آغوش آن پروانه را هر شب توهم می‌کنم.../ شعر
شعری سروده خودم

آغوش آن پروانه را هر شب توهم می‌کنم.../ شعر

نویسنده : PDrAM

یا رب ره میخانه را هر شب چرا گم می‌کنم!؟

بیت الحرام و خانه را هر شب چرا گم می‌کنم!؟

ساغر چرا گم می‌کنم؟! ساقی چو مِی می‌آورد

آری ز کف پیمانه را هر شب چرا گم می‌کنم!؟

رسوای مردم می‌کنم، این بی دل فرزانه را

آن دلبر دردانه را هر شب چرا گم می‌کنم!؟

من ترکِ گندم می‌کنم ،دیگر مرانم از بهشت

آن حوری یکدانه را هر شب چرا گم می‌کنم!؟

وصلش توهم می‌کنم چون خواب می‌دزد زمن

گیسویِ یار و شانه را هر شب چرا گم می‌کنم!؟

وقتی تکلُم می‌کنم زه از کمانش می‌کشد

آن خنده مستانه را هر شب چرا گم می‌کنم!؟

آتش تفاهم می‌کنم گر شمع یا پروانه‌ام

آن مونس ِدیوانه را هر شب چرا گم می‌کنم!؟

بر او تقدُم می‌کنم، در مرگ می‌دانم ولی

آن یاورِ بیگانه را هر شب چرا گم می‌کنم!؟

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٨
١
٠
دوستان عزیز یا نقد و نظر موافقتان ما را یاری دهید....خخخخخ....جدا میگم هر کسی هر جایی به نظرش از نظر مفهومی و وزنی ابهامی بود خواهشن بگه...اصلا فک کنید این یه کارگاه نقد شعرهست تو جیم...!!!
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/١٨
١
٠
عالــــــــــــــــــــــــــــــی بود..........................
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
درود و تشکر ار حضورتان...!!!
(BOSHRA (janbarkaf
(BOSHRA (janbarkaf
٩٣/٠٨/١٨
١
٠
اوه.....حوری یکدانه....که اینطووور.... ما نفهمیدیم شما تو ترکین یا نه!! موتادم موتادای قدیییم...والا.ولی این شعر واقعا عالی بووود....الموفق!!
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
ترک آن یار ستمکار حرام است حرام...../// گرچه صدبار من این کرده مکرر کردم
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/١٨
١
٠
به نظرمن مفهوم شعرعالی ازدیدکلیم عالی فقط بعضی جاهاش قافیه می پرید..
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
سلام و درود و تشکر....میشه توضیح بیشتری درمورد قافیه ها بدهید... :))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/١٨
١
٠
سلام:آفرین....آفرین..... آفـــــــــــــــــــــــــرین.خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی قشـــــــــــــــــــــــــــنگ بود.قلمت سبز باد.
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
سلام و درود بر استاد عزیز.....نقد بنمایید به عنوان اولین نقد شعر کارگاه....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/١٨
١
٠
سلام:چشم یک سؤال کوچولو کلمۀ میکنم زیاد استفاده نشده؟اگر بجای این کلمه کلمات متفوتی استفاده میشد شعر زیباتر خوانده نمی شد؟البته شعر بسیار زیباست. زنده باشید
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
در ست است این کلمه در هر مصرع به عنوان ردیف آورده شده است...پیشنهاد دیگری هم بجایش دارید!!؟؟
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
جناب حسنی لطفا نظرتان را هم درباره ی نظر کاربر محترم دلنیا هم بگویید.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/١٩
١
٠
سلام:کلمه ای گفتم زیاد تکرار شده در مصراعهای اول بود.پیشنهاد مطرح شده هر مصرع به یک بیت تبدیل میشود.این بستگی به خود شما دارد. زنده باشی برادر.همین را بگم خیلی خوشم آمد از شعرتون.
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
سلام : چشم سعی میکنم از تکرار زاید در شعرهای بعدی بپرهیزم....در مورد کامنت خانم رها نظرتون چیه..!!؟؟به نظرتون کلمه ی خانه که منظور یک مکان مشخص به نام کعبه هست با میخانه نمی تواند هم قافیه باشد!؟...ببخشید اطلاعات دستوری شعری من کمی پایین هست....نظر شما در این مورد چیست!؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢١
١
٠
سلام: درست گفتیداز کلم] دیگری استفاده بشه بهتره.خانم رها هم اشعارش خوبه وهم اطلاعات خوبی داره.مسئله همان تکرار یک کلمه است که موجب میشه زیبائی کار کمتر بشه.منم چندبار گرفتارش بودم وسرفرصت کلمات را عوض کردم.اتفاقا گرفتار همین (تو) و(عشق) بودم.دریک شعر 6بار از عشق استفاده کردم بعد با مهر و....عوضش کردم.خیلی آقائیدو دوست خوب. امیدوارم که دلتون شاد و قلمتون ماندگار باشه.حق نگهدارتون.
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
یعنی میخانه و خانه با هم هم قافیه نیستند دیگر درسته..!!؟؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢١
١
٠
سلام:موضووعی که هفتۀ قبل باهم صحبت کردیم برای انجمن یادتون هست که؟باید برای چند(10)هفته برنامه بدیم.نظرتون چیه؟البته دوستان دیگر هم باید کمک کنند مثل خانم هاوآقایان :رها،حمید،سید،صداقت ،شمشیری،علی ،محسن و......
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢٢
١
٠
من تا وقتی که وقتم اجازه بده در خدمتم استاد عزیز. :))
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
در خدمتم استاد.به نظرم میتونیم از آموزش اوزان و خصوصیات شعری به زبان ساد (حقیقتا برای من که وقت مطالعه ندارم زیاد خیلی مفید هست)یا نقد گروهی اشعار بزرگان یا خود بچه های جیم شروع کنیم در یک روز بخصوص ..مثل چهارشنبه که ذهن زیبا هم منتشر می شه..!!!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
((خوب برای اجرایی شدن کار لطف کنید یک برنامه موضوعی برای ده هفته آینده بدید. یعنی مثلا از هفته آینده انجمن شعر اول در چه موضوعی هست. مثلا در مورد وزن )) سلام:خط بالا پیام سایت بودکه فرستادند.نظرتون را بفرمائید.خیلی متشکرم از پیگیری جنابعالی.زنده باشید.
vesal
vesal
٩٣/٠٨/١٨
١
٠
این اولین شعری که از شما میخونم ب معنای واقعی پشیمون شدم از اینکه شعراتونو نخوندم واقعا عالی بود...
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
سلام و تشکر از حضور سبزتان.......آرشیو شعرها در پروفایل موجود می باشد.. :))
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٨
١
٠
عالی بود. من توی حوزه شعر صاحب نظر نیستم. بنظرم روان و بی لکنت بود. مرسی، لذت بردم.
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
سلام و درود و تشکر از حضور سبزتان :))
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/١٨
١
٠
عالی بود محمد جان//:)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
سلام عزیزم....ممنونم از حضورت :))
translator
translator
٩٣/٠٨/١٩
١
٠
ینی پرفکت ها ما اخرش منتظر بودیم نوشته باشین شعر از حافظی سعدی چیزی باشه.حرفی موجود نیست فقط غره نشوید و با جدیت ادامه دهید طبعتان مستداااااااااااااااااام اوزانتان برقرار
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
سلام و درود......این شاعران عزیز و بزرگ کجا و سیه مشق های ما کجا.....متشکرم از حضور سبزتان و تشویق و دلگرمیتان :)
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/١٩
١
٠
اگرازبیت دوم درمصرعهای دوم بین بخش اول مصرع وبخش دوم جابجایی ایجادبشه شهرآهنگین ترمیشه ودارای ریتم ........
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
یعنی این طوری بشه....به نظرم تکرار اضافی بدون اینکه ردیف باشد حوصله ی مخاطب را به سر می برد...نمیدونم ..شاید آهنگین تر بشه...باید نظر استادان شعر را هم بپرسیم... من ترکِ گندم می‌کنم ،دیگر مرانم از بهشت هر شب چرا گم می‌کنم!؟ آن حوری یکدانه را وصلش توهم می‌کنم چون خواب می‌دزد زمن هر شب چرا گم می‌کنم!؟ گیسویِ یار و شانه را وقتی تکلُم می‌کنم زه از کمانش می‌کشد هر شب چرا گم می‌کنم!؟آن خنده مستانه را آتش تفاهم می‌کنم گر شمع یا پروانه‌ام هر شب چرا گم می‌کنم!؟ آن مونس ِدیوانه را بر او تقدُم می‌کنم، در مرگ می‌دانم ولی هر شب چرا گم می‌کنم!؟آن یاورِ بیگانه را
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/١٩
١
٠
شعر زیبایی بود.. خوشحالم ک انقد از نظرات مختلف استقبال میکنید..(اومدن سو استقاده کنم!!) نکته یی ک من به ذهنم رسید قافیه ی "میخانه" و "خانه" هستش ک اینطور ک میدونم یه کلمه با مشتقاتش نمیتونه قافیه بشه و یه چیز دیگه اینکه ردیف بلند باعث سخت شدن کار شاعر میشه علاوه بر اینکه مجبوره از کلمات محدودتری استفاده کنه(مثلا توو این شما از "آن" توو بیشتر مصراع های زوج استفاده کردین) یکم توو ذوق میزنه تکرارش... شما گفتین نقد منم هرچی دلم خواس گفتم! شرمنده ممنونم
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/١٩
١
٠
یه چیز دیگه آقا پدرام ..توو شعرای قبلیی ک ازتون خوندم خلاقیتای شاعرانه ی زیادی تووش داش که واقعا زیبا بود اما اینکار یجورایی علاوه بر قافیه های بارها و بارها استفاده شدش( توسط شاعران غیر معاصر) انگارخودتونو خیلی درگیر کلماتو وزن و.. کردین ..فک میکنم این محدودیت هاجلوی احساسات کارتونو میگیره..باید ببخشید.. دوس دارم با چیزی ک مینویسم کمکی کرده باشم ...اگه حتی همشونم از نظرشما غلطه بی تارف بگین ..واقعا خوشحال میشم
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
متشکرم از حضور و نقد های شما......
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/١٩
١
٠
منظورمنواشتباه متوجه شدید.............
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
خب اگه میشه متوجه کنید مارا از نظرتان!!؟؟
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٨/٢٠
١
٠
عای بود اما برای نقد در حوزه تخصص ما نیست :))))
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود......منظور یک نقد حرفه ای و بی نقص نیست...همین که دوستان نظرشون رو در مورد شعر میگویند و اینکه نظراتی در مورد اینکه اگر شعر اینطور بود از نظر من زیبا تر بود و پرسیدن معنای دقیق بعضی از مفهوم ها خودش نوعی نقد محسوب می شود و کارگشا قطعا خواهد بود :))
Paeez
Paeez
٩٣/٠٨/٢٠
١
٠
اینجاش خیلی خوب بود !وصلش توهم می‌کنم چون خواب می‌دزد زمن .....!این مصرع «آتش تفاهم می‌کنم گر شمع یا پروانه‌ام» رو هم نفهمیدم!با تشکر:)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
سلام و تشکر از حضور شما خانم پاییز...چیزی که تو ذهنم بوده موقع سرودنش این است که......با سوختن و فنا شدن و کسی یا چیزی که می خواهد من را بسوزاند موافقم و با ایشان در اینکه من باید فنا شوم تفاهم دارم چه این آتش از نهاد خودم بلند شده باشد وباعث سوختنم شود(شمع) و چه اینکه از نهاد معشوق شعله بکشد و مرا بسوزاند(پروانه)....مصرع دومش هم می گوید اگر چه با این آتش تفاهم کردم که مرا بسوزاند ولی من او را گم کرده ام و مانند دیوانه و شیفته ای هستم که مونسش (آتش)را گم کرده است....البته اینجا ایهامی هم به جذاب بودن آتش برای دیوانه هم دارد.
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
خیلی زیبا:)))))
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
متشکرم از حضورتان خانم دکتر..موفق باشید :)
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٠
١
٠
درمصرعهای فردجای بخش اول ودوم مصرع راباهم جابجاکنید
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود....فهمیدم منظورتان چیست....با این کار اکثر مصراع ها هم با هم یکجورایی هم قافیه می شوند......نظر جالبی است...متشکرم از نظرات و نقد های شما
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٠
١
٠
پدرام متشکریم پدرام متشکریم،عالی بود پسر
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود بر آقای صداقت عزیز....متشکرم از حضور سبزت...احمد جان اگه خواستی میتونی من رو همون محمد صدا کنی....بازم ممنون...آرزوی موفقیات :))
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
باشه همون محمد جان،ممنون و همچنین
mahboube_a
mahboube_a
٩٣/٠٨/٢١
١
٠
زیبایی های شعرتونو که خودتون میدونین ! ولی با این ردیف طولانی که شما انتخاب کردین خیلی از جاهای شعرتون مفهوم تکراری پیدا کرده مثلا چه لزومی داره هم بگین دلبر دردانه هم بگین حوری یکدانه ؟! اینجوری ذهن مخاطبتون میره به این سمت که این شاعر دایره واژگان ذهنیش محدوده ! در ضمن زبان شعرتون امروزی باشه بهتره ولی حالا که قدیمیه . دیگه اون " توهم" خیلی جالب نیست ، ولی در عوض تسلطتون روی وزن خیلی خوبه که خیلی ارزش داره.
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود به شما.....حق با شماست....تکرار علاوه بر اینکه می تونه نشانه ی تاکید باشد می تونه خسته کننده هم باشد.........بعضی از دوستان پیشنهاد دادند به جای توهم از کلمه ی تصور استفاده کنم.....ولیکن" توهم" میزان ناکامی شاعر را بیشتر از کلمعه ی " تصور" نشان میدهد. به نظرم.....خیلی متشکرم از حضور ونقد های خوب شما.. :))
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢١
١
٠
بابت نقدم منوببخشیدمثل اینکه ناراحت شدید.................
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
o_____O ناراحت!!؟؟چرا فک کردید ناراحت شدم...خخخخخخخ....گفتم که پیشنهاد جالبی هست.....اولش منظورتون رو نفهمیده بودم ولی بعدش که فهمیدم استقبال هم که کردم....خیلی متشکرم از نظر و نقدتان.....اگر همچین برداشتی هم کردید عذر خواهی می کنم از شما....در پناه حق...نقدتان مستدام... :))
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢١
١
٠
خب محمدجان حالا که بساط نقد پهنه منم یه چیزی بگم که اکثر شاعرای آماتور از جمله خودم درگیرش هستم کلمات و اصلاحای فدیمیه،برای اینکه شعر ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کنه بهتره که از کلمات امروزی استفاده بشه،به عنوان مثال: *میخانه،پیمانه،ساغر،ساقی،زه،کمان،شمع و پروانه *زیاد نسل مارو یاد چیز خاصی نمیندازه و با حسی درگیر نمیکنه،(قابل توجه : دلنیا که به سیگار گیر مده)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
بله موافقم.دیگه بی خودی عاشق را با می و شراب و تریاک نمی شه توضیح داد....باید بزنیم تو نخ ....بوق و بــــــــــــــــــوق و بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق صنعتی..و البته سیگار...خخخخخخ
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
احمد جان....خانم دلنیا با شوما هستند ها.کامنت پایینی..:)
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
منظورشون تو مطلب خودم بود که جوابشونو دادم،دقیقا ازین ببعد تو شعرا از بوق استفاده میکنیم
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢١
١
٠
جناب پدرام لحنتون اینومیگفت باجناب صداقتم موافقم جناب صداقت جواب کامنت منم بدید......
mahboobeh
mahboobeh
٩٣/٠٨/٢٢
١
٠
باریک...ایت واز سو گوود!! اون یکی هم تا همونجا ک گفتین چن ثانیه بدش پخش شد:)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
سلام و درود......پخشمیشه قصه نخورید....خخخخ..بجاش پسته بخورید....ما در جیم سانسور نداریم...خخخ
عباسی
عباسی
٩٣/٠٨/٢٥
١
٠
شعرتون عالی بود
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
سلام و دردو...تشکر از حضور شما :)
s_m
s_m
٩٣/١٠/٠٩
١
٠
وصلش توهم می‌کنم چون خواب می‌دزد زمن گیسویِ یار و شانه را هر شب چرا گم می‌کنم!؟ وقتی تکلُم می‌کنم زه از کمانش می‌کشد آن خنده مستانه را هر شب چرا گم می‌کنم!؟ آتش تفاهم می‌کنم گر شمع یا پروانه‌ام آن مونس ِدیوانه را هر شب چرا گم می‌کنم!؟ بر او تقدُم می‌کنم، در مرگ می‌دانم ولی آن یاورِ بیگانه را هر شب چرا گم می‌کنم!؟ فوق العاده بود واقعا
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
سلام ودرود....متشکرم....قابلی نداشت :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣