چیستی شناسی خر خون و دیگر خرها!

چیستی شناسی خر خون و دیگر خرها!

نویسنده : وبگردی

خرخون موجودی است به شدت طفلکی که عموماً در مناطق محروم می‌زیَد. وی علارغم تلاش فراوانی که می‌کند، نه تنها در قلب دوستان خویش جایی ندارد، بلکه در کبد دوستان خویش نیز جایی ندارد. و با یک نگاه عمیق‌تر خواهید فهمید که او اصلاً دوستی ندارد و یک جورهایی همه به خون او تشنه بوده و می‌خواهند اصلاً سر به تنش هم نباشد! دانشمندان در این باره معتقدند که این میزان عدم محبوبیت در رابطه با خرخون، به نام گذاری وی باز می‌گردد. خب راست هم می‌گویند دیگر! مثلاً تصور کنید اگر این موجود را آهوخون می‌نامیدند چقدر می‌توانست محبوب‌تر باشد! یا طاووس خون حتی! 

واقعاً چرا خرخون! شاید باورتان نشود ولی دانشمندان حتی در این باره نیز نظراتی دارند! آن‌ها معتقدند فلسفه شکل گیری کلمه خرخون به واسطه ترکیب کلمه خر به معنای بزرگ و خون است که در نهایت به کلمه خون بزرگ ختم می‌شود. اما خب با کمی تأمل در این باره به این نتیجه خواهیم رسید که دانشمندان قطعاً در این باره مقداری زر می‌زنند و در این‌جا بحث خر اصلاً بحث بزرگ و قوی بودن نیست و صرفاً به واسطه آزار خرخون‌های محترم و پست و فرو مایه و نچسب و دوست نداشتنی جلوه دادن این قشر زحمت کش جامعه بوده است و لاغیر ! در ادامه نظر شما را به مثال‌هایی در این باره جلب می‌نمایم :

گربه شور: وقتی چیزی را سَرسَری بشورید و مادرتان قصد دعوا کردن شما را داشته باشد از آن استفاده می‌کند .

بز خر : به کسی که به دنبال بدبخت کردن دیگران است و قصد دارد اموال آن‌ها را به نامردانه‌ترین حالت ممکن بخرد می‌گویند. (البته جا دارد از دانشمندان تقاضا بِنُماییم در رابطه با خری که در بز خر آمده تحقیقاتی به عمل آورند )

شایان ذکر است در این‌جا از خربزه ی نازنین نیز یادی کنیم !

نتیجه گیری 1 : استفاده از نام حیوانات و ترکیب آن با افعال، صفات و یا دیگر اسم‌ها صرفاً به قصد تخریب وی بوده و سازننده و به کاربرنده کلمه در واقع دارد خیلی زیر پوستی به شما فحش می‌دهد .

نتیجه گیری 2 : در مواجهه با جمعی از خرخون‌ها می‌توانید برای راحتی بیشتر این گونه در حال انقراض را به جای آهای خرخون‌ها ، خرخونین ( در پاره ای از موارد خرخونات ) ، خرخونون، و خراخنه ( بر وزن فلاسفه مثلاً ) نیز مورد خطاب و تمسخر خویش قرار دهید .

=========

منبع:

http://pelake23.blogfa.com/post/892

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
من خر خون نیستما/کمی بیشتر از بقیه میخونم/بر عکس همه بچه های کلاس بهم اخترام میزارن (فک نکنید میترسنا احترااااام میزارن):دی کلنی کلاس ما همگی با فرهنگن
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
گربه شور هم هروقت بچه بودم میرفتم حموم میومدم مامانم میگف باز خودتو گربه شور کردی؟خخ
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
بز خر هم آره متاسفانه موتور قبلیمو به یکی از همین بز خر ای بووووق فروختم:((
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
تمام//دیگه نظری ندارم:دی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٤
١
٠
سلام: درس خواندن باشد روش مهم نیست.ممنون
PESTEH
PESTEH
٩٣/٠٨/٢٤
١
٠
کسانی که از واژه ی خرخون استفاده می کنند دو دسته اند : 1/کسانی که خودشان سوپر خرخونن و دست پیش را گرفته اند که پس نیفتند ! 2/حسودان بوق!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
داریم مگه (^_^)
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
ايول بسيار هم زيبا بود كلي كيف كردم وبتونم ديدم عالي، بيست،نامبر وان
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
دست نوشته زیبایی بود... فقط یک نکته: کاش در روتوشِ دوستان؛ کلمه "زر" حذف میشد یا جایگزین شایسته تری پیدا میشد. این قلم، این قلمِ مهربون و در عین حال بی رحم ممکنه با نگارش یک واژه کار دستِ خودش و نویسنده اش بده... مرزِ بین هجو و طنز آنچنان هم باریک نیست که نتونیم بشناسیم. این متن طنز بسیار قوی و مناسب و شایسته ای داره اما کاش به یکسری نکته های ریزی همچون اون کلمه هم دقت میشد.( بکار بردنِ کلمه "خر" در این مطلب جزئی از ساختار و محتواست و ابدا ایرادی نمی بینم. و معنای بدی هم به متن نداده)
محسن
محسن
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
ممنون بابت نقد بجا و صحیحتون :)
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
اینجاهم درس نههههههههههههه توروخدا خسته شدم دیگهههههههههههه
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
ببخشید! من دیگه حرفی ندارم! (دست خودم نیست! اخه اینجا خیلی راحت الگوها منتقل میشن....)
محسن
محسن
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
سلام اول مننون از دوستان بابت باز نشر و بعد هم ممنون بابت لطفت مخاطبان این سایت . اقای کامران شمشیری نقدتون بسیار اصولی و مفید بود . درسته که این مطلب صرفاً برای وبلاگ شخصیم نوشته شده و نه انتشار در جای دیگه اما نباید فراموش میکردم که وبلاگ یک رسانه ی عمومیه و باید کمی بیشتر در انتخاب کلمات وسواس به خرج داد . موفق باشید :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣