی کادر دوربین شبیه نقطه‌های نورانی می‌مانند

پشت هرکدام از این نقطه‌های نورانی

یک قصه خوابیده

قصه یک خانواده

و شاید هم قصه زندگی یک آدم تنها

کاش قصه زندگی همه مردم شهر و کشور لبریز از شادی و خنده باشد.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
ساده و صادقانه... . ممنونم.
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
ممنون
شعبده باز
شعبده باز
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
یک قصه قصه یه آدم که همه چیشو باخته قصه یه زن که به زندگی تبسم میزنه قصه یه زن که تاوان اشتباهات پدرانشو میده قصه یه دفتر خاطرات با جلد بنفش قصه یه کتاب تورات با اشک های یه زن قصه یه شمع که روی آیینه میسوزه قصه ادمی که از دنیا کینه داره قصه چشمایی که از تمنا لبریزه قصه یه آدم گناهکار در انتظار نتیجه بخشش یا تاوان ! قصه یه انگشتر طلای سفید با نگین زمرد قصه ی یه شعبده باز زیر سقف این شهر بزرگ.... یه قصه ... یه آدم ... آدمی که دستش دیگه به قلم نمیره مثل اشکش که دیگه نمیریزه ... یه قصه...
خورشید
خورشید
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
ذهن من خوشبختانه هیچ وقت بلد نبوده نا امید باشه و همیشه لطف خدا رو بیشتر از اشتباهات من دیده
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
واقعاکاش که این کاششششششششششششششششششششش روزی به واقعیتتتتتتتتتتتتتتتتت تبدیل بشهههههههههههههه
خورشید
خورشید
٩٥/١٢/٠٢
٠
٠
:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
کاش اینطور باشه...
خورشید
خورشید
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
من اینطوری تصورم میکنم حتی اگر اینطوری نباشه برای ارامش خودم هم که شده اینطوری فکر میکنم
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
فکرایی که هروقت میرم پارک خورشید از اون بالا به آدما نگاه میکنم میاد تو ذهنم :|
خورشید
خورشید
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
فکرهایی که از اتفاقات روزانه منشا میگیرن معمولا اگر واژه بشن نوشته های خوبی میشن :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
کاش....
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
:)
amirmahdi_a
amirmahdi_a
٩٥/٠٤/٠٥
٠
٠
کاش قصه زندگی همه مردم شهر و کشور لبریز از شادی و خنده باشد. یه آمین بزرگ بابت آمدن همچین روزی زیبا و دلنشین بود ممنون
خورشید
خورشید
٩٥/٠٤/٠٥
٠
٠
:) آمین
پربازدیدتریـــن ها
آزاد باش

آهای دیوانه

٩٧/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

آشفته دنیا

٩٧/٠٤/٢٥
قدرتی بزرگ تر

چهارده ساله ی خداناباور

٩٧/٠٤/٢٥
به دور از هرگونه طنزیجات

در توصیف دوستان جیمی

٩٧/٠٤/٢٨
از آینده این نامه اطلاعی ندارم

خانه‌ای که پدر ندارد

٩٧/٠٤/٢٣
اینجا نزدیک اسمان است

زندگی واقعی

٩٧/٠٤/٢٥
قلبم به درد آمد

خط مستقیمی به بهشت لطفا

٩٧/٠٤/٢٤
شعری سروده خودم

جوانی و خامی

٩٧/٠٤/٢٧
دلم گرفته است

زنان همگام زنان

٩٧/٠٤/٢٧
صدا و سیمای بی کفایت

نمایش بدبختی با بیت المال

٩٧/٠٤/٢٣
توجه به توانمندی بازیگران

مواد لازم جهت یک فیلم کمدی ایرانی

٩٧/٠٤/٢٦
دانشمندها چه غلطی می کنند؟

چقدر رابطه ی نیمه کاره در من مرد

٩٧/٠٤/٢٧
فمینیست وارداتی!

نامه‌ای برای دختران سرزمینم

٩٧/٠٤/٢٥
خاطرات زمستانی

مردی با شال گردن آبی

٩٧/٠٤/٢٤
متاسفم...

ایست قلبی

٩٧/٠٤/٢٥
چشم بر ناز لبت

سوگند

٩٧/٠٤/٢٦
دیوانه شدم

در جستجوی روی ماه تو

٩٧/٠٤/٢٣
طنز

ایده‌هایت را برای سوژه کردن دوست دارم

٩٧/٠٤/٢٦
ناراحتم که در حال تمام شدن است

یک روز فوق العاده

٩٧/٠٤/٢٨
تو یکی ما را تنها نگذار

نرو لعنتی

٩٧/٠٤/٢٤