موهای بابا کی سفید شد؟!

موهای بابا کی سفید شد؟!

نویسنده : nasrin_goldenroze

امروز صبح که همین طور اتفاقی چند دقیقه‌ای سر و صورت بابا جونم را برانداز کردم، مات و مبهوت ماندم؛ یعنی این بابای من است؟!

تازه فهمیدم چقدر موهایش سفید شده است. چقدر قیافه‌اش عوض شده، چطور این همه مدت این را نفهمیده بودم. آن لحظه چقدر دلم می‌خواست های‌های گریه کنم.

گاهی چقدر بی‌تفاوت هستیم، نسبت به عزیزان‌مان و هیچ وقت نمی‌فهمیم با حرف‌های ساده و کارهای معمولی (که به نظر خودمان معمولی هستند) چقدر باعث فشار آوردن به پدرها و مادرهای‌مان می‌شویم.

همیشه شنیدیم می‌گویند: نفهمیدیم بچه‌های‌مان کی بزرگ شدند؟!

ولی تا حالا کسی گفته نفهمیدیم پدر و مادرهای‌مان کی پا به سن گذاشتند، کی این‌قدر شکسته شدند، کی این‌قدر پیر شدند. 

آن‌ها که همیشه تمام تلاش‌شان این بوده که اسباب راحتی ما را فراهم کنند، چرا ما هیچ وقت هیچ سعی و تلاشی برای راحتی آن‌ها نکردیم. 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
سلام ... من وقتي بدنيا آمدم بابام موهاش سفيد بود و به بركت شريهاي من سفيدِ، سفيدِ، سفيد شد. خداوند ايشان را بيامورزد
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
زندگی بار گرانی ست/که بر پشت پریشانی تُست/کار آسانی نیست/ نان درآوردن و غم خوردن و عاشق بودن/پدرم/کمرم از غم سنگین نگاهت خَم باد ..... هیچکدوممون اونطور که باید قدردان زحمات پدر مادرامون نیستیم (-_-)
نسرین
نسرین
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
اره متاسفانه اینکه بگیم قدر یکی از کارهای خوبی که درحقمون کردن و میدونیم دروغ گفتیم چون نمیتونیم جبران کنیم .
nasrin_goldenroze
nasrin_goldenroze
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
اره متاسفانه
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٢
٢
٠
بابای من باکل باباهای دنیافرق میکنه یک دوست واقعییییییییییییییییییییییییییییی باباجون بابت همه ی اذیتام معذرت باباجوننننننننننننننننننننننننننننننننننننن عاشقتممممممممممممممممممممممممم
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
نخیرم! بابای من بهتره!
نسرین
نسرین
٩٣/٠٨/٢٣
٢
٠
همه ی باباها بهترین هستن حتی اگه از نظر بعضی بچه ها بدترین باشن .
nasrin_goldenroze
nasrin_goldenroze
٩٣/٠٨/٢٣
١
٠
همه باباها بهترین هستن .
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/٢٢
٢
٠
من خیلی پدر و مادرمو اذیت می کنم... از دست من پیر شدن... :(
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٨/٢٢
٣
٠
ی نیش به خودت بزن.
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
:(...
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٣
٢
٠
این "نیش" رو خوب اومدید!
F_Pakbaz
F_Pakbaz
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
بابای ِ من نبود که پیر شدنش ُ ببینم :(
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/٢٢
١
٠
خدا رحمتشون کنه...
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٣
١
٠
روحشون شاد. سرِ مادر سلامت.
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٨/٢٣
١
٠
خدایش رحمت کند .خوش اومدین.
نسرین
نسرین
٩٣/٠٨/٢٣
١
٠
خدا رحمتشون کنه .
nasrin_goldenroze
nasrin_goldenroze
٩٣/٠٨/٢٣
١
٠
روحشون شاد .
F_Pakbaz
F_Pakbaz
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
ممنون از همه، سایه ی ِ والدین ِ شما بالای سرتون باشه ایشالا...
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
متن صادقانه و دلنشینی نوشته بودید نسرین خانوم. موفق باشید.
نسرین
نسرین
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
خیلی ممنونم آقای شمشیری
nasrin_goldenroze
nasrin_goldenroze
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
مچکرم آقای شمشیری
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٣
١
٠
جناب شمشیری دوتافرشته ای که من توزندگیم دارم به معنای واقعی فرشته اندمامان وبابای من فقط مامان وبابام نیستندکل زندگی منندوبه معنای واقعی دوووووووووووووووووووووووووووووووووست.
نسرین
نسرین
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
خدارو هزاران مرتبه شکر :)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٢٣
١
٠
گاهی چقدر بی نفاوت می شویم...
نسرین
نسرین
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
بله گاهی این بی تفاوتی ها اونقدر ادامه پیدا میکنه و وقتی متوجه ش میشیم که داره خیلی دیر میشه.
nasrin_goldenroze
nasrin_goldenroze
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
گاهی هم این بی تفاوتی ها اونقدر ادامه پیدا میکنه که وقتی متوجه میشیم ک دیگه دیر شده.
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٣
١
٠
منکه ک..../عی بابا/کاش قددر پدراتونو بیشتر بدونید
نسرین
نسرین
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
اوهوم .
nasrin_goldenroze
nasrin_goldenroze
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
هــــی از دست بعضی از ما بچه ها
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنونم نسرسن جوووووووووووووون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
سلام: خدا تمام والدین را حفظ فرماید.درست گفتید.متشکرم
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات