تیغ و ساقی / شعر
شعری سروده پدرم

تیغ و ساقی / شعر

نویسنده : صالح یعقوبی زابل

روزی که رو به روی تو چشم خدا گریست

باران برای زخم تنت بی صدا گریست

تا بغض تیر حادثه بر سینه‌ات نشست

بر خاک گر گرفته دو دست جدا گریست

وقتی که خون ز شرق گلوی تو می‌چکید

خورشید سر به دوش افق بی‌ریا گریست

روزی که تیر کینه تن مشک را درید

آن ساقی فتاده ی غم، آشنا گریست

تا فصل گرم عطش سنگ زد بر آینه

دریا و چشم زخمی آن با وفا گریست

آن‌جا که تیغ زد آتش به نای و نخل

خنجر به سوگ آینه در نینوا گریست

ظهری که کاروان سحر تشنه جان سپرد

چشم شفق برای تو بی انتها گریست

(حمید رضا یعقوبی/فصل تیغ)

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
سلام و درود بر شما و پدرتان.....بسیار زیبا بود..راستی از پدرتان پرسیدید چرا اسم فصل تیغ را انتخاب کرده است!!؟؟
s_sali
s_sali
٩٣/٠٨/١٣
١
٠
سلام بسیار سپاسگزارم از لطفتون دوست عزیز. ممنونم. بله. گفتن منظورشون یک دوره ی خاص و یک فصل از زندگیشون هست که فقط غم و خون و تیغ باریده. این دوره سالها پیش اتفاق افتاده. و البته میخواستن تلفیقی هم باشه از یه دوره ی خاص از زندگیه شخصی و هم شرایط یه دوره ایی از روزگارمون... شرمنده که بیشتر از این اجازه ی توضیح ندارم...
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
درود..متوجه شدم..عذر خواهی می کنم که کنجکاوی کردم....در پناه حق باشید . :)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
زیبا و دلنشین. موفق باشند و باشید.
s_sali
s_sali
٩٣/٠٨/١٣
٠
٠
بسیار سپاسگزارم از لطفتون دوست گرامی. موفق و پیروز باشید
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/١٢
٠
٠
چقد خوب//:)
s_sali
s_sali
٩٣/٠٨/١٣
٠
٠
خیلی لطف داری علی جان. ممنونم برادر
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/١٣
٠
٠
:)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/١٣
٠
٠
امممم پرفکت:-) ممنون
s_sali
s_sali
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
ممنون
maede
maede
٩٣/٠٨/١٣
٠
٠
...چشم شفق برای تو بی انتها گریست.قشنگ بود شعرشون.
s_sali
s_sali
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
تشکر...
سمیرام
سمیرام
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
خیلی خوب بود آقای یعقوبی (مال پدرتون بود) و دست آقا صالحم درد نکنه که گذاشت تو سایت :) مگه به بهانه شعرای پدرتون بیاین این طرفا خخ
s_sali
s_sali
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
ممنون. خواهش میکنم. خخخخخ. دیگه این روزا گرفتاریا زیاد شده
ali_zohri
ali_zohri
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
قشنگ بود
s_sali
s_sali
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
سلام: خیلی عالیبود.از پدر محترم وجنابعالی.مولا نگهدارتان باد. متشکرم.
s_sali
s_sali
٩٣/٠٨/١٦
٠
٠
سلام استاد. ممنونم از لطفتون
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
به سینه هرکه تمنای کربلا دارد/همیشه در دل خود روضه ای به پا دارد/کسی که عشق تو دارد دگر چه کم دارد ؟/بدون عشق تو عالم کجا بها دارد ؟........ یه دست مریزاد ازجانب ما تقدیمشان کنید.....قشنگ بود فیض بردیم (^_^)
s_sali
s_sali
٩٣/٠٨/١٦
٠
٠
خیلی زیبا بود... تشکر از لطفتون . ممنون
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
سلام خیلی ممنون برای این غزل زیبا..مخصوصا اونجاش ک میگه: خورشید سر به دوش افق بی ریا گریست... ردیف زیباش(گریست) غمشو بیشتر منتقل میکرد جسارتا مصراع اول بیت پنجم فک میکنم یه ایراد کوچیک توو وزنش داره ک شایدم جابجا نوشته شده توو تایپش(عذر میخوام) ممنونم
s_sali
s_sali
٩٣/٠٨/١٦
٠
٠
سلام. ممنونم از لطفتون. من خودم زیاد وارد نیستم تو مسائل فنیه شعر اما حتما حرفتون درسته. متشکرم بابت نکتع ایی که اشاره کردین
soroush_sh21
soroush_sh21
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
سلاااااااام تک تک اشعار داییم زیباست اینم یکی مثل همه بسیار زیبا بووووود
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
چه دلنشین ... چه حس مبهم غم انگیزی همراهی میکنه آدمو توی این اشعار ...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات