کات پایانی ...

کات پایانی ...

نویسنده : m.saberi

سکانس یک پلان اول از یک شب... شبی سرد و زمستانی 

و نور صحنه تنها کور سویی انتهای یک خیابانی 

لکیشن ... دوربین .... بازیگر مردی که تنها آدم صحنه است 

و ... اکشن ... لانگ شات از پرسه‌های خسته یک مرد بارانی 

صدا برداری از تنها صدای توی این صحنه ... قدم‌هایی 

که آهسته کمی هی دورتر می‌شد ... به سمت و سوی ویرانی 

دیالوگ :

میکروفن پایین می‌آید ... کلوزاپ از بخاری سرد 

تمام جمله آهی یخ زده بر سنگ فرشی سخت و سیمانی 

و زوم دوربین حالا به روی چهره درمانده مردی 

که زیر نور فندک توی چشمش بغض را ننوشته می‌خوانی 

پکی طولانی از سیگار و بعدش دوربین آهسته می‌چرخد 

و حالا از نگاه مرد در یک پنجره مبهوت می‌مانی 

همان یک کور سوی اول صحنه ... و نقش سایه بر پرده 

صدا اما نفس‌هایی که یخ کرده ... و تک‌تک‌های دندانی 

و مکث نسبتا طولانی صحنه .... دو تا سایه ... و خاموشی 

و حالا سنگفرش خیس و یک هق‌هق ... و بعدش ... کات پایانی 

 (رضا توسلی)

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
عـــــــــــــــــــــــــــالي :)
raha_s
raha_s
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
مـــــــــــــــــــــــــــــــر30
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
زیبااااااااااااااا عالییییییییییی
raha_s
raha_s
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
ممنونمممممم از نگاهتوووووووون یه دنیا
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
خیلــــــــــــی قشنگ بود....درود بر شما لذت بردیم (^_^)
raha_s
raha_s
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
خوشحالم لذت بردین .... ممنون از توجهتوووون
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
عالی...، خیلی عالی.
raha_s
raha_s
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
ممنون .... خیلی ممنون
Cold
Cold
٩٣/٠٨/٢٧
١
٠
دم این شاعر گرم و مرسی از شما :)...بسیار زیبا سروده شده
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
این شعر بود؟ فرزندم این شعر بووووووووووووووود؟ :@
Cold
Cold
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
الآن میشه بگب پس چی بود؟ :|
raha_s
raha_s
٩٣/٠٩/١٧
٠
٠
واقعا دمش شدید مدید گرمممممممممممم :) خاهش .... ممنون از نگاه شما
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
کیف کردم. واقعا انگار فیلم میدیدم. مرسییییییی
raha_s
raha_s
٩٣/٠٩/١٧
٠
٠
خوشحالم موجبات کیف شما رو ایجاد کردم :)) خاااااااااااااااهش
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات