داستان دختری که هنرمندانه گند زد!

داستان دختری که هنرمندانه گند زد!

نویسنده : Fatemeh.Lakaei

زیر این گنبد کبود، دختری هم زندگی می‌کند که پتانسیل خریت و دیوانگی و مشنگی و رویابافی‌اش آن‌قدری بالاست که مثلا بیاید برای ساختن یک لحظه زیبا در گوشه‌ای از ناکجا آباد در زمانی که نمی‌داند دور است یا نزدیک، یکهو به شیوه هنرمندانه و ظریفانه‌ای گند بزند به روزهایی که می‌توانست بهترین روزهای خودش و عزیزانش باشد!

از همان مدل گندهای هنرمندانه لحظه‌ای که می‌شود از آن لحظه‌اش یک عکس هنری گرفت و قاب کرد زد به دیوار و تا آخر عمر بهش چشم دوخت و به هنرمندی که این لحظه را خلق کرده و ثبتش کرده آفرین گفت و در دل تحسینش کرد!

 + می‌دانی! چه می‌شود کرد با ذهن آدم بیماری که مرضِ ساختن لحظه‌های نابِ قرمز ولو کوتاه را بیشتر از زندگی کردن در لحظاتِ مداومِ صورتی دوست دارد؟!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/٢٤
١
٠
همه ما گاهی به این شهامتها و جسارتهای ساده لوحانه نیاز داریم تا مطمئن شیم که هنوز داریم زندگی میکنیم نه تمرین زنده بودن!
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
صورتی بهتره که -__-
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
اینکارها فقط از دست آدمهای جسور بر می اید!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
من متوجه نشدم ؟؟؟؟
s_m
s_m
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
منم متوجه نشدم. دقیقا چی رو میخواستین بگید ؟ اصلا مفهوم نیست
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
همرنگ جماعت نشدن سخته
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
خیلی خیلی زیبا بود، چقدر ارتباط برقرار کردم با این کلمات! عالی، عالی. / من هم مرضِ ساختنِ لحظاتِ نابِ قرمز حتی زرشکی پررنگ رو دارم و ترجیح میدمشون به خاکستریِ همه گیر.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
لحظه های خاص و تک رنگ داشتن هرچند کم خیلی خیلی خاطره انگیز تر و جسورانه تر از داشتن لحظه های تکراری یک رنگه. کارت درسته. keep on this way
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
what? miss roya? please repeat! ...
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
:))))
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
واقعازیبابودددددددددددددددد
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
معمولا بیشترمون از این کارها میکنیم ...............
j-hoseinpoor
j-hoseinpoor
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
لحظات خاص خاص .زیبابود ممنون.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
خب ما کارمون همین رنگ کردنه دیگه (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات