او باز زینب است!
هیئت مجازی نینوا/ روز یازدهم

او باز زینب است!

نویسنده : سایت جیم

مداحی‌های امروز:

ببین دل زار زینب- محمود کریمی

خیمه‌ها پاره پاره- محمود کریمی

از خیمه خورشید میره بیرون- محمود کریمی

من بی تو چه کنم- محمود کریمی

 

سخنرانی امروز:

«مناجات امام سجاد»- حجه الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی

 

 ***

Vania

او باز زینب است

 

آفتاب شرم حضور دارد و بی‌تاب رفتن است که آنجا که خورشید بر نیزه است نه جای ماندن است. زنی ایستاده بر بلندی نظاره گر است تن‌های افتاده بر دشت داغ نینوا و سرهای بر نیزه را.

زنی که می داند باید صبور باشد و بایستد و دال نشود الف قامتش. خوب می داند، خوب بلد است صبوری کند.آخر او دخت حیدر است و وارث صبر ٢۵ساله اش. آشناست با صبر از همان ٢۵ سال سکوت و صبرِ چون استخوان در گلو.

او خواهر کریم مدینه است. می داند صبر یعنی چه.می فهمد صبر بر بیعتی تلخ از سر نامردی نامرد مردمان دنیاپرستی که دینشان لقلقه زبانشان بود یعنی چه.

آری، او زینب است.همو که کوچه ها برایش قرق می گشت چون هوای مادر می کرد.او زینب است که فرق شکافته پدر وتشت پر خون جگر برادر را دید و صبر کرد.

و حال باز زینب است و کاروان سالارش پیشاپیش بر نیزه ها.

و باز زینب است و صبری دیگر.  صبر می کند و قربانی به قربانگاه می فرستد و دعا که اللهم تقبل منا هذاالقربان!

صبر میکند چون پدر و مادر و برادرش. آنقدر صبر شرمنده می شود به پیشگاهش.

صبر می کند که اکنون اوست که باید کاروان سالاری کند و پدر و عمو و برادر باشد و آرام دل زنان و دخترکان کاروان. و امانت برادر را به منزل برساند.

صبر می کند و سر تسلیم فرود می آورد مشیت الهی را  تا بدانجا که داغ برادر و فرزند و همه خانواده اش  جلوه های زیبای عشق و شتافتن برای وصل به معبود می گردد و این همه نه داغ که زیبایی است و از چون زینبی چه انتظار است جز ما رایت الا جمیلا.

آری او زینب است...

و چه زیبا گفت دوستی که: تا ابد بزرگترین معمای تاریخ خواهد بود. اینکه تو باشی و سلسله جبال نور فقط 14 قله داشته باشد.

 

***

در همین رابطه بخوانید:

مصیبت‌های خاندان اهل بیت بعد از شهادت امام حسين(ع)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
موفق باشید.
سلما
سلما
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
میگویند امان از صبر ایوب اما بانو من میگویم امان از صبر زینب...امان! شما مصیبت های زیادی دیده اید..اولی فوت پیامبر...هنوز داغ جد نازنین تان روی دلتان بود که مادر از دست دادید...یک دختر بچه کوچک چه صحنه هایی دیده!نمیخواهم از در و دیوار و یاس کبود بگویم که طاقتم نیست! پدر از خانه شما بود که رفت خانه خدا و با فرق شکافته برگشت!بانو!من نمیدانم یک دختر پدرش را در ان حال ببیند چه احساسی دارد؟ فدای قلب نازک خواهرانه تان بروم نمیدانم تکه های جگر برادرتان حسن ع را وقتی میان تشت دیدید چه حالی داشتید؟بانو شما در کربلا در یک روز داغ دو برادر داغ دو پسر داغ چندین برادر زاده!داغ چندین و چند نفر از بنی هاشم را دیدید..اهر دل نازک یک زن چه قدر ظرفیت دارد؟ من نمیدانم بعد از کربلا چه ها دیدیدو ندیدید اخر شنیدن کی بود مانند دیدن؟ولی آن قدر میدانم که ایستادید و رسالتتان را تمام و کمال انجام دادید و بنظرم چون هر چه دیدید تمام و کمال برای خدا و در راه خدا بود گفتید ما رایت الا جمیلا. بانو!مرا و کلماتم را ببخش که نمیتوانم حق مطلب را در مورد شما و صبر شما و حلم و علم شما بیان کنم .بانو مرا ببخش!
سلما
سلما
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
سلام ممنون خانوم وانیا...نمیدونم کامنت قبلیم ثبت میشه یا نه خیلی دوست داشتم این مطلبو برا امروز ارسال کنم ولی دیر شد ...ان شالله که ثبت میشه
Vania
Vania
٩٣/٠٨/١٤
٠
١
این سخنرانی هایی که میذارین خیلی خوبه...ممنون..اجرتون با سیدالشهدا (ع)
شادی
شادی
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
ببخشید اشتباهی دیس لایک زدم می خواستم لایک کنم سن جیمی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
منون:)))))))))))
maede
maede
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
حتی دشمنا هم از صبر و محکم بودن شخصیت خانوم زینب س تعجب میکردن...واقعنم از چون زینبی چه انتظار است جز ما رایت الا جمیلا...
Na3er_A
Na3er_A
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
ممنون.کاش سخنرانی که گذاشتین کاملتر میبود..
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨