در هشت سالگی پری‌ها هنوز با آدم‌ها قهر نیستند!

در هشت سالگی پری‌ها هنوز با آدم‌ها قهر نیستند!

نویسنده : h_ghasemi

چقدر خوب است که آدم هشت ساله باشد!

در هشت سالگی، پری‌ها هنوز با آدم‌ها قهر نکرده و به دل آیینه‌های جادو بازنگشته‌اند ... هنوز با بال‌های طلایی و پیراهن‌های بلند آبی و صورتی و لیمویی روی علف‌ها شناورند و از لابلای گیلاس‌های سرخ درختان باغ، برای دختربچه‌های هشت ساله گوشواره می‌چینند ...

در هشت سالگی، باران هر قدر هم که به رگبار شبیه باشد، با یک بارانی کهنه و یک جفت چکمه پلاستیکی زرد یا سبز به راحتی اهلی می‌شود ...

در هشت سالگی، برف، اضطراب مزمن درماندگی نیست ... حس سپید حقیقی خود را ارائه می‌کند روی سکوت خالص آدم برفی ...آدم برفی که آرام و صبور و بی‌گلایه، نظاره‌گر آهسته فروریختن خویش است ...

در هشت سالگی ست که می‌توانی از انگشت اشاره‌ات قلم مو بسازی و بی‌خیال هر چه نگاه سرزنش بار، تمام وسعت بخار گرفته هر چه پنجره را نقاشی کنی ... در هشت سالگی، انگشت اشاره، انگشت تهدید نیست! انگشت رویاهاست ...

در هشت سالگی، گل‌های یاس و بابونه، پر رنگ صدایت می‌زنند و طوری به انگشتانت می‌پیچند که خیال کنی زیباترین ملکه دشتی! با تاجی نورانی خمیده زیر بار پرشکوه رایحه علف ...

در هشت سالگی، حلزون‌ها ترس ندارند ... ملخ‌ها آیینه حیرتند ... مارمولک‌ها حریف خوب و چابک قایم باشک‌اند ... و خاک باغچه زیر برگ‌های پهن انجیر پیر، مدفن اسرارآمیزترین گنجینه‌های دنیاست ...

در هشت سالگی، یک تکه چوب، قایق بی‌بادبان و پارویی ست که هرگز غرق نمی‌شود ...

در هشت سالگی، هوا همیشه خوب، خنده‌ها به راه، خواب‌ها عمیق، وسوسه‌ها نفیس، شهامت‌ها زلال، دوستی‌ها خوش سرانجام، رویاها آسان رس و دیوارها هرقدر هم که بلند، اما پر از شکاف و پنجره ست ...

چقدر خوب است که آدم هشت ساله باشد! چقدر خوب است ...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
salma
salma
٩٣/٠٨/١٢
٠
١
بسیارزیبابود..............فقط چراهشت سالگی آدم میتونه توهرسنی این کاراروانجام بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
معمولا اون چند سالِ قبل از بلوغ رو سالهای معصومیت و پاکی میدونند.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
٠
١
سپاس. هشت سالگی یک استعاره ست ... همین.
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
یک نثر زیبا و شیوا و دلنشین. لذت بردم.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
سپاس از شما
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
چ زیبا بود:)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٢
٠
١
خواهش میکنم. شما لطف دارید علی آقا.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
سپاس
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
٠
١
مرسی آقای شمشیری.لطف دارید به من. :)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
خواستم من به جای خانوم قاسمی سریع تشکر کرده باشم که فکرکنید این متن زیبا مال من بوده! ولی خب ایشون سریعا ضدحمله زدن! مطلب واقعا زیباست.
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
خخ اقای شمشیری از شما که بعید نیس//خخ را اینکه در صدر بمونید ماشاا... برا اینکه در صدر بمونید ب جای نویسنده مطلب دارید کامنت میدید خخ
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
خیلی بدجنس هستید علی آقا...! خداگواهه ذره ای همچین نیتی ندارم. بخونید کلمه به کلمه کامنتهام رو ببنید چندتا غیر ضروری دارم؟ شاید هر ده تا یک دونه به شوخی چیزی بگم.
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/١٣
٠
٠
آقای شمشیری شوخی کردم بخدا خخخ//شرمنده اگه حرف بدی زدم:)
salma
salma
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
اون چیزی که انسان ازمعصومیت وپاکی دورمیکنه رفتارهای خودشه نه بلوغ البته میدونم بلوغ بارفتارهایی همراه به هرحال انسان قدرت کنترل داره.
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
رفتارهای خودش برای سنین بالاتر معنا داره و قابل کنترله. یک بچه سه چهار پنج ساله چه کنترلی میتونه داشته باشه رو رفتارش؟ بهمین دلیل من عرض کردم سالهای قبل از بلوغ. وگرنه که خب مسلما حق باشماست و رفتارهای هر انسانی بهش شخصیت میده.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
شما منو شرمنده می کنین آقای شمشیری! باعث افتخار منه که دوستان باسواد و همدل و همراهی مثل شما داشته باشم. این متن هم قابل شما رو نداره.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
بله سلمای عزیز. آقای شمشیری با نگاه تیزبینانه شون حق مطلب رو ادا فرمودند.ممنون.
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
مطلبِ زیبا مخاطبِ خودش رو پیدا میکنه. یک جمله معروف هست توی سینمایی ها که میگن: نباید تماشاگر رو ساده فرض کنی. این دست نوشته زیبا در فاصله کمتر از دوساعت، حدود60 بازدیدکننده داشت، این یعنی مخاطب خیلی خیلی قاضی عادل و منصفیه. افکار عمومی هیچوقت قضاوت هاشون به خطا نمیره. واقعا خوشحالم از حضور و ظهورِ نویسنده های جوون و پرذوق و شوقی همچون این خانم قاسمی بزرگوار، که چنین جسورانه و زیبا و بی نقص اجازه میدن افکارشون در معرضِ قضاوت عموم قرار بگیره. کارشون قابل ستایشه. /// قدر خودتون رو بدونید و همیشه خداوند رو شاکر باشید بخاطر این موهبتش... بخاطر قلم زیبایی که به شما هدیه دادن؛ بخاطر چشمها و دل بینایی که دارید.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
بله. من یک بار در کامنتی برای خود شما هم یه بخشی از یک مطلب رو نوشتم که گفته بود: نوشتن موهبتی ست الهی و ما داریم با نوشتن، موهبتی رو با موهبتی دیگر پاسخ میدیم ... و باید شکرگزار بود ... و مصرعی هم هست از خانم رویا باقری که میگه: در پیشگاه عشق تو ما هیچ! ما غزل! ... من هم در همین چارچوب فقط میتونم در برابر تعاریف بزرگوارانه شما بگم: در پیشگاه شما و خوانندگان محترممون ما هیچ! ما سکوت! ...
salma
salma
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
منظورمن سه چهارسالگی نبودمنظورمن این بودکه توسنین بالامیشه معصوم وپاک بود
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
٢
٠
مساله اینه که وقتی آدمها بزرگ میشن، دغدغه هاشونم بزرگ میشه ... و این دغدغه ها میتونن پرده های ضخیمی بسازن روی چیزهای ساده ... هشت سالگی سن بی دغدغگی هاست ... و من این بی دغدغگی رو دوست داشتم ...
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
پاک رو میشه باهاش کنار اومد. اما معصوم از لحاظِ دیدگاه فقهی معنایی کاملا روشن داره. معصوم کسیه که نه تنها عیبِ داخلی و درونی نداره بلکه از لحاظِ ظاهری هم حتی کاملا بی نقصه. مثلا حتی(تاکید میکنم حتی) ایرادی در چشمها، صورت، پاها، دست ها و اندام نداره. و از همون لحاظِ فقهی و مذهبی؛ فقط به پیامبران و امامان(در دین اسلام) معصوم اطلاق میشه.../ اما از لحاظِ ادبیات، ما اجازه داریم بعضا این لغات رو فارغ از معناهای حقیقی شون بکار ببریم برای انتقال بهترِ معنا./ منظورم از این پاسخها دخالت در کامنتهای خانوم قاسمی بزرگوار نیست. فقط و فقط بدلیل آشنایی ای که با موضوع دارم جسارت میکنم./ و منظورم از پاسخها به کامنت های شما سلمای عزیز؛ ردِ فرمایشات تون نیست. بله دقیقا موافقم. در سنین بالا هم میشه پاک و معصوم زندگی کرد. کاملا متوجه منظورتون شدم از همون ابتدا. حق باشماست. هر فردی می تونه روی رفتارش کنترل داشته باشه و مثل کودکانِ پاک و زلال ؛ زندگی کنه. مثلِ شما، مثلِ خانوم قاسمی، و مثل خیلی از نازنینانی که اینجا باهاشون آشنا شدم... .
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
٢
٠
آقای شمشیری!چرا شما اینقدر خوبین؟!
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/١٢
٢
٠
در هشت سالگی به دنبال یک زنبور می روی تا ببینی روی کدام گل می نشیند و بعد به کدامین کندو سر می نهد...
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
"در هشت سالگی ..." اولش عنوان نوشته م این بود که ادمین محترم تغییرش دادن و شد اینی که میینین ... بله در هشت سالگی زندگی زنده ست ... زنده ... و عجیب آشفته ... و من عاشق آشفتگیهای سراپا زنده م ...
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
در هشت سالگی شهامتهامان زلال ... وسوسه هامان نفیس ... (برگرفته از متن)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
:*)))))))) مال ما از اول هشت ساگی انگشتمون دست خواهرمون رویا بود!خخخخخ چقدر گفتم اسمشو نیارین غیرتی میشم.....خخخ
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
:) اینم مشکل اسامی زیبا و شاعرانه ست دیگه!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
رویا که خیلی قشنگه!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
صدالبته.
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
لطف دارید خانوم قاسمی. ببخشید شمارو بخدا زیرِ این متن شما خیلی کامنت گذاشتم و پر حرفی کردم. آخه یه چیزهایی به ذهنم میرسه دلم نمیاد نگم... . صبح تا شب هم که باید بخاطر کارم و ارسال و ایمیل نوشته هام به این ور اون ور، اینترنت جلوم باز باشه، بنابراین همیشه هستم! تحملم کنید! ببخشید خواهرجان!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
خواهش میکنم! این چه حرفیه؟ حضور شما مایه دلگرمی و شادی منه. و باز هم سپاس.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
خداوند اینترنتتان را همی پرسرعت تر کناد و از قطعی هماره به دور! :))
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
ممنونم از دعای خیر شما... اتفاقا یک سیستمِ قدیمیِ مونیتور گنده ی عهد بوقی دارم! زیرِ خطِ فقر! دعا کنید تو این جشنواره مشنواره ها(!) یه لپ تاپی تبلتی، چیزی بدن واسه یه بار هم شده! همشون بی انصافها لوح تقدیر میدن و تندیس و نهایتا چندرغاز کارتِ هدیه! که واسه چیزهای واجب تر هزینه میکنم...!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
انشاالله! علی آقا هم شوخی کردن! به دل نگیرید. شما چه در صدر باشید و چه نباشید چیزی از ارزشهای شما کمرنگ نمی شه. گفتم که بودنتون مایه دلگرمی ست. نه تنها برای من که برای همه ما ... ما به وجود خواننده های خوش قریحه، حساس و اهل قلمی مثل شما خیلی افتخار می کنیم و نیازمندیم به حضور سبز شما.
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
:دی فک کنم من هنوز هشت سالمه خخخ منکه هیچوقت بزرگ نمیشم باور نمیکنین از طنین بپرسین خخخخخ ممنون از متنه زیباتون:)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
سپاس
maede
maede
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
حیف که هر چی بزرگتر میشیم از این همه سادگی و خوبی فاصله میگیریم...
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
بزرگ که میشیم کینه ها هم باهامون بزرگ میشن ... سخت میشیم ... سخت ...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
بهله منم از اون دوران عاشق حلزون موندم :) ایضا تاج گل(مخصوصا بابونه) قشنگ نوشتین.لذت بردیم (^_^)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
سپاس از شما... کودک درونتان پایدار.
فو فا نو
فو فا نو
٩٣/١١/٣٠
٠
٠
در هشت سالگی ست که می‌توانی از انگشت اشاره‌ات قلم مو بسازی و بی‌خیال هر چه نگاه سرزنش بار، تمام وسعت بخار گرفته هر چه پنجره را نقاشی کنی ... در هشت سالگی، انگشت اشاره، انگشت تهدید نیست! انگشت رویاهاست ... در هشت سالگی، حلزون‌ها ترس ندارند ... ملخ‌ها آیینه حیرتند ... مارمولک‌ها حریف خوب و چابک قایم باشک‌اند ... و خاک باغچه زیر برگ‌های پهن انجیر پیر، مدفن اسرارآمیزترین گنجینه‌های دنیاست ... این ها برام خاص تر بود و حتی اولی باعث شد با این حال بدم لبخند بزنم..ممنون بسی..عالی بود :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٥/٠١/٠٨
٠
٠
تو بخند! تا سراسیمه شود بوی بهار ...
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
بهترین تجربه های عالم را به راحتی میشه انجام داد
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤