از فیلم عاشقانه تا واقعیت!

از فیلم عاشقانه تا واقعیت!

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

فیلم‌ها خوب هستند. در فیلم‌ها آدم‌ها همان طوری هستند که می‌خواهی. کارگردان‌ها می‌توانند اگر که بازیگران اشتباه کردند، این‌قدر پلان و سکانس‌های تکراری بگیرند تا اشتباه اصلاح شوده انگار که هیچوقت اشتباهی اتفاق نیفتاده است.

فیلم‌ها خوب هستند، بازیگردان می‌تواند پایان بندی‌اش را با دلش تنظیم کند. هر جور دلش می‌خواهد آخرش همان طور باشد.

دیالوگ‌ها را هر جور که  نویسنده دلش می‌خواهد می‌نویسد و همه حرف‌های نگفته‌اش را می‌گذارد وسط!

توی فیلم اگر عاشق شوی، هر چه روی دلت سنگینی می‌کند را می‌توانی بروی بگذاری کف دست کسی که دلت وجودش را طاقت نیاورده است و در برابرش سکوت کرده است.

تازه آدم‌ها آن‌قدر عاشق می‌شوند که می‌توانند رویایی‌ترین عشقی که می‌شناسی را به تصویر بکشند.

آدم‌ها می‌توانند آن‌قدر خوب باشند که بگذارند طرف مقابل‌شان حرف بزند. می‌گذارند حرف بزند و جواب بدهد و سو تفاهم‌ها برطرف شود! 

آدم‌ها به خاطر اشتباهات کوچک از یکدیگر نمی‌گذرند، با آدم‌ها مثل دیوار و درخت یک کوچه گذری رفتار نمی‌کنند، آدم‌ها برای هم مهم‌اند.

توی فیلم‌ها مردها ساکت نمی‌شوند تا زن‌ها به حدس‌های اشتباه روی بیاورند، بلکه حرف می‌زنند. اگر کسی را دوست دارند می‌گویند. آدم حسودی‌اش می‌شود که چه طور در دنیای واقعی از این خبرها نیست!

در دنیای فیلم‌ها آدم‌ها وفادارترند، صادق‌ترند، عاشق ترند!

ولی من دلم این‌ها را نمی‌خواهد. راستش وقتی فیلم می‌بینم از آن‌جایی که خودم را جای شخصیت مورد علاقه‌ام در فیلم می‌گذرام، می‌بینم دستم بسته است. اول از همه آرایش بازیگر و موهای بیرون از روسری‌اش اذیتم می‌کند، بعد هم رفتارها و گفتارهایی که خیلی شباهتی به حیای زنانه ندارد.

خیلی از این بیرون رفتن‌ها، ابراز محبت‌ها، گناه است. خیلی از این حرف زدن‌ها و خلوت‌ها، کافی شاپ رفتن‌ها، بیرون رفتن‌ها، قرارها، گناه است.

یک جاهایی گیر می‌کنم، می‌بینم من نمی‌توانم با بازیگر نقش مقابلم بیرون بروم. حتی اگر دوستش داشته باشم، نمی‌توانم بیان کنم. نمی‌توانم هر چه دلم گفت انجام بدهم.  گاهی به خاطر شوخی یا حرف‌های زیادی که بیرون از خانه می‌زنم شب گریه می‌کنم، می‌بینم توی فیلم نمی‌شود به خاطر این‌که حد ارتباطت را با یک نامحرم رعایت نکرده‌ای، گریه کرد!

من حتی توی فیلم هم نمی‌توانم به این چیزها دلخوش باشم . ارتباط با نامحرم هیچ وقت نباید برای آدم طبیعی شود، حتی توی فیلم، حتی در محیط کار، حتی در دانشگاه.

هیچ وقت نباید به نظرم طبیعی برسد که یک نامحرم، نامحرم دیگر را با اسم خطاب کند، برایش گل بخرد و با او بیرون برود.

خلوت‌ها؛ حرف‌ها و نگاه‌های عاشقانه فقط باید مال کسی باشد که حاضر شده است تو را با همه کم و کسری‌هایت در زندگی‌اش راه بدهد. با همه ضعف‌هایت دوستت داشته باشد و با همه اتفاقات خوب و بد زندگی در کنارت بماند.

اگر چنین کسی را در زندگی‌ات پیدا کردی، خوشبختی‌ات را جشن بگیر وگرنه سعی کن مثل من فیلم عاشقانه نبینی که بعدش هوای نوشتن این پست به سرت بخورد.

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
برقرار باشید و موفق.
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
متشکرم . شما که همه جا نظرات مبسوطی می ذارید کاش انتقادات تون رو چه به نوشته چه به مطلب بیان می کردید . نهایتش این بود که با هم مباحثه می کردیم !
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
میگمااا دیگه همه می خوان نقدشون کنید :دی :)))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٢
١
٠
خانوم آسمانه بزرگوار: متن زیبای شما، که برخاسته از صادقانه ترین احساساتِ شماست قابل احترام و ستایشه. قلم توانایی دارید و به وضوح هم هویداست. اما چون چهارده پونزده سال دلبستگی به سینما دارم و در متنش هستم(از مدیومِ کوچیکِ خودم) بخشی از انتقاداتِ شما (که قابل احترامه و نظر شخصیِ حضرتعالیست) به پوشش و رفتار بازیگرای نجیبِ سینمای ایران؛ ناخواسته منو یاد نطق جلوه فروشانه ی اون استاد معظمِ سابقا مسئول انداخت که از یک کنار زنانِ سینمای ایران رو به بادِ تهمت گرفته بود. اصلا و ابدا قصدم مقایسه نیست. دلنوشته شما یک بیانِ صادقانه و زلالِ زنانه است و اصلا و ابدا هم تهمتی در اون ندیدم و شما هم بسیار بانوی آگاهی هستید، در حالیکه اون مساله ی ایشون متفاوت بود. تکرار میکنم قصدم مقایسه نبود. ناخواسته دلم گرفت از اینکه این سینمای نجیبِ کشورمون با هزار مصیبت و دشمنی و کج فهمی های بزرگوارانِ صاحب رای، خودش رو سرپا نگه میداره اما همواره هم سیبلِ انتقاداتِ فرهنگی میشه. مباحث و مسئولیت های مربوط به پوشش زنان، حجاب، آموزشهای پیش از ازدواج و ... اصلا و ابدا بر دوشِ سینما نیست. از درون خانواده ها، شبکه های پر شمار ملی(!)، رسانه ها، مدارس، سیستم آموزش عالی و ... هستند که باید پاسخگو باشند. سینما متولد شده تا رویا پردازی کنه. تا انسانِ معاصرِ بی قهرمانِ سرگردون رو - حتی شده برای دقایقی - از خود بیخود کنه و ببره در دنیای تصاویر و صدا و نور. و این کاملا طبیعی بنظر میرسه که تعدادی از ما با نقشها همذات پنداری کنیم و تعدادی هم نکنیم و ارتباط برقرار نشه. چالش های مربوط به "خوب یا بد " بودن ذاتِ سینما رو پشت سر گذاشتیم خدارو شکر در همون دهه 60. کما اینکه چه مقاومتهایی میشد در برابر سانت به سانتِ نگاتیوها در همان دوران. و بعد که سینما "آژانس شیشه ای" داد؛ "روبان قرمز" داد، " و مهاجر و دیده بان و بوی پیراهن یوسف و از کرخه تا راین و ... تازه آرام آرام متوجه قابلیت های این مدیوم شدند. ... قصدم زیاده گویی نیست که الان یقینا با خودتون خواهید گفت اینها چه ارتباطی به نقدِ متنِ من دارن؟ حق با شماست و در ابتدای همین یادداشت هم عرض کردم که درباره قلم شما نکته بخصوصی ندیدم و مثل همیشه زیبا می نویسید. این چالشی بود بین خودم و خودم که از خودم دلگیر بودم که محافظه کاریم گاهی آزار دهنده است. نه اینکه قصدم جسارت به متن شما باشه. میخواستم از سینما دفاع کنم. سینمایی که حالا دیگه کاملا خودش رو در اختیار فیلمهای تبلیغاتیِ ریاست جمهوری و گزارش های هدفمند تلویزیون هم قرار داده طفلکی...!مظلوم و ناچار و سر به زیر. و باور کنید و از منِ برادرِ کوچکترتون بپذیرید که تقصیرِ سینما نیست اگر روابط دختران و پسران طبق دلخواه (فرضا) شمای بزرگوار پیش نمیره. تقصیر سینما نیست اگر حرمت های پدر فرزندی نادیده گرفته شده، اگر قتل و جنایت بیشتر شده، فیلمی مثل "هیس دخترها فریاد نمی زنند" به هزار مصیبت به اکران رسید که چه؟ که دغدغه بیدارگری داره. دغدغه هشدار و تلنگر داره... چرا مشکل تراشی شد برای کارگردان و تهیه کننده اش؟ چون بیدارگر بود. چون نباید حرفهایی رو زد. وگرنه پوران درخشنده مثلا اگر درگیرِ دلالیِ لباس عروس به کشورهای حوزه خلیج فارس میشد به مراتب اوضاع زندگیش مرتب تر و پولدارتر بود. بهرام بیضایی(استاد اسطوره شناسِ سینما، واقعی و حقیقی ترین فیلمساز مدافع حقوق زنان) سالهاست در دانشکده های غیر ایرانی تدریس میکنه پس از دریافتِ دکترای افتخاری از استنفورد. ایشون سگ کشی رو ساخت در مذمتِ کلاهبرداری و خیانت و مظلومیت زنان. الگوها زیاد هستند خواهرم... تقصیرِ سینما نیست .. و خدای من و شما هم شاهده ... . زیاده گوییم رو فقط و فقط به حسابِ درد دل بذارید. / متن شما از نظر من و از لحاظِ نگارشی و دستورزبان بی مشکل بود. موفق باشید.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
خانوم عارفی بزرگوار: خیلی لطف دارند دوستان... در حد سواد و بضاعتم باعث افتخاره.
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
اقای شمشیری ممنون از وقتی که گذاشتید . این صرفا یک دلنوشته است که حاصل دلتنگی های نویسنده است . من خیلی وقته که فهمیدم که من الگو هام رو از روی سینما و بازیگران سینما نباید بر دارم. بنابراین هدف این نوشته انتقاد به سینما یا حتی بازیگران سینما نیست . صرفا به بیان این مطلب می پردازد که نویسنده باتوجه به اعتفادات خاص خودش که گاهی خودش هم اونا رو زیر پا می ذاره حتی توی فیلم هم نمی تونه به رویاهاش دست پیدا کنه و اینکه صرفا خواسته یک چیزهایی رو به خودش یاد اوری کنه ! این مطالب وبلاگ نوشته هام هستن که توی سایت می ذارم بنابراین طبیعیه که تجربیات و احساسات درونیم باشن :) باز هم ممنون
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
بله... درک کردم و دو مرتبه هم به وضوح اشاره کردم. صرفا درددل بود به بهانه این دلنوشته شخصیِ حضرتعالی. سرسبز باشید و سلامت و سرشار از سرزندگی.
s_m
s_m
٩٣/١٠/١٢
٢
٠
با یه بخش هایی مخالفم. خوبه جوون ها تحت نظارت خانواده با هم آشنا بشن بعد ازدواج کنن نه اینکه اول ازدواج کنن بعد بفهمن به هم نمیخورن و بعدم طلاق. تشکر . متن صادقانه ای بود
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٢
٠
١
کاش بشه که یکروز من هم این روحیه محافظه کارانه ام رو کنار بذارم ... جز خودخوری برام چیزی نداره.. برام الگوی خوبی هستید خواهرم. دعا کنید صریح تر حرف بزنم.
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
من هم مخالفتی ندارم که دو تا جوون زیر نظر خانواده برای ازدواج با هم ارتباط داشته باشند برای شناخت بیشتر ! ولی به نظر شما روابطی که در اجتماع رایجه الان از این نوعه ؟؟ چند درصد از خانواده ها مطلع هستند که دخترشون با کسی در ارتباطه ؟ چند درصدش به ازدواج ختم می شه ؟؟
s_m
s_m
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
من با روابط دوستی کار ندارم اون که حماقت محضه، شما به طور کلی گفتین حرف نزنن و برن زیر یه سقف و به هم محبت کنن و با همه کم و کسریها طرف رو قبول داشته باشه و ...، گفتم اول باید شناخت باشه ، بدون شناخت یه رابطه ای چه قانونی و چه غیرقانوی پایدار نمیمونه . و این هم گفتم تحت نظارت خانواده ، وگرنه روابط دوستی های خیابونی برای هیچکس عاقبت خوشی نداشته و نخواهد داشت :)
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
نه من جایی اشاره نکردم کسی بدون شناخت بره زیر سقف با یکی :)! من عرض کردم طبیعی شدنش که برای ادم دیگه مهم نباشه این نامحرمه یا نیست !! کسی که این قدر شهامت داره که بیاد جلو و درخواست ازدواجش رو برای خانواده مطرح کنه احتمالا لیاقت این رو خواهد داشت که فرصت اشنا شدن بهش بدی !!
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
در ضمن منظور مطلب اینه که کسی که با تو اومد ه زیر یک سقف کم و کاستی هات رو قبول کرده . نه اینکه بدون شناخت برن زیر یک سقف و بعد تازه با کم و کاستی های هم بسازن :) اگر از قبل بشناسه طرف رو که علاوه بر یک خوبی هایی که داره یک بدی هایی هم داره مطمئنا راحت تر با هاش کنار میاد تا اینکه نشناسه و وقتی تازه با هم ازدواج کنن بفهمه که مشکلاتی داره که اصلا از اونها خبر نداشته :)
s_m
s_m
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
ممنون از توضیحتون. انشالله جسارت نشه ولی من همچین چیزی رو از متنتون برداشت نکردم. الان با توضیحاتتون نظرم عوض شد.
faranak_b
faranak_b
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
قشنگ بود... اسمایلی کف و دست و احسنت... حرف دل خیلی ها رو زدید... ممنون.
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
موتوشکرم با نو :) این همه تشویق یک جا آدم رو به مرز سکته نزدیک میکنه :) باز هم ممنون
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١٠/١٢
٠
١
ممنون زیبا نوشته بودید/ من توی تمام عمرم یک فیلم عاشقانه هم ندیدم.ترسناک نگاه میکنم
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
ممنون که مطلب رو خوندید. من هم برعکس شما هستم اصلا فیلم ترسناک نگاه نمی کنم خصوصا فیلم های خشن !! باز روح واینا رو یک جوری میشه تحمل کردولی خون و خونریزی رو واقعا نمی تونم !
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١٠/١٢
٠
١
عزیزم حرف هات حرفهای دل منه اما اگر کوتاه تر بنویسی مخاطب بیشتر لذت میبره چون منظورت رو مخاطب باید بگرده و پیدا کنه اون درگیری ذهنی متن رو جذاب میکنه چون متن باارزشی بود جسارت کردم و نظر دادم موفق باشی گلم
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
ممنون چه عجب یک انتفاد سازنده یافتیدیم. شرمنده که نوشته هام طولانی هستند ولی این مطالب دلنوشته هستند . من معمولا وقتی که چیزی به ذهنم میر سه برای بیان کردن می نویسم تا ذهنم آرام بگیره . و معمولا هم این قدر می نویسم تا اروم بشم . به خاطر همین طولانی شدنش دست خودم نیست . و همین طور بدون ویرایش هم برای سایت می فرستم . اگر فرصتی داشته باشم سعی میکنم مطالبی که برای سایت میفرستم رو ویرایش کنم تا خلاصه بشه و دوستان خوبی مثل شما اذیت نشن :) باز هم ممنون از نظرت :)
aida.m
aida.m
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
ممنون زیبا د ولی کاش زندگی هم فیلم بود.هرچند خودش فیلمه
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
فقط کافیه ادم ها صداقت بیشتری داشته باشن تا فیلم ها به واقعیت تبدیل بشه :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
سلام: فیلم را ندیده ام ولی نوشتۀ شما ،بعضی مسائل را دستم داد.بعضی از فیلمها و یا سریالهای تلویزیون ارتباط با نا محرم را انگار میخوان عادی جلوه بدن وتا حدودی هم موفق شده اند،از خیلی ها شنیده ایم که میگویند کار بدی نمیکنند که ،با هم دوستند و فقط صحبت میکنند.وازاین کلامها بسیارند.ولی بقول جناب شمشیری تحت نظارت خانواده ها،همکلام بشوند برای ازدواج مسئلۀ دیگری است که دردین هم ایرادی برآن نیست چون از خیلی مشکلات بعدی جلوگیری میکند.خیلی ممنونم از مطلب خوبتون.سعادتمند باشید.
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
واقعا درد بزرگیه که روابط با نامحرم رو خیلی طبیعی جلوه می دن ..و متاسفانه همین طور که گفتین واقعا قبح این مسئله برای خیلی ها ریخته شده دیگه! ممنون از این نظر کامل و جامع تون. مسئله ازدواج از دوستی جداست و فکر نکنم بشه با یک روند منطقی اشنایی مخالفتی داشت :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
سلام: بله کاملا درست فرمودید. ازدواج فرق میکند با دوستی های خیابانی.خیلی متشکرم
Niva
Niva
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
با اینکه خودم به همه اینایی که گفتی اعتقاد دارم ولی متاسفانه دارم میبینم که این روابط هر روز در جامعه بیشتر میشه حتی در بین دوستان و نزدیکان.... یه نمونه ش همین لاین و وایبره که خیلی از حریم ها توش رعایت نمیشه .. تلوزیون و فیلم ها هم همین طور. ممنون آسمانه جان
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
اره متاسفانه این چیزی هست که بین مردم داره فراگیر میشه و برای امثال من و تو واقعا ناراحت کننده است . ممنون نیوا جان کم پیدا :) راستی ببخشید درگیر امتحانم هستم مخم کار نمیکنه که جواب اس ام است رو بدم . همین جا تشکر می نمایم بح بح :) کامنت دو منظوره :)
Niva
Niva
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
:) قربانت موفق باشی .
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
عادی نشون دادن ارتباط با نامحرم واقعا خیلی بده ولی خب کلا فیلم های سینمایی ( خیلی هاشون ) با واقعیت های زندگی خیلی تفاوت داره ....ممنون از مطلب خوبت:))
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
ممنون از نظرت فرزانه جان..همین طوره که شما میگی :) سپاس
علیرضا
علیرضا
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
به نظرم این نوشتتون چندتا بُعد داره، یعنی برای من که اینجوره یعنی تا جایی که فقط گفتید « نباید فلان کارها رو انجام بدید » یک جورهای لهن انتقادی داره. یعنی یکجورهایی بگید این ها برای ما محدودیته. مثلا جایی که گفتید « من حتی توی فیلم هم نمی‌توانم به این چیزها دلخوش باشم » خب به من خواننده این حس رو میده که شما از این اتفاق ناراضی هستید. هدف شما هم همین بوده آیا؟
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
این فیلم حاصل دیدن یک فیلم عاشقانه است که نویسنده اول دوست داشته جای کاراکتر فیلم باشه و قسمت اول مطلب داره به این نکته اشاره میکنه . قسمت دوم مطلب نویسنده به ارزش های خودش بر می گرده و با توجه به ارزش هایی که داره میگه که من نمی تونم و نباید مثل کاراکتر فیلم باشم !! در واقع یک تضاد درونی نویسنده به تصویر کشیده شده ! که الحمدلله ختم به خیر شد .:) ممنون از دقت نظرتون :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
اوووم چی میشه گفت (-_-)
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
شما چیزی هم نگی و فقط حضور سبز داشته باشی کافیه خواهر جون برای ما والا :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
:))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨