باید زودتر به حساب خودم می‌رسیدم...

باید زودتر به حساب خودم می‌رسیدم...

نویسنده : f_behzadfar

باز محرم آمد! با همه خوبی‌هایش با همه مظلومیتش، با تمام حرف‌های ناگفته وگفته‌اش، با فریاده هل من ناصر ینصرنی‌اش، آمد و با سرعتی هر چه تمام‌تر گذشت! رفت تا یک سال دیگر، رفت و ما را با عهد‌های‌مان تنها گذاشت تا به خودمان ثابت کنیم چند مرده حلاجیم؟! آیا به عهدهایی که بسته‌ایم وفادار می‌مانیم؟ آیا جمله «کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا» را درک می‌کنیم؟

رفت تا یک ساله دیگر و من مجبور می‌شوم باز بغض و گریه‌هایم را حبس کنم تا سالی دیگر... چون خودم می‌دانم که تمام اشک‌هایم برای امامم که نیست، خودم می‌دانم چه کاره‌ام، می‌دانم که در کنار این گریه به هر چیزی فکر می‌کنم، به تنهایی‌هایم به تنهایی‌هایم و خیلی چیزهای دیگر و دلم خوش است در مجلس امام حسین(ع) اشک ریخته‌ام و توقع دارم که ثوابه آن را نیز به من هم بدهند! معلوم نیست از آن همه زجه و ناله چقدرش برای آقایم و مظلومیتش بوده؟

از این ها بگذریم، اصلا امسال سعادت ریختن همان چند قطره اشک حتی از روی دل پر و برای ریا را هم نداشته‌ام!

به بهانه درس و چه می‌دانم هزار بهانه دیگر، نتوانستم در مجلسی شرکت کنم. فقط روزه تاسوعا را پیاده به حرم رفتم! و چند هیئت دیدم. هر سال حتی با شنیدن صدای طبل بغض می‌کردم! ولی امسال... همراه با صدای سنچ و طبل ندایی هم در درونم فریاد می‌زد در این یک سال چه کرده‌ای که اجر گریه کردن در مراسم امام حسین(ع) از تو گرفته شده؟ چه بلایی به سر خودت آورده‌ای؟که حتی نمی‌توانی بغض کنی؟ نمی‌دانم شاید این عاشورا و این محرم با این‌که برای من اشکی را به همراه نداشت باعث شد که به خودم برگردم و به اعمالم در این یک سال یک نگاهی بیاندازم!

شاید سال بعد بتوانم با روح و جسمی پاک‌تر و خالص‌تر برای امامم اشک بریزم.

اللهم الرزقنا شفاعته الحسین یوم الورود

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
موفق باشید، لذت بردم.
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
ممنون شما هم همینطور:)
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
جالببببببببببببببببببببب
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
:)
رفیعه
رفیعه
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
واقعن همه دغدغه ماها شده کنکور..واس خودم متاسفم....."مغسی فاطمه جان"
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
:(درسی که بخواد دین و اعتقاداته ادمو بگیره همون بهتر که نباشه(البته با خودم بودمرفیعه جان)خواهش میکنم:)
s_ehsan
s_ehsan
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
منم امسال نتونستم خیلی از عزاداری هااستفاده کنم,خوبه که شما کنکور دارین,من که بی هیچ بهانه ای نرفتم........
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
:(گاهی اوقات باید به عقب برگردیم شاید کاری کردیم که سعادتش ازمون گرفته شده:)موفق باشید
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
اللهم الرزقنا شفاعته الحسین یوم الورود...
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
امین یا رب العالمین:)
™دکتر مَنتی (م) ـ
™دکتر مَنتی (م) ـ
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
انشالله که هر سال بهتر از پارسال باشیم و روشن تر
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
انشالله:)ممنون که اومدین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
سلام: الهـــــــــــی آمیـــــــــــــــن.متشکرم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات