دیر کردی؛ مثل همیشه... / یک سکانس از فیلم
یک سکانس از فیلم HUSTAWKA

دیر کردی؛ مثل همیشه... / یک سکانس از فیلم

نویسنده : آذر صدارت


...آنجا که کارولینا، خراب و خسته و ناامید، روی پیشخوانِ بار خم شده، سرش را بین دست‌هایش گرفته و حلقه‌های دود سیگارِ بینِ انگشت‌هایش، بالا می‌روند و محو می‌شوند و میشل، یک جورِ غیرمنتظره‌ی شیرینی، از راه می‌رسد و آرام‌آرام بهش نزدیک می‌شود و می‌گوید: "ببینم! تو به عشق در یک نگاه باور داری؟" ؛ کارولینا با یک بغض بچه‌گانه و یک لبخند تلخ می‌گوید: "دیر کردی؛ مثل همیشه..."

 نور پردازی، موزیک و ترانه‌ی متن، نگاه‌ها، حس‌ها؛ همه‌چیز فوق‌العاده‌ست...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن ِ ..
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
ولی گاهی اونقدر دیر می‌شه که دیگه لطفش رو از دست می‌ده!
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
بعضی مواقعمممممممممممم برعکس هرگزنرسیدن بهترازدیررسیدنننننننننننن
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
امان از تجـــــربه!
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٣٠
٠
٠
نظرلطفتونهههههههه
ayshem_sh
ayshem_sh
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
همیشه خیلی زود دیر میشه ...
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
ممنونم از حسن سلیقه شما.... فیلمهای کلاسیک انصافا دیالوگهای استخون دارتری داشتند...
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
خواهش می‌کنم. این فیلم رو دیدین؟
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٣٠
٠
٠
نخیر ندیدم.... اگر بیشتر معرفیش کنید میرم سروقتش. سال تولید و کارگردان.
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
لذت بردیم،ممنون
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
اوهوم/خوب بود:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
سلام: سپاسگزارم از زحمت شما.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/٠١
٠
٠
اسم فیلمش چیه؟
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
HUSTAWKA هوستاوکا!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣