دل گیجه! /شعر

دل گیجه! /شعر

نویسنده : hamid_kh

من، عشق، دستان تو و آغوش سردم، می‌روی!

تو، شعر، ایمان من و سوگند مرگم، می‌روی‌!

 

هر بار بستم چشم هایت را تو لج کردی ولی

یک بار هم من می‌گذارم پلک بر هم، می‌روی!

 

من، ساده اما گیج عاشق بودنت بودم

بودم؟ نبودم؟ مسئله این است: هستم، می‌روی!

 

عشقت، عزیزم، یک خیابان آن طرف‌تر بود

عشقم، ولی فرسنگ‌ها دور است، عشقم، می‌روی؟

 

من با تو یک دنیا که نه، یک کهکشان بودم

حالا ولی یک نقطه مرزی مبهم، می‌روی!

 

یک روز دستت در میان دست من لرزید

لغزید اشکم، در دلم ناگاه، گفتم می‌روی!

 

یک شب میان خنده هایت گریه هم کردی

گفتی، نشد باور که رفتی تو ز دستم، می‌روی!

 

درهای و هوی رفتنت گفتی: " تو بد بودی !‌"

من ماندم و قدری نمک اعماق زخمم، می روی‌!

 

من ماندم و تصویر چشمت روی این دیوار

دیوار هم بر آن نمک زد جای مرهم، می روی!

 

یک جمله یادم هست در آغوش من گفتی...

گفته که : " تا آخر ... " بماند، آه بختم، می روی!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
عالی بود:)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
خیلی عالی و دلنشین.... .
faride
faride
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
بازهم زیبا :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
:(خعلیییی خوشمل بود:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
سلام: شعرتون زیباست قلمتان ماندگار دوست گرامیم.فقط بعضی جاها از نظر وزن کمی مشکل دارد.زنده باشید
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
حدس می زدم ایراد بگیرین آخه اینو یه جور خاص باید بخونین و اگه قسمت شد خودم براتون می خونمش ... راستی این همون شعریه که سر کلاس الکترومغناطیس نوشتم خخخخخ :-)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
سلام:زیاد نیست بعضی جاها یک کم طولانی شده.درخدمتم.یادمه گفتید در کلاس شعرگفتید،کلاس پرباری بوده نکنه همۀ کلاسهای الکترو با ادبیات عوض بشه ویا مستمع آزاد بشه!!!واستادبرای خودش درس بگه؟کلا شعرای شما همه خوبندمنتظر بقیه میمانم.دلتون شاد.
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
بسیاربسیاربسیارعالی بود:)))
Paeez
Paeez
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
احساسات دل گیجه ای :)
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
وقتی حمید حان از شکست عشقی می گوید ححححح
fateme_b
fateme_b
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
زیبا بود...
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
آخییییییی. .....خیلی قشنگ بود:)
ali_y
ali_y
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
سلام ...
Cold
Cold
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
شغر قشنگی بود حمید...فقط یکمکی بعضی جاهاش میلنگه :|..الآن با خودش میگه تورو چه به ایراد گرفتن از شعر =))...دمت گرم قشنگ بود :)
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
ممنون،زیبا بود
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
هر بار بستم چشم هایت را تو لج کردی ولی/یک بار هم من می‌گذارم پلک بر هم، می‌روی!.... خیلی هم قشنـــــــــــگ (^_^) قلمتون مستدام.
N_ARAMESH
N_ARAMESH
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
فـــــــکر کنم اگه فتحه حمزه می زاشتی ماهم بهتر میتونستیم حس و حال شعرتو درک کنیم..به هر حال شعر قشنگیه ... موفق باشی
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٨/٢٥
٠
٠
چقد شعر میگین شما!! چه ذهن فعالی ...
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/١٢/٢٢
٠
٠
...
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات