جیم - حسنک کجایی؟! www.jeem.ir
حسنک کجایی؟!
چرا آدم‌های داستان‌های ما باهوش نبودند!

حسنک کجایی؟!

نویسنده : ali_derugar

ساعت ٢ نيمه شب، هوا گرگ و ميش بود، سيل حدود ده متر از ريل را، از بين برده بود و چه سرنوشت تلخى در انتظار مسافرين قطار تهران-مشهد نشسته بود.

 واى خداى من، شانس آورديم، در آن شب سرد و بارانى ريزعلى هوس هواخورى به كله‌اش زده! با ديدن ريل كاپشنش را در مى‌آورد، كبريت را روشن می‌كند و زير كاپشن می‌گيرد، اما كاپشن آتش نمى‌گيرد!

 خوب، كاپشن خيس كه آتش نمي‌گيرد! در آن لحظه قيمت كاپشن رشته افكارش را پاره مي‌كند،

چه حماقتى! اما جان مسافران با ارزش‌تر است، نفت فانوس را روى كاپشن خالى مي‌كند و آن را آتش مي‌زند و به قطار علامت مي‌دهد، با خود فكر مي‌كند او كه فانوس داشته! چرا از خود فانوس براى علامت دادن به قطار استفاده نكرده است! او بابت اين اشتباه، هم كاپشنش را از دست داده و هم از سرما سينه پهلو كرده!

در هر صورت او با اين كارش باعث نجات جان مسافران قطار شده و فردايش به عنوان يك قهرمان ملى سر زبان‌ها مى‌افتد.

كسى به حماقت‌هايش كه آن موقع شب و در آن سرما بيرون چكار مي‌كرده و چرا با فانوس علامت نداده كارى ندارد! و ما اندر خم يك كوچه كه چرا حسنك را با آن گاو و گوسفند شيرده و مفيدش، از كتاب‌ها حذف مي‌كنند؟! و ريزعلى و پتروس كه هنوز انگشتش در سوراخ سد است! عقلش هم نكشيده با يك سيخى، ميخى، چيزى اين كار را بكند تا اينجورى اسير نشود، داستان‌هاى واقعى كتاب‌هاى دبستانمان است. 

عجيب اما واقعى!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
داستانها و افسانه ها برگرفته از واقعیتند ... همه ما می تونیم شجاع، ترسو، قوی، ضعیف، خوش خلق، اخمو، مهربان یا خشن باشیم، فقط به روزش بستگی داره!
ayshem_sh
ayshem_sh
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
حیف که به دهه ی هشتادی ها دیگه این قصه هارو نمیگن ...
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
من متوجه نشدم
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
بله علی آقا.... سیستم آموزشی هم حکایتهای خودش رو داره....! ببین و بگذر رفیق!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
سلام ::))
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
والله چه عرض کنم (-_-)
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
😀واقعا جالبه.. تاحالا اینطوری بهش فک نکرده بودم .. واقعا جای فکر داره.. ممنونم
محمد براری
محمد براری
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
با سلام. خیلی مو شکافانه بود.عالی .این موضوع باید پبیگیری شود.
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
دمت قیژ یک دل سیر خندیدم
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
نمیشه آخه جناب شمشیری بگذریم آینده مملکت دست همین سیستم آموزشیییییییییییییی
کامران شمشیری
کامران شمشیری
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
نخیر! اون مدل گذشتن منظورم نبود که! : اینجا بگذرن! / وگرنه که دقیقا با فرمایش شما موافقم.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
اهااااااااااااااااا حالافهمیدم دیگه سایت ازاین به بعدنمیزاره باکاربرناشناسم وارد بشم ازبس که گیججججججم
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
دور از جون. خیلی هم هوشیار و زبر و زرنگ و تیزبین هستید. من دو پهلو نوشتم. ببخشید.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٣٠
٠
٠
من که همچین حسی ندارم اگرداشتم تا حالاعضوسایت شده بودم به هررحال ممنون
پربازدیدتریـــن ها
معرفی کتاب

پرسش های بی جواب زندگیمان

٩٧/٠٥/٢٠
در انتظار باران

تو را دوست می دارم

٩٧/٠٥/٢٢
این حناها دیگر رنگی ندارد

کی مسئوله این وسط؟

٩٧/٠٥/٢٣
شاید گیلانه باشد...

هلیله سیاه آقا هرمز

٩٧/٠٥/٢٠
ماشین نوشت افراد معروف

ژووون پل سارتر

٩٧/٠٥/٢٣
دوستت دارم

مادر بزرگ

٩٧/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

لیلای بی مجنون

٩٧/٠٥/٢٠
درمان دائمی این درد

جمعه‌های من

٩٧/٠٥/٢٠
اندر حکایت چپ دستی

لطفا دست چپ من را دوست داشته باش

٩٧/٠٥/٢٢
همه چیز آغاز می‌شود

خداحافظ

٩٧/٠٥/٢٣
تابلوی ممنوع را نشان شان بدهید

خاصیت حساس بودن

٩٧/٠٥/٢٢
مگر زندگی همین نیست؟

فیلم هندی می بینم پس شادم

٩٧/٠٥/٢٢
چشمم را روشن کن

مستم از این عطر

٩٧/٠٥/٢٣
شاید که روزی پروانه شوم

پیله

٩٧/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

دختر

٩٧/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

فقط زنده باش

٩٧/٠٥/٢٤
هیچوقت دیر نیست

سخت نگیریم

٩٧/٠٥/٢٣
امان از خسنگی

تابستونی که قراربود بترکونیم!

٩٧/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چه خوش برگشتی

٩٧/٠٥/٢٤