یک روز عاقل می‌شوم یک روز طغیان می‌کنم / شعر

یک روز عاقل می‌شوم یک روز طغیان می‌کنم / شعر

نویسنده : Reyhaneh_A

در خویش می‌سازم تو را، در خویش ویران می‌کنم

می‌ترسم از حرفی که باید گفت و پنهان می‌کنم

جانی به تلخی می‌کَنم، جسمی به سختی می‌کشم

روزی به آخر می‌برم، خوابی پریشان می‌کنم

در تار و پود عقل و جان، آب است و آتش، توامان

یک روز عاقل می‌شوم، یک روز طغیان می‌کنم

یا جان کافر کیش را تا مرز مردن می‌برم

یا عقل دور اندیش را تسلیم شیطان می‌کنم

دیوار رویاروی من، از جنس خاک و سنگ نیست

یک عمر زندان توام، یک عمر کتمان می‌کنم

از عشق از آیین ِتو، از جهل ِتو، از دین ِتو

انگشتری دارم که دیوان را سلیمان می‌کنم

یا تو مسلمان نیستی یا من مسلمان نیستم

می‌ترسم از حرفی که باید گفت و پنهان می‌کنم

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
salma
salma
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
واقعاعالی بود .......
Reyhaneh_A
Reyhaneh_A
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
ممنون
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
زیبا بود ...
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
زیبا بود... موفق باشید.
Reyhaneh_A
Reyhaneh_A
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
مچکرم
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
عالی بود:) خیلی خوب مرسی
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٢
٧
٠
باشد درود ما تو را، شوریده فرمان می کنی ! / از شور شعر خویشتن ، در بند اصلان میکنی // آخر نمی دانم چگونه حرف پنهان می کنی ؟! / یا با فقیران عیش را مانند اعیان می کنی !؟ // احسان ا نسان می کنی ، پخش آب حیوان می کنی / از چیست اذعان می کنی !؟ پنهان چو رندان میکنی // محکوم زندان می کنی، لرزان چو ارکان می کنی / رسوای عالم گشته را "ریحانه" حیران می کنی!
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٢
٢
٠
درود بر شما و انتخابتان.....مارا به سر ذوق آورد شعر زیبای آقای کاکایی.....
Reyhaneh_A
Reyhaneh_A
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
چه جالب!!!! مرسی از این شعر زیبا
Reyhaneh_A
Reyhaneh_A
٩٣/٠٨/١٥
١
٠
این شعر از کی بوده؟
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٥
١
٠
شعری که اینجا نوشتم از خودم بوده و فی البداهه اومده....!!!
Reyhaneh_A
Reyhaneh_A
٩٣/٠٨/١٦
١
٠
0_0 جالبه...مرسی
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٧
١
٠
خواهش میشه!!!
ko_karimy
ko_karimy
٩٣/٠٨/١٢
٢
٠
خیلی قشنگ بود.میشه بنویسید شعر از کیه؟
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/١٢
٢
٠
عبدالجبار کاکایی. من در عجبم که چرا جیم گاهی شعرها رو بدون اسم شاعر منتشر می کنه.
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
ممنون عالی بودش:)
Reyhaneh_A
Reyhaneh_A
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
خواهش میکنم باید به شاعرش گفت "خسته نباشید"
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
ممنون،خسته نباشید
Reyhaneh_A
Reyhaneh_A
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
مرسی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/١٢
١
٠
پرفکت;-)
Reyhaneh_A
Reyhaneh_A
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
تنکس موسیو
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/١٤
١
٠
سلام:دلتان شادوجانتان سلامت باد.ممنون
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/١٤
١
٠
می‌ترسم از حرفی که باید گفت و پنهان می‌کنم....قشنگ بود...خیلــــــــــــی...درود برشما :)
Reyhaneh_A
Reyhaneh_A
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
مرسی نظر لطفتونه
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/١٤
١
٠
ممنون از شما و آقای پدرام و خانوم هاچ که اسم شاعرو گفتن..خیلی قشنگه
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
خواهش میشه از شما....!!!
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
میترسم از حرفای نگفته ای که از چشم سرازیر میشود
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠