قربان یار... / شعری عاشقانه

قربان یار... / شعری عاشقانه

نویسنده : ahmad.sedaghat

از غم تقاضا کرده‌ام، از خود گریزانت کند

هرگز مبادا غصه‌ای، سر در گریبانت کند

از دستِ نامحرم تو را، در قلب پنهان می‌کنم

درهای قلبم بسته شد، تا خوب پنهانت کند

از این شبِ وحشی نترس، من با تو هستم نازنین

با ماه صحبت می‌کنم، مهتاب مهمانت کند

گفتی هوس کردم قدم در زیرِ باران‌ها زنم

با ابر صحبت می‌کنم تا بوسه بارانت کند

دیروز صحبت شد ز مرگ، گفتی که می‌ترسی از آن

با مرگ صحبت کرده‌ام من را به قربانت کند

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
سلام آقای صداقت خوشحالم ک شعر جدیدی ازتون میخونم .. خیلی قشنگه این حالت سفارش کردنش هم خیلی دلنشین بود هم اون احساس عشقو خیلیی زیبا به تصویر میکشید ..ممنونم
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
سلام،لطف دارین،ممنونم که وقت گذاشتین
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٧
١
٠
بچه ها بنظرتون عکسِ مطلب کار یه خانوم خوش سلیقه نبوده؟ اون love صورتی؟
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
من ازرنگگگگگگگگگگگگگگگ صورتی خوشم نمیادودرضمن کی گفته رنگ صورتی مختصصصصصصصصصص خانمهاستتتتتتتتتتتتتتتتت ؟؟؟؟؟؟؟
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
ای وای،ینی آقایونم صورتی میپوشن؟البته یکیشو قبلن دیدم: جناب پلنگ خان صورتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
من که توبازارزیاددیدم پوشاک صورتی مختص آقایاننننننننننن
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
من که عمرن بپوشم،حتی لباس ورزشی صورتی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
منم پسر دیدم جوراب صورتی پاش بوده!!! فکککککککککک کن :))))))
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
فکر کردم...، منفجر شدم!
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
خیلی زیبا بود/عالی :)
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
لطف دارین،ممنونم از وقتی که به خوندن مطلبم اختصاص دادین
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
با مرگ صحبت کرده‌ام من را به قربانت کند... مثل همیشه انفجاری، متاثرکننده و با نفوذ. ممنونم.
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
خواهش میکنم،من از شما ممنونم که وقت گرانبها رو به خوندن مطالب سطح پایین من اختصاص میدین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
سلام: زیبا و دلنواز بود عزیز.دلتون شاد و تنتون سلامت.
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
سلام استاد،ممنونم از حضورتون،لطف شما کم نشه،زنده باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
سلام:خدایارتان باد.
g_sher
g_sher
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
سلام آقای صداقت:این فایل گروه شعر است که انشاءا... با کمک شما ودوستان زودتر آماده شده و کارش را شروع کند.متشکرم
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
سلام،به روی چشم،اگه قابل باشیم در خدمت هستیم
g_sher
g_sher
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
سلام: شما آقائید.ممنون
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
خیلی زیبا:)
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
ممنون
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
خیلی هم ممنون،دوصد درود بر شما
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
خیلـــــــــــــی هم زیبــــــــــــا (^_^) درود بر شما لذت بردیم :)
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
خیلی هم ممنون،دوصد درود بر شما(این پاسخ واسه شما بود اشتباهی بالا تایپ شده بود)
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
توصیف این شعر واحساسش واسه من غیرممکنه........چیزی ازعــــــــــالی فراتر...!حداقلش اینه که بدجور به دل من نشست...!اگه کارخودتونه که«قلمتون پاینده»
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
لطف دارین،ممنون
ایران
ایران
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
شعرخوش ساختی بود جناب.سپاس
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
ممنونم،لطف دارین
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
عـــــــــــــ ــــ ــــــــــــــاليـــــــــــــــــــــــــــــ
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
ممنونم
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
خوبه که شمانمیپوشیدچون هواداران زیادی داره ..........
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
جوونارو اذیت نکنین
F-jafari
F-jafari
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
ممنون شعر قشنگی بود.
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
خواهش میکنم،لطف دارین
admincheh
admincheh
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
اگه با غم پارتی دارین بگین زنگ خونه ما رو نزنه بی زحمت ،حوصله شو ندارم:|:) شعر خوبی بود:)
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
غم؟؟ منو چه به غم؟ کاری باهاش ندارم،نمیشناسمش،ممنون
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
ساده و بسیار زیبا خیلی ممنون بابت این شعر قشنگ :))))
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
خواهش میکنم،ممنون که وقت گذاشتین
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
اصلابه من میادکسیو اذیتتتتتتتتتتتتتتت کنم من به این مظلومییییییییییییی
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
نمدنم بخدا
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
خیلی قشنگ بود. حقیقتش ارتباط بین جمله ها خیلی محکم بود. وقتی موضوعی را در مصرع اول هر بیت مطرح کردید ، مصرع دومش کااملا مرتبط بود. خیلی زیبا احساستان شعر می شود. احساس های شاعرانه تان پایـــدار .
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
ممنونم از حضور و اظهار نظرتون،لطف دارین
mahboube_a
mahboube_a
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
حرفایی که تو شعراتون هست خیلی جذابه ولی به نظرم مصرع نهم و هفتم و یه جور دیگه بیان کنین تا اون " زنم" و " ز " حذف بشه که شعرتون قشنگ تر تر تر بشه.
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
ممنونم،بله،حق با شماست یه اشکال دیگه هم داره توو مصرع سوم،اصلاحشون میکنم الان
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
اصلاحیه: مصرع سوم: از ترس نامحرم تورا درسینه پنهان میکنم//مصرع نهم از مرگ صحبت کردی و گفتی که میترسی از آن//مصرع هفتم:گفتی هوایی میشوی وقتی که باران میزند//سپاس فراوان از بانو mahboube_a
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٨/٣٠
٠
٠
خوب ما بريم كم كم لُنگمونو بياريم بندازيم دستتون مرسي ما كه كف كرديم
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٣٠
٠
٠
لطف و تواضع شما رو میرسونه،ممنونم
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٨/٣٠
٠
٠
سلام شعرتون خصوصا با تغییراتی که در کامنت ها دادین عالیه.. واقعا از خوندنش لذت بردم. در ضمن عکس ها رو اقای فروزان انتخاب میکنند صورتی بودنش رو هم ببخشید دیگه :)
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
سلام،ممنون از حضور و اظهارنظرتون،لطف دارید،خواهش میکنم،صورتی هم قشنگه
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
از غم تقاضا کرده‌ام، از خود گریزانت کند هرگز مبادا غصه‌ای، سر در گریبانت کند از ترسِ نامحرم تو را، در سینه پنهان می‌کنم درهای قلبم بسته شد، تا خوب پنهانت کند از این شبِ وحشی نترس، من با تو هستم نازنین با ماه صحبت می‌کنم، مهتاب مهمانت کند گفتی هوایی میشوی وقتی که باران میزند با ابر صحبت می‌کنم تا بوسه بارانت کند ازمرگ صحبت کردی وگفتی که میترسی ازآن با مرگ صحبت کرده‌ام من را به قربانت کند با سپاس از دوستان،اینم نمونه ویرایش شده شعر
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣