رسم عالم در امانت این نبود / شعر

رسم عالم در امانت این نبود / شعر

نویسنده : B.B-Maliheh

آی خورشید رسم عالم در امانت این نبود

این جماعت که تو را دادم سحر من، این نبود

خیمه‌ها دیشت پر از آلاله بود

کی صدای العطش یا ناله بود؟

گوهری در بین‌شان دردانه بود

در جهان تنها همان یکدانه بود

تا سحر دیدم حسین(ع) بر سجده بود

از طلوعت بر لبانش خنده بود

گویا نورت نشان پیک بود

چون شنیدم بر لبش لبیک بود

در فضا آکنده عطر یاس بود

قوت بازوی او عباس بود

خواهرش آن دخت حیدر شیر بود

صبح برنا، عصر دیدم پیر بود

اکبرش چون اختری تابنده بود

نور تو در پیش او شرمنده بود

هان خورشید! در امانت‌ها تو دیدی که چی بود؟

بین صد لاله بدیدی غنچه بود؟

اصغرش چون غنچه‌ای در مهد بود

با پدر در تشنگی هم عهد بود

دخترش شیرین زبان و واله بود

صورتش گلگون به رنگ لاله بود

قاسمش در نیمه راه حجله بود

مانده در حسرت به آب دجله بود

دشت از دوری آب تفتیده بود

سیل اشک از چشم‌ها، کی دیده بود؟

در طلوعت ضجه و ناله و واویلا نبود؟

خون به چشمان و دل لیلا نبود؟

گو چسان آغاز شد این داستان؟

جوی خون از چه روزی گردیده در این بوستان؟

=====================

پ.ن: شادی روح همه درگذشتگان (مخصوصا پدر من که این شعر را سروده اند) صلواتی ذکر کنید  

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
زیبا بود...
varasteh
varasteh
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
سلام ممنون از نظرتون.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییی روحشان شاد
varasteh
varasteh
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
سلام ممنون از نظرتون.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
سلام:خدا ایشان را غرق در رحمت خودش فرماید و برای همین شعر مطمئنا سیدالشهدا(ع) دستگیر و حامیشان خواهد بود.متشکرم
varasteh
varasteh
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
سلام ممنون از اینکه وقت گذاشتین ومطلب رو خوندین و همچنین سپاس بخاطر نظرتون.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
سلام: خواهش میکنم سلامت باشید.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
خدا جمیع رفتگان رو بیامرزه....خیلی زیبا بود اجرشون با سیدالشهدا :)
varasteh
varasteh
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
سلام ممنون از نظرتان و وقتیکه برای خواندن این مطلب گذاشتین.
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
سلام و درود....خدا ایشان را امام حسین وشهدای کربلا محشور کند....خدایشان رحمت کناد...شعر زیبایی بود.!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

آیینه‌وار از دل و از جان شکسته‌ایم

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات