قدر این فرشتگان آسمانی را بیشتر بدانیم

قدر این فرشتگان آسمانی را بیشتر بدانیم

نویسنده : r_shakiba

سلام دوستان خوبم. یک سوال داشتم؛ خواستم از شما خواهش کنم نظرتان را درباره این موضوع بگویید.

مگر ما چندتا پدر و مادر داریم؟! مگه پدر و مادرمان را قرار است چند سال دیگر همراهی کنیم؟! (ایشالا همه پدرها و مادرهای عزیز طول عمر با عزت داشته باشند.)

حرف من این است که چرا احترام به پدر و مادر کم شده؟ چرا قدر این نعمت‌های تکرار نشدنی پروردگار را خوب نمی‌دانیم؟ چرا متوجه نیستیم که پدر و مادر در تمام هستی یگانه هستند و جایگزین ندارند! چرا قدر زحمات و رنج‌هایی که برای ما کشیدند را نمی‌دانیم؟ چرا متوجه نیستیم عمر و جوانی‌شان را برای ما گذاشتند؟ چرا فکر می‌کنیم خودمان همینجوری یکهویی! مثل گیاه بزرگ شدیم و حواسمان به سفید شدن گیسوی مادر و محاسن پدر نیست؟ چرا حواسمان به چین و چروک دست‌ها و صورت‌شان نیست؟

چرا با کوچکترین حرفی از کوره در می‌رویم و زبانم لال به‌شان بی‌احترامی می‌کنیم! کلیپ کوتاهی تلویزیون ساخته بود.

(این چیه! گنجیشک

این یکی چیه! گنجیشک! گنجیشک!! چند بار بگم )

یادتان است؟

 قدر این فرشتگان آسمانی را بیشتر بدانیم! یک وقت به خودمانن نیاییم که دیر شده باشد! همین الان بهتر می‌شود قدردان‌شان باشیم.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
مامانی وبابایی گلم عاشقتونمممممممممممممممممممممممممممممممممم
ali_y
ali_y
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
سلام . بله واقعا!!! علت این بی مهری ها فراموشیه که ما داریم و غرور ، چه می کنه این غرور !!؟؟
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
قـــــــــــدر می دانیم ! ولی خوب بچه ایم دیگر ! حتی اگر 40 سالمان باشد
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
سلام ... از ماست كه بر ماست . بچه‌ها آنچه را در برابر پدر و مادر خود بروز ميدهند كه از آنها ديده اند
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند/ زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ/ زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز/ زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز / زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست،/ زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر است...واقعا همینطوره :/
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
شعری که گذاشتید عالی بود
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
تاج سرن
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٣
٠
٠
تلنگر خوبی بود.... واقعا هر کدوممون با خودمون خلوت کنیم ... و خلوت کنیم و .... بشماریم خطاهامون رو. مرسی مرس، واقعا ممنونم.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
سلام: چه خوب چندید مطلب از پدر و مادرها.سپاسگزارم ازشما. کاش همیشه همینطور یاد آنان و زحماتشان باشیم.زنده باشید.
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات