من نویسنده بشو هستم

من نویسنده بشو هستم

نویسنده : ali_sh

باید به اطلاع گرامتان برسانم که «من نویسنده بشو هستم» بله درست دیدید. بنده بر اساس ادله و مدارک بر این امر پی برده‌ام.

این را هم باید بگویم که این مطلب بنده با آن مطلب قبلی با عنوان «من نویسنده بشو نیستم» کاملا فرق دارد و مدیونید که اگر فقط یک خرده فکر کنید که این دو مطلب از پیش طراحی شده بوده است و اگر همچین فکری می‌کنید باید بگوییم که خیر؛ سخت در اشتباهید. بلکه بنده هم مثل هر نویسنده مشهور، معروف، توانا و ... هستم که به یک لحظه جرقه‌ای در ذهنم زده شد و کاغذ و خودکار را درآوردم و شروع به نوشتن کردم.

خب اصل مطلب: از آن جا که بنده تا به الان 19 مطلب توپ انتشار داده‌ام، به توانایی‌های خودم پی بردم و با خود گفتم خوب است که این مطلب را بنویسم و مطلب قبلی (من نویسنده بشو نیستم ) را کاملا تکدیب کنم. خلاصه که، الان شما دارید مطلب یک نویسنده توانا و مخصوصا با «پشتکار بالا» را می‌خوانید (اصلا هم تخیلی نیستم، اصلا چی هست تخیل؟)

اصلا شما می‌دانستید که بنده الان در حین درس دادن معلم و آن هم در کلاس برنامه نویسی دارم این مطلب را می‌نویسم؟

بله این است معجزه نویسنده شده / نویسنده‌های مشهور همیشه همه وقت و همه جا کاغذ و قلم در دست دارند.

فکر می‌کنم دیگر فهمیدید که من نویسنده شده‌ام؛ دیگر حرفی ندارم.

 باشد که همگی رستگار و نویسنده شویم.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mina_h
mina_h
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
موفق باشید:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
همچنین//آواتارتون هم زیباست:)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
کاملا درسته و موافقم! نه تنها نویسنده ها که تمام انسانهای خلاق از اون دسته افرادی هستن که همیشه میشه مطمئن باشی اگه ازشون کاغذ و قلم بخوای حتما همراهشون هست. موفق باشید نویسنده گرامی.
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
نویسنده گرامی؟؟خخخ
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
خخخ بله سر کلاس آورین آورین
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
این است معجزه نویسنده شدن خخخ
SARA
SARA
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
:) صد درصد همین جرقه هاست که مرز بین نویسنده بودن و نبودن رو مشخص میکنه موفق باشی:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
همین طور ممنونم از شما:)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
ولی من هیچ علاقه ای به نویسنده شدن نداشتم و ندارم! :-؟؟ من الله توفیق!
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
بیشتر خوبه که برا خودت بنویسی/برا دلت/
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنون که خوندید هاچ خانوم:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
سلام:درود بر شما.آمین
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنون//:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
و باز هم تحریف در مطالب خخخ
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
////////////////http://jeem.ir/pagetwo.php?print=3&type=4&id=14017به تبت سفر کن، شترسواری کن، کفش‌هایت را آبی کن! ریش بگذار! با یک قایق کاغذی دور دنیا بگرد! سر صبح با گربه محله سلام واحوالپرسی کن! فقط با گوشه چپ لپت آدامس را بجو مثل یک آیین شخصی! با بنزین مسواک بزن! تمام روز بخواب و شب‌ها از درختان بالا برو! سرت را زیر آب نگه‌دار و ویولن بزن! کلکسیون نوارهای کاست جمع کن! توی بشکه زندگی کن! با ساتور سرت را داغان کن! توی باغ وحش با اسب آبی عکس بنداز! توی کافی شاپ آب ریواس سفارش بده! بعد هر برف دنبال جسد آدم برفی بگرد زیر دوش گریه کن زیر باران لاله بکار از زیر تورم جا خالی بده اصلا بزن زیر همه قول‌هایت از هر اپراتور یک سیم کارت داشته باش! یک بار من کارتت را 15هزار تومن شارژ کن! مشترک تمام اپراتورهای اینترنت شو! ساندویچت را دور کاغذ جیم بپیچ و بخور و شب‌ها به جای پتو روزنامه خراسان روی خودت بنداز! ... همه این کارها رو بکن اما شعر نگو! نویسنده نشو مثل (علی آقا) هیچ وقت ننویس!////////خخخ.البته قسمت توی پرانتزش در اصل "مثل من" بود اما اینجا تغییرش دادم .جدی نگیری علی جان.خ
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
اشکمهر عزیز/خخ منم از باب سرگرمی نوشتم/البته نویسنده شدن آروزومه امیدوارم با تلاش بتونم بهش برسم اما فعلا مث ینکه هنو خیلی ناپخته ام//
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنون که خوندی برادر:)
رفیعه
رفیعه
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
"من نویسنده بشو هستم"....ینی یکی از ارزو هامه....مغسی از مطلبتون:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
آرزو بر کنکوری ها عیب نیس خخخخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
نویسندگیتون مستدآم ;)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنونیم بسیار/کامنت هاتان مستدام/:)
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
دلم برنامه نویسی خواست:(
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
سختههههههههههههههههههههههههههه
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
خواستن توانستنستتتتتتتتتتتتتتتتتتت امیدوارم موفق باشید.
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
ممنون/همین طور جنباعالی:)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٥
١
٠
جالب بود... نوشتن هاتون مستمر! هیچی مثلِ خودِ عملِ نوشتن، نمیتونه به نویسنده شدنِ یک نویسنده کمک کنه. هر کسی که می نویسه نویسنده است؛ مثل اونی که روی پلاکِ سینه ی لباسهای نظامی می نویسه، یا اونی که روی یک تیکه مقوا می نویسه : گوسفند زنده موجود است! .... آره! چرا تعجب میکنید؟!! نویسنده است بله! اما اون جور نویسنده کجا و این نویسنده منظور من و شما کجا!! فرق ما و اونها توی شعور و بینش و هدفیه که در پسِ کلمات داریم و سُرِشون میدیم روی کاغذ... موافقید همگی؟
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
جناب شمشیری من با شما موافقم/ولی نوشته های من همگی از دل بر میخزیند/و هرچیز هم که از دل براید بر روی سایت نمیاید:))موافقید؟؟
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/٢٦
١
٠
با آقای شمشیری کاملا موافقم.
کاربر شناس
کاربر شناس
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
من از همین جا از جامعه ی نویسندگان به خاطر این موضوع پوزش میطلبم!به خاطر اینکه ایشون خودشونو در ردیف تولستوی و داستایوفسکی هداییت و... قرار دادن
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
جان؟؟؟این مطلب بیشتر جنبه طنز داشت برادر یا خواهر گرامی//
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
البته آها فهمیدم کی هستی هه...........
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
جناب شمشیری یرخلاف همیشه ایندفعه باشمامخالفم شعورهرکس به شغلش ربطی ندارهههههههههههههههه
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
ولی بی تاثیر هم نیست//درسته؟؟
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/٢٦
١
٠
دلنیای عزیز! من برداشت خودم رو از صحبت آقای شمشیری میگم: حس می کنم ایشون منظورشون این بود که در نویسندگی، ما داریم شعور و بینش حقیقی "واژگان" رو در قالبی که مدنظر ماست به خواننده منتقل می کنیم و با این کار نگاهها رو به سمتی که خودمون میخوایم معطوف می کنیم و البته هدف مدار و هوشمندانه! این به مفهوم زیرسوال بردن شعور کسانی که با هدفی غیر این از کلمات استفاده کردند، نیست! کلمات و واژه ها میراث تمام انسانهای دنیاست که از هر ارثیه ای در دنیا بیشتر سهم می برن ازش و کاربرد داره براشون و به میزان مساوی هم بین همه تقسیم شده ... همگانیه و یه چیز انحصاری نیست که بخوایم مالکش بشیم! مطمئنا منظور ایشون هم بی احترامی نبوده!
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٧
٠
١
اشتباه برداشت کردید بانو. حق با شماست اصلا به شغلش ارتباط نداره. و تمامی مشاغل به یک اندازه محترم اند و قابل ستایش. منظورم این بود که هر کسی که کلمه ای رو تحریر میکنه، نویسنده است.... مثل هرکسی که پشت فرمون میشینه راننده است اما : هیچکسی برای دیدنِ رانندگی من و شما حاضر نیست پول بده روی سکوها بشینه؛ و فقط برای دیدن رانندگی کسی مثلِ "شوماخر" حاضرن وقت بذارن پول بدن و تماشا کنن. الان درست منظورم رو منتقل کردم؟ من هرگز به خودم اجازه چنین توهین هایی رو نمیدم و اصولا منش ام این نیست.
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
خانوم قاسمی من دیگه حرفی ندارم! شما چرا اینقدر چشمهاتون بازه و بینشی با چنین عمق دارید؟! ممنونم از تفسیر شما. دقیقا همین منظور بنده بود.
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
نویسنده شدن فقط نیازمند مطالعه زیاد می باشد.قلمتان مستدام.
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
ممنون//چشم:)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
مطالعه و نوشتن و پاره کردن.... مطالعه و نوشتن و پاره کردن....مطالعه و نوشتن و پاره کردن....مطالعه و نوشتن و پاره کردن....تا جاییکه قلممون صیغل خورده باشه و بجای پاره کردن از "بازنویسی" استفاده کنیم. نویسنده این مطلب علی آقا، فقط یک قدم تا نویسنده عالی شدن فاصله دارند. احساس میکنم مطالعه شون خوبه، نوشتن هاشون هم خوبه، فقط بازنویسی ها رو یک کم دیگه طی کنند، تمومه!
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
ممنون خانمم قاسمیییییییییییییی منم مثل شماازبی احترامی به هرکسوهرچیزی ناراحت میشم امیدوارم منظورجناب شمشیریم همین باشه....
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
بله دقیقا با شما موافقم علی آقا. منظور من اصلا و ابدا متن زیبای شما نبود خدای ناکرده. برداشتِ دقیق و صحیح رو خانوم قاسمی داشتند که چند خط پایین تر توضیح دادند. من تک تک دست نوشته های شما رو (چندین هفته قبل) خوندم و اگر مراجعه کنید می بینید که کامنت گذاشتم. منظورم "هجو نویسیِ صرف" هستش که توی نشریاتِ زرد زیاد شاهدش هستیم. مثلا پاورقی هایی که توی اون سری روزنامه و نشریات چاپ میشن و اگر فقط یک بار یکیشون رو بخونید دقیقا متوجه منظورم میشید. اگر احساس میکردم این سایت این ساختار رو داره که این همه وقت نمیذاشتم و "پرکامنت" نبودم عزیز دلم! اتفاقا اینجا پر از نابغه است.... برید دست نوشته های خانمها: "ر.جعفرپور" ، "ه.قاسمی" ، اف. ال. ای" ،"سحر.ن" و... و.... رو بخونید.... اینا نوابغ آینده نویسندگی هستند...
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
ممنونم جناب شمشیری امیدواربودم که منظورتون اونی نباشه که من فهمیده بودم به هرحال تفاوت بین منوخانم قاسمی زمین تاآسمون درک کنیدکه من یک چیزایی رودیرتربگیرم ولی خانم قسمی اعجوبستتتتتتتتتت اینوجدی گفتم ....
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
ممنون دلنیای عزیز و ممنون آقای شمشیری. این نظر لطف شما سروران هست به من ولی شاید دلیلش اینه که من فقط کمی همه جانبه به مسایل نگاه می کنم نه صرفا از زاویه نگاه خودم به تنهایی! و به گمانم برای همین هم آدمها رو راحت تر می خونم و می فهمم و از خوندن اونا واقعا لذت می برم. به نظر من هر انسان دریچه ای رو به یک دنیای تازه و منحصر به فرده.
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
اگه به معلمتون نگفتم
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
خخخخ یک آدمیه که.....خخخ
kh_bano
kh_bano
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
نویسنده شدن سخته خیلی سخت همه زندگیت رو پر میکنه همه لحظه هات تو فکری و ... من اگر به10سال قبل برگردم اولین نوشته ادبی ام رو نمینویسم اگر برگردم به چند سال قبل نمایشنامه نمینویسم و اگر برگردم به همین یک سال قبل بی خیال رمان میشم اما حتی اگر برگردم هم نمیتونم چون سالهاست بارم با این شغل زندگی میکنم کاش شغلم نبود و فقط از سر علاقه مینوشتم
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
:)))) پس اگه اینجوری باشه ما نیز هستیم!بعلهههههههه. خوشحالم نویسنده شدین:)))))
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
من؟نویسنده؟ خخخ نگین باباا
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
نویسنده شدنتون مبارررررک !!!:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١