درس‌هایی که با آمدن رضوانه آموختم

درس‌هایی که با آمدن رضوانه آموختم

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

داشتم به بخشی از زندگیم فکر می‌کردم که همه چیز با الان متفاوت بود. رفتارهایم شاید با الان تفاوت چندانی نداشته باشد ولی افکارم تفاوت زیادی با الان داشت. زندگی من را یک اتفاق سه کیلویی و پنجاه سانتی عوض کرد. خیلی چیزها را در درون من عوض کرد. به خیلی اتفاقات در زندگی‌ام رنگ بخشید. خیلی آدم‌ها را در زندگی‌ام مهم کرد و باعث شد به خیلی چیزها عمیق‌تر و زیبا تر فکر کنم. حتی می‌توانم بگویم مسلمان‌ترم کرد. عاشق ترم کرد و باعث شد رویاهایی که روزی روزگاری گذاشته بودم بر لب طاقچه زندگی‌ام خاک بخورد، برایم زنده شود.

نمی‌دانم شاید هیچ وقت از متولد شدن یک موجود کوچک که به نظر ما زیباترین کودک به دنیا آمده بیمارستان ثامن الائمه سال 90 در بیست و دو فروردین بود ننوشته باشم. چون آن روزها روزهای سخت زندگیم بود و من هیچ وقت دلم نمی‌خواست سختی‌هایم را بنویسم تا یادم بماند. همان روزهایی که باعث شدند من برای همیشه خاطره نویسی را کنار بگذارم، چون اتفاقات زندگی‌ام برایم زیادی غم بار و اندوه ناک به نظر می‌رسید. (البته الان که از دور به آن روزهای نزدیک فکر می‌کنم، می‌بینم که آن‌قدرها هم اتفاقات بزرگ و غیر قابل بخشش نبوده است که من خیال می‌کرده‌ام.)

رضوانه یک دختر نازنین، پا به زندگی‌ام گذاشت و دلم را با خودش برد. من کسی بودم که از سر و صدای بچه‌ها خوشم نمی‌آمد و هیچ وقت برای بغل کردن یک بچه داوطلب نمی‌شدم. من کسی که هیچ وقت به یک بچه محبت نمی‌کردم و نیازی به این کار نمی‌دیدم بعد از رضوانه عاشق همه‌ی بچه‌هایی شدم که نمی‌شناختم و نمی‌شناسم‌شان..

من کسی که هیچ وقت هیچ کودکی لبخندهایش را در خاطر نداشت با تمام کودکان نا آشنا عاشقانه رفتار می‌کنم، به آن‌ها لبخند می‌زنم و دوستشان دارم. من نسبت به همه کودکان گذری زندگی‌ام، همان‌ها که در اتوبوس می‌دیدمشان و محل نمی‌دادم و نمی‌خندیدم، احساس مادری می‌کنم. برایشان دل می‌سوزانم و از زیبایی و صداقت و پاکی نهفته در نگاه‌شان الهام می‌گیرم و لذت می‌برم.

برای رضوانه فقط یک خاله نبودم، یک هم بازی بودم، یک دوست شاید به همان سن وسال خودش وحتی گاهی کوچکتر بودم و گاهی به خودم اجازه می‌دادم که با او احساس مادری را تجربه کنم. حس شیرینی که هیچ وقت برایم قابل باور نبود با حضور او در زندگی‌ام رنگ گرفته بود.

من به خودم اجازه می‌دادم که گاهی دخترم؛ نازنینم؛ نفسم صدایش کنم و از این اتفاق گوارا در زندگیم لذت ببرم. (این روزها که رضوانه سه سال و هفت ماه و نه روز دارد، اگر دخترم صدایش بکنم به من تذکر می‌دهد که مادرش نیستم و خاله‌اش هستم!)

ولی شاید باورتان نشود که من از زمانی که فهمیدم یک موجود نازنین قرار است به خانواده‌مان اضافه شود، از همان روزهایی که خواهرم داشت با حالت تهوع‌های روزانه‌اش و سوزش و درد معده‌اش کنار می‌آمد، از همان روزهایی که جواب آزمایش خواهرم مثبت بود، از همان روزها دیدگاهم نسبت به خیلی چیزها عوض شد.

فهمیدم که تنهایی و شاعرانگی آن‌قدرها هم زیبا نیست. فهمیدم به وجود یک تکیه گاه و پناه عاطفی در زندگی‌ام نیاز مبرم دارم. فهمیدم دنیا با تمام بودنش، با نبود یک نفر می‌تواند چقدر طعمش بد شود! فهمیدم آدم می‌تواند به دیگران بیش از خودش فکر کند. فهمیدم خیلی دوست دارم که سهم زندگی‌ام را با اهلش تقسیم کنم و حتی نصف بیشترش را به او بدهم. فهمیدم آدم می‌تواند آدم‌هایی را در زندگی داشته باشد که دلش بخواهد که چیزهای شیرین زندگی‌اش؛ لحظات خوب و خاطرات خوشش را با آن‌ها قسمت کند.

من از رضوانه عاشقی و مادری را آموختم. ممنون که هستی عزیزم، همیشه دعا می‌کنم که عاقبت بخیر و سالم باشی. همیشه دوست دارم، بهترین‌ها نصیبت شود.

تو اتفاقی هستی که زندگی‌ام را به دو بخش قبل از تو و بعد از تو تقسیم کرد. برایم با همان دست‌های کوچک دعا کن که این روزها محتاج دعاهای خوبت هستم.

رضوانه همین چند وقت پیش...

رضوانه وقتی از همه بچه‌های بیمارستان خوشگلتر بود

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
کاملا متنتونو درک میکنم!
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
ممنون از همراهیت...
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
نازی.....منم خیلی این کوچولو ها رو دوس دارم....
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
جانم.. منم خیلی خیلی از این کوچولوها دوست می دارم ..
h.naderi
h.naderi
٩٣/٠٩/٠٦
١
٠
یادش بخیر؛ رضوانه اون اوایل خیلی خیلی کوچیک بود و با سایت جیم بزرگ شد... الان خیلی خانم شده
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
ممنون لطف دارید جناب نادری.. درسته این قدر از عکسهای رضوانه استفاده کردم که رضوانه حضور سبز تو سایت پیدا کرد..
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
خداحفظش کنه،منم 3 تا خواهرزاده دارم که خیلی دوسشون دارم
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
خدا کوچولوهای شما رو هم حفظ کنه..بچه ها واقعا دوست داشتنی هستن..
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
خدا حفظشون کنه :) شاید نه به این عمق ولی همیشه دیدن کودک ها و کودکی ها یه تلنگر درست و حسابی برام بوده :دی سراسر لطف هستنو نشونه و معجزه
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
ممنون دکتر متنی .وجود بچه ها سراسر پاکیه به خاطر همین هست که این قدر دوست داشتنی به نظر میان..
ayshem_sh
ayshem_sh
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
هیچ وقت طعم خاله ی واقعی را نفهمیدم :( چقد به دلم نشست این دلنوشته. نمیدونم چرا خیلی خوب فهمیدمش ... :| خدا حفظش کنه. ایشالا زیر چتر خدا باشه همیشه و پدر و مادرش بالای سرش باشند. دل منم رضوانه میخواد :|
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٦
١
٠
مگه خاله نداشتید؟ خاله میشید عایا؟ ممنون لطف دارید . ممنون که خوب فهمیدینش. ممنون از دعای خوبتون و ان شالله خدا بهتون چند تا رضوانه عطا کنه:)
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
من خاله نمیشمممممممممممممممممممممم ولی رابطم انقبابچه هاخوبه که هزبچه ای میادخونمون یامن میرم خونشوننننننننننننننننننننننننن پشیمون میشمممممممممممممم
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
عمه یا خاله خیلی فرق نمیکنه! اگر عمه می شید از اون استفاده کنید. بچه ها به هر صورت دوست داشتنی هستن.. چرا پشیمون؟؟
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
من یک داداشی بیشترندارم که اونم تاداماد بشه کلی دارههه آخه هنوخیلییییییییییییییییی بچه استتتتتتتتتتتتتتتتت
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
یادش بخیر یه بار از 12 تا 2 فقط در حال تکون دادن خواهر زادم بودم که بخابه ! خود تو هم روش سانتریفیوژو پیشنهاد دادی خخخخ بچه ها به نظرم معجزه الهی ان ! واقعا با تمام وجود بهشون عشق دارم مخصوصا اگه جلوی چش خودت بزرگ بشن !:)))))
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
خاله بودن دنیا ی خاص خودش رو داره واقعا. من هم از این کارها برای رضوانه زیاد انجام دادم. :) یادمه در برابر جدا شدن پلاسما مقاومت نشون دادی خخخخ واقعا نعمت و موهبت ان! منم هم :)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٦
٠
٠
صادقانه بود و دلنشین. لذت بردم.
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
ممنونم از اینکه وقت گذاشتید.. لطف دارید:)
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
اخی رضوانه برای من اینقدر اشنا شده که انگارمیشناسمش انگار دیدمش انگار بغلش گرفتم...
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
اره از اون قدیمی های سایت همه با رضوانه اشنایی کامل دارن و سیر تحولاتش رو دنبال میکنن !:)
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
اخی رضوانه برای من اینقدر اشنا شده که انگارمیشناسمش انگار دیدمش انگار بغلش گرفتم...
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
برای این جواب متفاوت بذارم خخخ:) خدا رو خوش میاد دو تا دو تا نظر میذاری :)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
چیه رو پیشونیش نوشته؟؟
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
اسمش رو به جای رو دستش رو پیشونیش نوشتن :)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
ولی خب یخ سول دارم که ترجیح میدم نپرسم //زیبا بود خانوم اسمانه :)
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
لابد میخواین بپرسین بچه ندارم ؟ نه ندارم چون هنوز مجردم :) سوال بعدی :)؟
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
خخخ / نه بابا / گفتم که ترجیح میدم نپرسم :)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
خدا چه خانووووووومیه:)))) خدا براتون نگهشون داره:))
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
لطف داری فرزانه جان :) ممنون بابت این دعای خوبت.. خدا همه ی بچه ها رو حفظ کنه:)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
راستی من خاله ندارم خاله هم نمیشم:/
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
ای وای.. میگن نسل خاله ها داره منقرض میشه پس راست گفتن :) از وجود عمه ها و عمه شدنت بهره ببر:)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
خدایی الان خوشگلتره ..من به دخترای فامیل میگفتم دخترم از بس دختر دوستم ولی الان دیگه نرگس طلا رو دارم خدا به تو هم ی رضوانه بده .الان صالح و سمیرا میان ی چی میگن...خخخ
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
آخه بچه ها به چشم نزدیکاشون به خاطر محبتی که بهش دارن قشنگ ترین می یان. من فک کنم تو بیمارستان معمولا فکر میکنن بچه هاشون از بچه بقیه خوشگل تره خخخ خدا نرگس نازنین رو برات حفظ کنه و ممنون به خاطر دعای قشنگت :) آمین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
سلام: خدا نگهدارشون باد.بچه ها دوست داشتنی هستند.متشکرم
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
سلام . خدا نگهدار همه ی بچه ها و پد ر و مادرها باشه. واقعا دوست داشتنی هستن . ممنونم بابت همراهیتون :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
سلام:خواهش میکنم .سلامت باشید.
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
کاملا این حس و اون مشکلات و همه چیزایی رو که گفتین رو درک میکنم :)
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
ممنون عزیزم از همراهیت :)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
چه خواهر زاده ی خوشگلی..:)...خدا هم تو رو برای اون..هم اونو برای تو نگه دار...(:...مطلبت دقیقا حسی بود که من به داداشم دارم الآن.:))
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٧
٠
٠
لطف داری بانو :) خدا نگهدار همه ی بچه ها باشه :) چقدر خوبه که یک داداش کوچولو داری.. بچه ها واقعا دوست داشتنی هستن :)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
من که خاهر ندارم و اصولا خاله نمیشم.اما بچه های دختر خاله هام بهم میگن خاله. ملورین فینگیلی بهم میگه خاله یویااا. میمیرم براااااااااااااااششششششش
admincheh
admincheh
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
منم کلا یک خواهرزاده دارم و خواهم داشت^_^ حس خیلی خوبیه یکی از وجود خواهرت رو لمس کنی:) من فعلا رویای خاله داماد شدن در ذهن می پرورانم^__________^
باران
باران
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٨
٠
٠
خدا حفظش کنه....بچه ها کلا خیلی شیرینن....منکه از همون اولم بچه دوست بودم...با همه بچه های فامیل دوستم...البته دقیقا نمیدونم خودمو بیشتر دوست دارن یا نخودچی کیشمیش های توی جیبم رو....بیشتر بچه های خاله هام رو دوست دارم....الانم که 47 روزه دیگه رسما خودم خاله شدمو....آیــــــــــــــی گفتی.... حس مشترک خوبی بود...دست شما مرسی (^_^)
خورشید
خورشید
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
چقدر احساستون در وازه هاتون موج میزنه :)
r_qalam
r_qalam
٩٣/١٠/١٦
٠
٠
احسنتم...بسیار جذاب
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥