چیزی شبیه معجزه... / شعر

چیزی شبیه معجزه... / شعر

نویسنده : Reyhaneh_A

از کفر من تا دین تو، راهی به جز تردید نیست

دلخوش به فانوسم مکن، این‌جا مگر خورشید نیست؟

با حس ویرانی بیا ... تا بشکند دیوار من

چیزی نگفتن بهتر است، تکرار طوطی وار من

بی جستجو ایمان ما از جنس عادت می‌شود

حتی عبادت بی عمل وهم سعادت می‌شود

با عشق آنسوی خطر، جایی برای ترس نیست

در انتهای موعظه ... دیگر مجال درس نیست

کافر اگر عاشق شود بی پرده مومن می‌شود

چیزی شبیه معجزه ... با عشق ممکن می‌شود

 (افشین یداللهی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٧
٢
٠
مرسی ممنون از انتخاب زیبای شما. بی اختیار چهره خانوم شیلا خداداد میاد تو ذهنم!
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/١٧
١
٠
من خیلی وقته دنباله این شعرم.....................
Reyhaneh_A
Reyhaneh_A
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
خوشحال شدم که تونستم کمکی بکنم..
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/١٧
٠
٠
جالب بود
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٨/١٧
٠
٠
زیبابود،ممنون
Cold
Cold
٩٣/٠٨/١٧
١
٠
چیزی شبیه معجزه ... با عشق ممکن می‌شود....ممنون شعر قشنگی بود :)
Reyhaneh_A
Reyhaneh_A
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
خواهش میکنم
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٨/١٧
٠
٠
تشکر فراوان
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٨/١٧
١
٠
سلام ... رفتم عاشق شوم تا معجزه‌اي بچشم ببينم.
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/١٧
١
٠
خیلی خوشم امد از شعرش :) ممنونم
Reyhaneh_A
Reyhaneh_A
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
خواهش میشه....ولی خب منکه شاعرش نیستم!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/١٧
١
٠
منم یاد سیتا افتادم (^_^)
maede
maede
٩٣/٠٨/١٩
١
٠
منم تیتراژ اون سریال اومد تو ذهنم! :)
translator
translator
٩٣/٠٨/١٨
١
٠
:)
Reyhaneh_A
Reyhaneh_A
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
:-)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات