تو آرزوی محال من باش رفیق
مجموعه شعرهای محبوب شما كه برای ما ارسال كرده‌ايد

تو آرزوی محال من باش رفیق

نویسنده : ایمان فروزان نیا

اصلاً حسین جنس غمش فرق می‌کند

این راه عشق پیچ و خمش فرق می‌کند

این‌جا گدا همیشه طلبکار می‌شود

این‌جا که آمدی کرمش فرق می‌کند

(علی زمانیان)

======***======

در میان گونه گونه مرگ‌ها

تلخ تر مرگی ست، مرگ برگ‌ها

زانکه در هنگامه اوج و هبوط

تلخی مرگ است با شرم سقوط

(محمدرضا شفیعی کدکنی)

======***======

هر روز برایت نامه می نویسم

و تو همه را برگشت می زنی

سپاس گزارم

هیچکس تا به حال

این همه نامه برایم نفرستاده بود!

(رضا کاظمی)

======***======

آخرین فصل من از بودن تو فاصله داشت

یک بغل خاطره صد بغض هزاران گله داشت

گله یعنی نشود راه تو را سد بکنم

حال با خاطره های تو چه باید بکنم؟!

(پویا جمشیدی)

======***======

مرگ،  اشتراک بین آدمهاست با یک فرق

افراد عاشق پیشه چندین بار می‌میرند...

(نیما فرقه)

======***======

مثل مغرورترین کافر دنیا که دلش

از کَفَش رفته و حتی به خدا رو زده است

ناخدایی شده ام خسته که بعد از طوفان

تا دم مرگ، دعا خوانده و پارو زده است...

(عبدالمهدی نوری)

======***======

پنجره را باز کن

همه چیز را

به باد گفته ام.

(کامران رسول زاده)

======***======

ﺗﯿﺰﯼ ﮔﻮﺷﻪﻫﺎﯼ ﺍﺑﺮﻭﯾﺖ

ﭘﯿﭻ ﻭ ﺗﺎﺏ ﻗﺸﻨﮓ ﮔﯿﺴﻮﯾﺖ

ﺁﻥ ﺩﻭﺗﺎ ﭼﺸﻢ ﻣﺎﺟﺮﺍﺟﻮﯾﺖ

ﺍﯾﻦ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻮﺵ ﺍﻟﻨﮕﻮﯾﺖ

ﺁﺧﺮﺵ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺩﺳﺘﻢ

(قاسم صرافان)

======***======

تو آرزوی محال من باش رفیق

من مال توام تو مال من باش رفیق

دلتنگ تو دلتنگ تو دلتنگ توام

لطفا نگران حال من باش رفیق...

(جلیل صفربیگی)

======***======

تلخی اخلاق را اندام موزون حل نکرد

استکانم شد کمر باریک و چایم تلخ ماند...

(محمد سهرابی)

======***======

من می نه ز بهر تنگدستی نخورم

یا از غم ِ رسوایی و مستی نخورم

من می ز برای خوشدلی می‌خوردم

اکنون که تو بر دلم نشستی، نخورم

(عمر خیام)

======***======

در عهد تو ای نگار دلبند

بس عهد که بشکنند و سوگند

دیگر نرود به هیچ مطلوب

خاطر که گرفت با تو پیوند

(سعدی)

======***======

آدم های تنها

آرزوهای کوچکی دارند

شبیه اینکه کسی

در خانه را به رویشان باز کند!

(طاهره قصدی)

======***======

از واقعه‌ای تو را خبر خواهم کرد

وان را به دو حرف مختصر خواهم کرد

با عشق تو در خاک نهان خواهم شد

با مهر تو سر ز خاک بر خواهم کرد

(ابوسعید ابوالخیر)

======***======

اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ

اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ

اگر ملک سلیمانت ببخشند

در آخر خاک راهی عاقبت هیچ

(بابا طاهر)

======***======

سلیمان حسنی:

نارفیقان را بگو خون شد دلم

جز عذاب و درد چی شد حاصلم

دوست بهرِ دوست جانبازی کُند

نا رفیقی آمد و شد قاتلم 

(سروده خودم)

======***======

gh_najafi:

برایت وان یکاد می‌خوانم

و آیت الکرسی...

این‌ها هم که نباشند

سلامت خواهی ماند!

نگاه عاشق دعاست...

======***======

H_fateme:

این عصرهای بارانی...

عجیب بوی نفس‌های تو را

می‌دهد !

گویی …

تو اتفاق می‌افتی؛

و من دچار می‌شوم …

تمام «من» دارد «تو» می‌شود

باور می‌کنی؟

======***======

nasrin_goldenroze:

شاعری که نشانی‌ات را نداشت 

شعرهایش را ...

به پیراهن باد سنجاق کرده است 

کاش امشب ...

پنجره اتاقت ...

باز مانده باشد ...

======***======

M_lotfi:

- چشم‌هايت هواي شمال‌اند

پر از ابر

پر از باران

======***======

Jalal:

نمی‌دانم به چه می‌اندیشند آدمیان زادگاهم

می‌دانم اما گل‌های آن‌جا هنوز

همان عطر همیشگی را دارند

(کی تسورایوکی)

======***======

ko_karimy:

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست

آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست...

(حافظ شیرازی)

======***======

u_razavi:

دیشب هوس نگاه بی غم کردم

از هیبت بی جای خودم کم کردم

یک لحظه بشین و اندکی با من باش

بانو... به خدا چای هلی دم کردم!

(سروده خودم)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
maede
maede
٩٣/٠٨/٢١
٣
٠
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟/غافلگیر شدیم چتر نداشتیم/خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم/دومین روز بارانی چطور؟/پیش بینی اش را کرده بودی/چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم/سعی می کردی من خیس نشوم و/شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود/و سومین روز چطور؟/گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری/چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی/و شانه راست من کاملا خیس شد./چند روز پیش را چطور؟/به خاطر داری؟/با یک چتر اضافه آمدی/و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر/توی چش و چالمان نرود/دو قدم از هم دورتر راه برویم . . ./فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم/تنها برو . ..(دکتر علی شریعتی)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
خیلی شعرها زیبا بودند/از همگی دوستان ممنونیم:)
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢١
١
٠
همه شعرا عالی،ممنون از حسن انتخابتون
i.forouzan
i.forouzan
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
نوش جانتون
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/٢١
١
٠
آقای حسنی درود بر شما شعرتون حرف نداره
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
سلام خانوم هاچ: شما لطف دارید.برایتان دلی شاد و جانی سلامت آرزومندم.ممنون
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
مثله همیشه عالی ،ممنون
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
موافقم با دوستان. همه عالی. همه زیبا.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
خیلــــــــــــی هم زیبـــــــــــــا (^_^)دست جملگی دوستان درد نکنه :) تشکــــــــرات
m_mehravard
m_mehravard
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
مجموع جذابی بود :)
همتا
همتا
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
مممم خوب بود ! خوشمان آمد ! احسنت ! باریکلا !:))))))
F_Pakbaz
F_Pakbaz
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
چه شعرهای ِ خوبی :)
ایران
ایران
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
این دفعه عالیتر بودین.نامبر1.مرسیییییییییی
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
به به :) ممنونم از همگی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
تایید نشدن برخی کامنت ها رو درک نمیکنم. در کمال ادب و احترام عرض کرده بودم از یکی از اشعار بیشتر لذت بردم. تایید نشده. کمی دلگیرم.
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
با عرض پوزش ولی خب کامنت شما نرسیده که من بخوام تاییدش کنم.
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
از 5شنبه شب تا الان هم هیچ کدوم از کامنتای من تایید نشده در هیچ جا .آقاعلیرضا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
من کامنت های شما که تو بازه زمانی 1-3 شب بود رو تایید کردم ولی غیر اونها، چیز دیگه ای نبود که بخوام تایید کنم احتمالش هست که نرسیده باشه اینور به هر دلیلی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
من اطلاعی نداشتم تایید کامنت ها با جنابعالی هستش. قصد جسارت نداشتم. صرفا حرف دلم رو عرض کردم. بله احتمال داره نرسیده باشه.
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
حالا بفرمایید کامران خان،کدومش قشنگتره؟
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
مرسی از همه. همه شعرا عالی بود.کیف کردممممممممممممم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨