یکی ما را از قبر دربیاورد!
به بهانه تعویض رئیس سازمان صدا و سیما

یکی ما را از قبر دربیاورد!

نویسنده : نیلوفر نیک بنیاد

این روزها که در دست هر پیر و جوانی یک بیلبیلک الکترونیک پیدا می‌شود، یا هر کس در هر گوشه از کشور بالاخره به یک نوعی دسترسی به اخبار مملکت دارد، حتما همگی تا حالا از جریان جایگزینی رییس سازمان صدا و سیما مطلع شده‌اید. (اگر هم نشده بودید، الان شدید دیگر. به روی خوتان نیاورید!) بله. همین چند روز پیش بود که آقای عزت‌الله ضرغامی جای خود را به محمد سرافراز داد و پس از گذراندن سال‌های بسیاااار متمادی، بالاخره این عرصه را بدرود گفت! خب. برای این‌که زیادی موضوع را ادبی نکنیم، به رسم برخی روسای کارخانجات، ابتدا بعضی از کارهای مثبت آقای سابقا رییس را بازگو کرده و سپس تیر خلاصی را می‌زنیم.( حتما شما هم دیده‌اید بعضی از روسا یک ساعت در مورد علم و سواد و تخصص و تجربه آدم حرف می‌زنند و بعد می‌گویند که «ببخشید، ولی باید تعدیل نیرو کنیم!». دقیقا منظورم همین روش بود) . و اما این شما و این هم چند نمونه از فعالیت‌های مثبت آقای ضرغامی در حوزه صدا و سیما:

1- ایجاد چندین و چند شبکه جدید -اگرچه گاهی سرعت رشد و خواص شبکه‌ها را می‌شد با سرعت رشد ینجه و خواص آن مقایسه کرد!-

2- ایجاد و توسعه مناظرات تلویزیونی بین مسئولین مهم مملکتی -که آمارها نشان می‌دهد تعداد بینندگان آن حتی از بینندگان فیلم‌های بروس‌لی(!) در کشور پر جمعیتی مثل چین نیز بیشتر بوده است.-

3-ساخت پیام‌های بازرگانی جذاب و جدید، و نظارت دقیق بر آن‌ها -هرچند شخصا می‌توانم ادعا کنم از شدت وجود خلاقیت‌های تبلیغاتی و از شدت نمایش ساده‌زیستی در برخی پیام‌های بازرگانی چندین بار به مرز سکته رسیدم!-

4- پیشبرد گام به گام برنامه‌های داخلی با برنامه‌هایی در سطح بین المللی -به طوری‌که گاهی برای عقب نماندن از گردانه اخبار جهانی به خاطر یک تظاهرات محلی در جنوب شرقی بورکینافاسو، از خبر جهانی شدن یکی از چهره‌های وطنی گذشت می‌کردیم حتی!-

5- تولید چند سریال فاخر و بی‌سابقه ملی مذهبی –خدا وکیلی به این یکی هیچ گیری نمی‌توانم بدهم! آدم که نباید به همه‌چیز و همه‌کس غر بزند.-

و اما آن نکته آخر که از اول قولش را دادیم:

تلاشی که جناب رئیس در طی این سال‌ها برای جلوگیری از غرب‌زدگی مردم کردند واقعا ستودنی بود، اما کاش راه بهتری را برای این کار انتخاب می‌کردند. توسعه روزافزون «قبر زدگی» با هدف «عدم غرب‌زدگی» شاید یک عبارت بسیار روشنفکرانه (و حتی باکلاس) به نظر برسد، اما در حقیقت کارایی معکوس دارد. آیا لازم است یادتان بیاندازم که در زمان پخش سریال‌های پر هیجانی مثل ستایش، آوای باران، دردسرهای عظیم و... برای دیدن صحنه‌های گریه و زاری و مرگ و میر و غسالخانه، چطور لحظه شماری می‌کردید، روی خود را می‌خراشیدید و چنگ به زمین می‌انداختید؟!

این‌که در هر ساعت از شبانه‌روز دکمه‌ی هر کدام از آن تعداد کثیر شبکه‌ها را فشار بدهید (بدون توجه به کمدی یا مستند یا تراژدی بودن برنامه‌ی مورد نظر) یا زنانی در حال گریه ببینید، یا آدم‌های پشت اتاق عمل، یا مراسم تشییع جنازه، یا غسالخانه، واقعا یکدفعه بشر را به مرز جنون می‌رساند. طوری‌که حتی آدم پیش خودش فکر می‌کند «نکنه جواز نشون داده شدن توی تلویزیون، وجود یه صحنه مرگ و میره؟» . و بعد تصمیم می‌گیرد تمام هیجانات و جذابیت‌های ناشی از برنامه‌های داخلی را رها کرده و به دیدن برنامه‌های سرشار از دروغ و نفاق و غیر جذاب(!) شبکه‌های خارجی بپردازد!

خلاصه‌ی کلام این‌که ضمن فشردن دست‌های رییس سابق (البته با حفظ شئونات اسلامی) امیدواریم رییس جدید، آجرهایی که قبلا کلنگ زمین‌شان زده شده را با برنامه و نظم جدی‌تری بچیند و برای این ملتی که حقیقتا بزرگ‌ترین تفریح و دلخوشی‌شان تلویزیون است، جز «قبرزدگی» راه دیگری پیدا کند. بی «عزت» که شدیم، باشد که غرب‌زده نشویم! تمام...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٨/٢٢
٢
٠
سلام ... چهار فعاليت مثبت ايشان كه جاي تشكر دارد بخصوص
1- ساخت كانالهاي فرآوان بدون خلاقيت و نوآوري در برنامه‌ها فقط مجري با لهجه نسبت به همه اين كانالها متغيير است
2- مناظره‌هايي كه بعلت ترويج فرهنگ غير اخلاقي بگم بگم سالها در عهدي كه وايبر نبود و پيامك هم قطع مي‌شد ملت براي خود چيستان ساختند
3- پيامهاي بازرگاني كه خانمها در آن نقشي نداشتند ولي جان فرزندان خانمها هدف بود و در دنيا هيچ تلويزيون ملي چيپس تبليغ نميكند ولي شبكه‌هاي عمو ضرغامي بخاطر فروش هوا و مواد غير غذايي توسط شركتها حق پخش را گرفتند و .... .!!!!!
4- يكي از شبكه‌هاي خارجي ميگفت اينقدر در كپي برداري دقت بخرج داده اند و استوديوي ما را شبيسازي كرده اند كه ارتفاع ميز هم نيم سانتيمتر اختلاف ندارد
5- واقعا انتظار داريد فيلمهاي مربوط به ما را ديگران بسازند مثلا عربها فيلم فاخر بسازند كه ايرانيها با آنها چه كردند
ديگر حرفي ندارم
™دکتر مَنتی (م) ـ
™دکتر مَنتی (م) ـ
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
جالب بود، مرسی
™دکتر مَنتی (م) ـ
™دکتر مَنتی (م) ـ
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
این میره ، اون میاد، قبرزدگی لغت جالبی بود، و بجا و در خور ، ممنون
™دکتر مَنتی (م) ـ
™دکتر مَنتی (م) ـ
٩٣/٠٨/٢٢
٢
٠
کلیله میره، دمنه میاد
h.naderi
h.naderi
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
خوب به نظر من این یکی یادداشت از اون دو تای قبلی خیلی بهتر بود؛ البته موضوع دومی تا الان از همه بهتر بوده :) با تچکر
سعیده سادات
سعیده سادات
٩٣/٠٨/٢٢
١
٠
ممنون نیلوفر عزیز ----- خیلی باحال بود... من که به این رسانه ملی دیگه امید ندارم!!!!!
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٨/٢٢
٢
١
خیلی خوب بود آدم لذت میبره از استفاده به جا از کلمانت و انسجام متن!به جز تعریف از نوع نگارش با محتوا هم بسی موافقیم!راستش بنده اینقد از این خبر خوشحال شدم که اشک تو چشمام جمع شد اصلن!با اینکه میدانم تلوزیون به همان سمت و سوی قبل پیش میره اما با عوض شدن آقای رءیس یک روزنه امیدی در دلم نشست!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/٢٢
٤
٠
مگه ما تلویزیونم داشتیم؟؟!! :)))
m_mehravard
m_mehravard
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
ضرغامی آدمِ بدی نبود کارهای خوبی هم کرد اما مسئله ای که وجود داره اینه: من کمتر می بینم آدمی رو که لبخند بزنه و این به هر چی که ربط داشته یا نداشته باشه، به رسانه به ربط نیست. (از قول شما).
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٢
١
٠
آخه چی بگم به قول کامران خان این مشکل بایکی دونفرحل نمیشه............
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٣
٠
١
با بنده بودید؟ یا کامران دانشجو؟ یا کامران شیردل؟ یا کامران قدکچیان؟ ... بهر حال با هر کدوممون بودید من با شما مواقفم. قبلا هم شبیه همون جمله رو گفته بودم! بله با این چیزها چیزی عوض نمیشه.. چون قرار هم نیست عوض بشه... . مرسی بانو دلنیا.
صدیقه (ایران دخت)
صدیقه (ایران دخت)
٩٣/٠٨/٢٢
١
٠
اخ گل گفتی دختر. تو این پند سال اخیر تعدا شبکه های تلوزیون ملی بیش از دو برابر شد ولی تعداد بینندها کمتر از نصف. هر روز ضعیف تر از روز قبل ... مطلب خیلی خوبی بود دوست خوبم.
سید علی
سید علی
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
خخخخخ.بورکینافاسو رو خیلی خوب اومدین.خخخخ
خوشی
خوشی
٩٣/٠٨/٢٢
٢
٠
تاریخ به من ثابت کرد هرکی رفته یکی بدترش اومده... یعنی همون بازی آتاری که غولش مرحله به مرحله سخت تر میشه... البته باث بگم از پخش سریال های قدیمی تکراری بسی خرسندم چون ترجیح میدهم برای بار 206 ام بشینم مدار صفر درجه نگاه کنم ولی ستایش ورژن جدید رو نگاه نکنم افتاااااااد !
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٣
از چهرش خوشم نمیومد
احسان
احسان
٩٣/٠٨/٢٢
٢
٠
یه نکته ی مثبت دیگه از نظر من شبکه ی نسیم هست که به عنوان تجربه ی اول در ایران و همینطور استفاده از محتوای تولیدی استان ها، بد کار نکرده. تعبیر قبرزدگی جالب بود. یادمه وقتی سریال ستایش 2 تموم شد، عصر ایران تیتر زد: «خدا رو شکر! پمپاژ غم تمام شد!» یه حس موافقت عظیمی از اعماق وجود حس کردم اون موقع!
رضوان سادت
رضوان سادت
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
ممنون نیکولا جان شماره 3 خیلی باحال بود
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٣
٢
١
متنِ بی نهایت واقع بینانه ای بود... ممنونم. شماره 4 بیشتر به دلم نشست. البته که تمام موارد بجا بودند. من بیش از 10 آیتم دیگه هم دارم برای پرونده ایشون! این خانه از پای بست ویران است... .
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
من باشمابودم جناب شمشیری که گفتیداین خانه ازپای بست.............البته من باهمش موافق نیستم ولی دراین موردموافقم
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٢٣
٢
٠
بیشترین چیزی که روزها برای من یکی آزار دهندست تبلیغات طولانیه که به صورت برنامه کردن! از امثال کنکور... است بگیرید تا غیره و غیره که همشون یک جوری تبلیغات محسوب میشند! از این کالاهایی هم که به سبک محصولات تبلیغی در شبکه های ماهواره ای فروش میره هم بگذریم!
ارغوان
ارغوان
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
نیکولا جان من خیلی وقته وبلاگ شما را می خونم و کلی لذت می برم. میتونم یه پیشنهاد براتون داشته باشم؟ راجع به خوش استقبال بودن و بد بدرقه بودن ما ایرانی ها اگه بنویسی خیلی جالب میشه به نظرم چون خیلی فراگیره بین ما، به زمان و مکان و شخص خاصی هم مربوط نیست، کلا ویژگی ما ایرانی هاست
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
دوست خوبم ممنونم از پیشنهادت. راستش چون من معمولا هر چیزی رو بعد از تجربه کردنش و به طور حسی می نویسم. نمی دونم بگم امیدوارم واسم اتفاق بیفته یا نه:)) ولی قول میدم به محض اتفاق افتادنش حتما در موردش بنویسم :) بازم ممنون
نازنین
نازنین
٩٣/٠٨/٢٣
١
١
من به شما قول میدم که دلمون برای عمو ضرغامی تنگ خواهد شد, این اقای سرافراز کاری خواهد کرد کارستان البته در جهت معکوس
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
اگر رییس جدید قول ساخت چن تا فیلم علمی تخیلی دیگه مث ملکوت و کلا فیلمایی که اخرش شخصیت بَده خود شیطونه رو بدن بنده ورودشون رو شخصا تبریک میگم :|
نیلوفری
نیلوفری
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
بسیار عالی... مثل همیشه... ما هم امیدواریم.. به هر حال امید که حرف بدی نیست که...!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
سلام: امیدوارم که اوضاع پسرفت نداشته باشد و یا جناح بندی.ممنون
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنون:)
zizigolu
zizigolu
٩٣/٠٨/٢٥
١
٠
موضوعش جالب بود! ولی از حق نگذریم خود ما ایرانیا روحیاتمون با فیلمایی که توش گریه س سازگارتره...! ینی یه فیلمه اگه طرف توش یه بیماری مهلک داره و بخواد بمیره باید حتما اون قسمت خاکسپاریش پخش بشه درحالی که داره با شکوه انجام میشه! اصلا هرچه سریال گریه آورتر بهتر!!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/٠٨/٢٥
٢
٠
فکر می کنم قضیه عادت رو نباید در این مورد نادیده بگیریم. مسلما اگه از اول هم بهمون می گفتن مثلا باید روی دستاتون راه برید، شاید الان روی دست راه رفتن هم برامون عادی بود. نظر شخصی من اینه البته :)
ناشناس نمک شناس
ناشناس نمک شناس
٩٣/٠٨/٢٥
٤
٣
به نظرم جا داشت در اینجا یک "برو حلیم سلطانتو بخور ، نه ببخشید ! ببین" جانانه به بعضی دوستان تقدیم میشد! مورد 1:با عنایت به اینکه وظیفه صدا و سیما تنها پرداختن به سرگرمی نیست به شخصه از شبکه های تلوزیونی مفید و آموزنده نهایت بهره برداری رو انجام داده ام باشد که دوستان به جای دنبال کردن دَوو دَوو کمی هم به شبکه های تخصصی تر مثل سلامت و مستند و قرآن و ... به ویژه خبر هم یه کوچولو سر بزنن تا دچار سوتی نشن و حواسشون باشه که اگر ایده و طرح و حتی اسم برنامه 37 درجه توسط شبکه سه حرفی دزدی میشه این تقصیر رسانه ملی نیست! مورد2:مناظرات کاملا وظیفه روشنگری خود رو در شناخت پدیده ای نادر به نام سران فتنه به خوبی ایفا کرد زیرا چن تا "بگم بگم" به "چیز چیز افتادن" کسی منجر شد که وعده ها داد "اگر تقلب بشه ایران قیامت میشه" و بدون اثبات تقلب وعده هاشو بدجور عملی کرد! فلذا پیشگوییهایی که تایید صحتش جز در قشونکشیهای خیابانی قابل اثبات نشد ملتی رو از داشتن نعمت اس ام اس محروم کرد!!با فاکتورگیری از فشار تحریمهایی که به لطف این فتنه رخ داد دفاع تمام قد نمونه های کوچکتر ازون موجودات بعد از گذشت 5 سال ازون آنارشی رو کجای دلمون بذاریم؟الله اعلم! مورد 3:افزایش تبلیغات تلوزیونی در نتیجه اختصاص بودجه کم توسط دولت با تدبیر به رسانه ملی صورت گرفته و تا همین حد هم بهتره شکرگزار بود که برای تبلیغ شامپو یا پفک از توش صحنه های انحرافی و غیراخلاقی درنمیاد وگرنه که اینجا بر خلاف غرب بچه ها پدر و مادر دارند و طبعا اراده تصمیم گیری برای خرید تنقلات بر عهده خانوادست نه بچه ها که ما ابراز نگرانی دوستان رو باور کنیم! مورد 4:جهانی شدن یک چهره وطنی اگر به قیمت یک ماچ و بوسه با رقاصه های دشمن باشه که پرچمداری این امر خطیر رو بانو شفته عهده دار بودند و باید حق بدید از انعکاس خبری این مسئله تو رسانه ملی که مخاطب کودک هم از مقابلش رد میشه باید جدا خودداری کرد خصوصا با تجربه آرگو! مورد 5:تولید سریالهای فاخر البته که البته که بسی جای تقدیر داشت زیراکه حتی گوشه ای از استعداد ساخت این نوع محصولات دینی و هنری و فرهنگی رو در سینمای پرمدعای اسکاری و جهانی(!) ما نمیشه یافت! با قدردانی از سریالهای فاخر تاریخی چون کلاه پهلوی و کیف انگلیسی و یا سریالهایی چون ستایش و پس از باران که در جذب مخاطب بسیار موفق عمل کردند جا داره به دوستانی که سعی دارن بحث رو عرب و عجمی کنند عرض کنم که بهتره اینکارو بیخیال بشید که اگر ذره ای اطلاعات تاریخی در مورد ایران باستان داشتید اینطور حق به جانب نظر نمیدادید! در آخر به نوبه خودم از قبرزدگی(!) رسانه ملی که لابد در نقطه مقابل رقص زدگی و توهین به شعور ملت قرار داره کمال تشکر و قدردانی خود را ابراز دارم به خصوص به خاطر موقعیتهای درام و کمیکی که به لطف نعش کش و قبرستان و مرگ در سریالهای جذابی چون دردسر بزرگ و بزنگاه وپژمان و متهم گریخت و... در پس ذهنها به یادگار مونده! با آرزوی موفقیت روزافزون برای روسای قدیم و جدید رسانه ملی...
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/٠٨/٢٥
٤
٢
ممنون از نظرتون. من هم البته آرزوی موفقیت برای قبلی ها و بعدی ها دارم و همونطور که توی متن دیدین نظرمو نوشتم که به نظرم تلاش های زیادی صورت گرفته اما خب راه ها شاید کاملا بدون عیب و نقص نبوده. اینکه در هر مورد افرادی نظر مخالف داشته باشن کاملا طبیعی و قابل احترامه اما پیش گویی کردن فکر و ذهن دیگران به نظرم زیاد جالب نیست. مثلا وقتی در مورد مفاخر ملی حرفی زده نشده بهتره با قاطعیت به نگارنده نسبت ندید که نظرش فلان خانم بازیگر بوده. چون اگر اینطور بود و می خواستم صرفا این مصداقی که شما فرمودین رو ذکر کنم، یقینا توی متن می نوشتم! نظرات شما هم مثل نظرات بقیه دوستانی که نظر دادن قابل احترامه اما تا جایی که به کسی توهین نشه. فکر نمی کنم افراد برای نظر دادن در مورد یه متن طنز نیاز باشه که خودشون رو معرفی کنن یا میزان اطلاعاتشون در مورد ایران باستان رو یادآوری کنن یا به کسانی که عقیده ای مخالف اون ها دارن توهین کنن. هر کس بالاخره برای خودش یه نظری داره. چه من باشم، چه شما، چه سایر دوستان . موفق باشید :)
Niva
Niva
٩٣/٠٨/٢٥
٠
١
بنده خدا هر چی بود و نبود رفت.. ببینیم مسئول بعدی چه طوری هست.. ان شاالله که خوب و فعاله :) ممنون
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/٠٨/٢٥
٣
٠
از بقیه عزیزان که نظر موافق یا مخالف خودشونو اعلام کردن و نسبت به من و متن لطف داشتن واقعا ممنونم. امیدوارم بتونم با عمل کردن به حرف ها و نکته هایی که گفتین، یادداشت های بهتری بنویسم :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨