نوستالژی می‌کشد آدم را...

نوستالژی می‌کشد آدم را...

نویسنده : shakhe_shemshad

ما هر قدمی که برداشتیم، به سمتِ دور شدن از چیزهایی بود که در قدم ِ قبلی داشتیم‌شان و بهترشان را می‌خواستیم! 

باید در روستایی دور، کودکی‌ام را راس ِ سیزده سالگی‌ام، به بزرگسالی‌ام پیوند می‌زدم! که ما هر قدمی که در این دنیایی که نه سنتی بود و نه مدرن برداشتیم، به سمتِ حجله کوتاه مدتِ بعدی‌هایی بود که بدتر از قبلی‌ها بودند! «سرگردانی» گربادی ست تند و بی‌مروت، که می‌چرخاندت تا بزرگ شدن، و بزرگسالی‌ات را به تنهایی ِ پر از خاطراتِ تکه پاره جوانی‌ات گره می‌زند، و حالا تو می‌مانی و بر و بر زل زدن به این عروسکِ چهل تکه!

«نوستالوژی می‌کُشد آدم را!» پارک گفت‌وگو را قدم می‌زدیم و گفتگو می‌کردیم که کسی کنارم گفتگو کنان برگشت و گفت: «...مثلا من اگر جای این پیرمردها بودم با شنیدن صدای بنان حتما می‌مُردم؛ نمی‌فهمم این‌ها چرا نمی‌میرند؛ نوستالوژی می‌کُشد آدم را!» و با چنان احساس ِ اطمینانی این جمله‌ها را گفت، که از آن شب به بعد هر بار که کلمه نوستالوژی را می‌شنوم قلبم به سینه‌ام چنگ می‌زند چنان که مادری که بر گور دختر سیزده ساله‌اش بر سر و صورت!

راست می‌گفت؛ نوستالوژی می‌کُشد آدم را! می‌کُشد این عروسک چهل تکه آدم را! نوستالوژی‌های ما وقتی مدام آدم به آدم می‌شویم و به هیچ کجا نمی‌رسیم، عروسکِ چهل تکه‌ی تکه پاره شده‌ای ست که نقش ِآیینه دق را بازی می‌کند در این خیمه شب بازی ِ زندگی! قلبم به سینه‌ام همه‌اش چنگ می‌زند این شب‌ها، چنان چه ماهی ِبیرون از تُنگ افتاده‌ای بر خاک... .

(مهدیه لطیفی)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
جالب بود..ممنون
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
ممنونم از حضور شما.
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
واقعا، نباید بهش فک کرد وگرنه: نوستالژی می کشد آدم را
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
نمیشه فکر نکرد... چون جزئی از سلولهات شدند...
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
پس تکلیف چیه؟ من که حواسمو پرت میکنم وگرنه یاد گذشته، اونایی که بودن و الان نیستن،آدمو ویران میکنه
Niva
Niva
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
بازی با خاطرات همیشه خاطره انگیز و زیباست . ممنون انسان هم با همین نوستالوژی هاست که زنده هست .. :)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
بله موافقم... مرسی از حضور شما.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/٢٧
١
٠
کاش همزمان با سوت پایان هر مرحله بازی دنیا، خاطره هاش هم به خط پایان می رسید ... و خرده رنجهاش ... // بسیار زیبا بود.واقعیت هم بود.
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
مرسی از حضور شما.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
نوستالژییییییییییییییییییییی نههههههههههه خطرناکهههههههههههه...
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
بدجور هم خطرناکه.... میکشه آدم رو... .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
سلام: خیلی متشکرم از مطلبتون
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
درود بر شما. ممنونم بزرگوار. یک انتخاب بود از یک همکار.
g_sher
g_sher
٩٣/٠٨/٢٧
٠
٠
سلام:این نام کاربری گروه شعرجیم است. درخدمت تمام دوستان شاعر هستیم.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
توضیح بیشتر پلیییییییییییییییز
g_sher
g_sher
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
سلام:قراره که هفته ای یک روزدرمورد شعر وبحث و بررسی بشه و هرکس هرچه میداند درمورد شعر بیان کند و اشعار کاربران هم بررسی شود وازاین قبیل امور.ممنون
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
مرور بی هدفی ها و سرگردانی ها و ناکامی ها واقعا تلخه.. خانوم لطیفی خیلی زیبا مینویسن که من از طریق پستهای شما شناختمشون..ممنونم برای این انتخابهای خووب ..
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
لطف دارید خواهش میکنم.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
ببخشید یه سوال! چرا خانم لطیفی خودشون مطالبشونو نمیفرستن سایت؟
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
ایشون تهران گرفتار هستند و عضو سایت های اکتیوِ این فرمی نیستند...برای دلشون می نویسند. عکاس پشت صحنه فیلم و سریال هم هستند. من به شخصه خیلی از ایشون الهام گرفتم. چند سال از من کوچکترند اما روح بزرگی دارند.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
نوشته های مهدیه لطیفی همیشه عالی هستن. نوستالوژی... کافیه یکم فکر کنی بهش. غرق میشی. لبخند میزنی. سرتو محکم تکون میدی بعضی چیزا یادت بره. یه جاهایی گریه ات میگیره. واقعا...نوستالوژی میکشه آدم رو
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
نوشته های مهدیه لطیفی همیشه عالی هستن. نوستالوژی... کافیه یکم فکر کنی بهش. غرق میشی. لبخند میزنی. سرتو محکم تکون میدی بعضی چیزا یادت بره. یه جاهایی گریه ات میگیره. واقعا...نوستالوژی میکشه آدم رو
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
بله.... ایشون شاید به خیلی آدمها راهِ زندگی نشون دادن با دست نوشته هاشون.... . یکیشون من.
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
"عکس های جیمی" پست عکسهای موبایلی من و آقای علی.ش هستش(27آبان/8:35دقیقه). باعث افتخاره دوستانم تجربه های موبایلی منو ببینن. آخرین عکس هم عکسِ خودِ شاخِ شمشاده!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
کجا ببینیمشون؟کدوم قسمت سایت؟
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
اولین بنرِ متحرکِ سایته. روی خودش کلیک کنید./ یا صفحه دوم هم میتونید بعنوان یک پست مستقل ببینیدش.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٨
٠
٠
آخ گفتین...بعضی از این نوستالژی ها به معنی واقعی کلمه ، نفس گیرن (-_-)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٩
٠
٠
بله... نفس گیر هستند، موافقم.
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٣٠
٠
٠
نوستالوژی می‌کُشد آدم را؛ مخصوصا اگر خاطره ای باشد که دیگر نیست.
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/٠٨/٣٠
٠
٠
دقیقا مساله همین است و دیگر هیچ!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٣٠
٠
٠
نوستالوژی می‌کُشد آدم را؛ مخصوصا اگر خاطره ای باشد که دیگر نیست.
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/٠٨/٣٠
٠
٠
عرض کردم که، "دقیقا مساله همین است و دیگر هیچ!" نیازی به تاکید دوباره نبود! / ممنون از حضورتون. برقرار باشید و همیشه کوله تون سرشار از خاطره.
a_shamshiri
a_shamshiri
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
موافقم خیلی شنیدنی بود
پربازدیدتریـــن ها
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
شعری سروده خودم

عاشقی پیشه خوبیست

٩٦/٠٦/٢٦
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
در سکوت مطلق

یک روز از همین امروز و فرداها

٩٦/٠٦/٢٦
ترانه ای سروده خودم

ناقوس تنهایی

٩٦/٠٦/٢٦
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
در راستای اظهارات وزیر بهداشت

روحانی؛ ضمانت خرید شماست

٩٦/٠٦/٢٦
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
من این گونه آرامم

سر مستی

٩٦/٠٦/٢٨
تبلیغات