حسین ز من و من از حسینم
هئیت مجازی نینوا/ روز هشتم

حسین ز من و من از حسینم

نویسنده : سایت جیم

مداحی‌های امروز:

علی اکبر ای جانم- محمود کریمی

کمی روبرویم بمان تا تماشا کنم قامتت را – میثم مطیعی

سخنرانی امروز:

«کرامت حضرت ابوالفضل(ع)»- حجه الاسلام والمسلمین حدائق شیرازی

 ***

m.attari

حسین ز من و من از حسینم

از ولادت حسين بن علي (ع) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفي که پيامبر راستين اسلام (ص‌) درباره حسين (ع‌) ابراز مي داشت‌، به بزرگواري و مقام شامخ پيشواي سوم آگاه شدند. سلمان فارسي مي‌گويد: ديدم که رسول خدا (ص‌) حسين (ع‌) را بر زانوي خويش نهاده او را مي‌بوسيد و مي‌فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگواراني، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستي، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاي خدايي که نه نفرند و خاتم ايشان،  قائم ايشان (امام زمان "عج ") مي باشد.

انس بن مالک روايت مي‌کند:بارها رسول گرامي حسن (ع‌) و حسين (ع‌) را به سينه مي‌فشرد و حسن و حسين را،  آنان را مي‌بوييد و مي‌بوسيد. ابوهريره که از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است، در عين حال اعتراف مي کند که : "رسول اکرم را ديدم که حسن و حسين را بر شانه هاي خويش نشانده بود و به سوي ما مي‌آمد، وقتي به ما رسيد فرمود هر کس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر که با آنان دشمني ورزد با من دشمني نموده است.

 

عالي‌ترين‌، صميمي‌ترين و گوياترين رابطه معنوي و ملکوتي بين پيامبر و حسين را مي‌توان در اين جمله رسول گرامي  اسلام (ص‌) خواند که فرمود: «حسين از من و من از حسينم.»

 

***

Vania

زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست

 

گفته بودند با فرزندانتان بیایید و او با فرزندانش آمده. با حسن و حسینش. آنقدر مهم بود که آیه آمده بود برایش. برای مباهله. تا حجت تمام کند، تا نشان دهد به همه جان پیامبر را و فرزندانش را. و که بود که ندانسته و نفهمیده باشد حسین فرزند رسول است.

که بود که نداند خودش فرمود"حسین از من است و من از حسین" آنقدر معروف است که کس را توان انکارش نیست. آری این همان حسینی است که پاره تن پیامبر است. همان حسین که دوش پیامبر حتی به گاه سجده محمل کودکانه‌اش بود. همان حسین که بلند بالا شانه پیغمبر خاتم جایش بود.

آری،

این همان حسین است، که اکنون بر خاک دشت منزل گرفته است و با تن چاک چاک بر تن تفتیده و داغ کربلا مأوا یافته است. همان حسین است که فریاد وا محمدای زینب بر داغش و مظلومیتش پیکر دشت را می لرزاند که:

یا محمدا، یا جدا! بنگر!

این کشته‌ی فتاده به هامون حسین توست

این صید دست و پا زده در خون حسین توست

و چه خوب پاس داشتند حرمت فرزند پیغمبرشان را...

***

در همین رابطه بخوانید:

صفات ویژه گریه بر حسین علیه السلام

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١١
٠
٠
موفق باشید.
admincheh
admincheh
٩٣/٠٨/١١
٠
٠
و سر پاره تن حسین روی نیزه ..
admincheh
admincheh
٩٣/٠٨/١١
٠
١
اجرتان کربلا ..
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
ممنانیم ممنان:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
اجرتوت با خود صاحب این ماه:)
سلما
سلما
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
صلي االله عليك يا ابا عبدالله الحسين
maede
maede
٩٣/٠٨/١٣
٠
٠
زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست،چقدر قشنگ.نمیدونم چطور دستورات دین پیامبر مثل نماز و روزه و حج رو انجام میدادن اما با امام حسین که پیامبر خودشون میگن حسین از من و من از حسینم اینطوری رفتار کردن؟!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
بارِگاه با صفا را عشق است/گنبد و صحن و سرا را عشق است/عرش با آن همه هیبت گوید/حرم کرب و بلا را عشق است...اجرکم عندلله
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات