دوسِت داشته؟! / یک سکانس از فیلم
یک سکانس از فیلم BLUE

دوسِت داشته؟! / یک سکانس از فیلم

نویسنده : آذر صدارت

آن‌جا که ژولی، بعد از ماه‌ها بغض و زجر و انزوا به دلیلِ مرگِ همسرش، با دوست ‌دخترِ شوهرش روبه‌رو می‌شود. کسی که مَرد قبل از مُردنش با او در ارتباط بوده و ژولی نمی‌دانسته. دخترک حامله است. ژولی به تلخی می‌پرسد: «بچه‌ی اونه؟» دختر لبخند می‌زند که: «بله. می‌خوای بدونی چطور شروع شد؟» ژولی می‌گوید: «نه!» دختر با تردید می‌پرسد: «می‌خوای بدونی دوستم داشت یا نه؟» ژولی با حسرت به گردنبندِ صلیبِ ظریفِ دختر که عینِ همان را از همسرش هدیه گرفته، دست می‌کشد و با لبخند غمگینی می‌گوید: «سوالم همین بود. ولی حالا می‌دونم که دوستت داشته!»

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
زیبااااااااااااااا بودددددددددددممنوننننننننننن
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
:-)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
سلام:متشکرم
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
منم متقابلا ممنونم! :-)
mahboube_a
mahboube_a
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
وای ! چه غم انگیز . خدا نیاره برای کسی !!
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
:|
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
:|
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
:|
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
:|
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
این چهار نفر چرا :| گذاشتن؟
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
:|
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
:-)
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
:|
admincheh
admincheh
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
یاد اون قسمت از ماهی و گربه افتادم زمانی که پرویز و لادن با هم روبه رو میشن ..
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
و چقدر نگاه‌ها و حسرت‌ها و عصبیت و لبخندهاشون واقعی بود!
mhv
mhv
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
کیشولوفسکی کارگردان خوبیه ولی من از سه گانه"قرمز" رو بیشتر می پسندم:)
mhv
mhv
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
http://jeem.ir/pagetwo.php?print=2&type=4&id=16340
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
فقط blue
ayshem_sh
ayshem_sh
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
چقد .... !!!!
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
:-<
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
سلام ... الهي من بگردم
h.naderi
h.naderi
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
ممنون از دیالوگ های زیبا و حسن انتخاب شما/ دیدم در زندگی سلام هم می نویسید. خوشحال میشیم باز هم برای سایت جیم مطالب ارسال کنید :)
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
لطف دارید. :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
منم برا اینکه رسالت دوستان بی اجر نمونه :|
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠