حریم خصوصی...

حریم خصوصی...

نویسنده : میثم

در تاکسی و اتوبوس، سرتان را  در گوشی بغل دستی‌تان فرو نکنید
بگذارید با دل راحت پیامک فارسی‌اش را تایپ کند.
باور کنید انگلیسی‌اش بیش از یک برابر و نیم گرانتر است.
شما پولش را می‌دهید؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/٢٣
٢
٠
حالا انگلیسیم میخونن بابا!اینجور مواقع دلم میخواد برگردم گوشی رو بکنم تو حلق طرف!یکی نیست یگه عموجان اگه میخواستم شما بفهمی یا بلند میخوندم همه استفاده کنن یا میدادم خود شما بنویسی دیگه!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٢٣
٠
٠
ههه!آره واقعا!
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/٢٣
٠
٠
حریم خصوصی در حد پشم شترهای آفریقایی !!!! :))))))))
smt_200
smt_200
٩١/١١/٢٣
١
٠
فضولیه دیگه خیلی کار بدیه دیگه بدتر از این نمیشه
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٣
٠
٠
بَعله 60 درصد..... :)))))))
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٢٣
٠
٠
الان سارابانو تیکه انداختا!حالا شما اقای مزدوج هی سرتونو ببرین تو گوشیش!
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٣
٠
٠
نه بابا تیکه کوجا بود پاییز بانو جان..... تائید کردم حرف مزدوج جان را.....
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٣
٠
٠
خب راس می گه دیگه...... :))))) سوار قطار شهریمون شده بودم روبروییم داشت پیامک می داد بغل دستیش از اول تا آخر سرش رو گوشی بیچاره خم بود...... من اعصابم خورد شده بود که ای بابا به شما چه ارتباطی داره.....
smt_200
smt_200
٩١/١١/٢٣
٠
٠
خب این خودش یک نوع فضولیه دیگه...!!! لبخند فراموش نشه...!!
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٣
٠
٠
عجبا..... لابُد دیگه..... :)))))))
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١١/٢٣
٠
٠
واقعا حرف دل بعضی هاروزدید.................خوب زشته دیگه
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٢٣
٠
٠
ههه!من که تاحالا این کارو نکردم.حریم شخصی هرکسی مال خودشه.
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١١/٢٣
٠
٠
من که خودم تو خیابون و مکان های عمومی به کسی اس نمیدم ولی فضول نیستم اینجور مواقع از شیشه ماشین یا اتوبوس بیرون رو نگاه میکنم ...
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/٢٣
٠
٠
بله !منم یه مطلب نوشتم راجع به همین موضوع!یعنی سرشونو تا ته میارن تو گوشی!زشته باید یاد بگیریم به حریم خصوصی دیگران احترام بذاریم!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٢٣
٠
٠
جدا!اصلا بعضی اوقات باید بدی اونا تایپ کنن!
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٢٣
٠
٠
ها والا!
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/٢٣
١
٠
حالا من داشتم اس ام اس میدادم دیدم بقل دستیم داره میخونه فونت نوشته هامو کوچیک کردم دیدم روش کم نمیشه دقتش بیشتر شد یکم دیگه فونتو کوچیک کردم بازم نگا میکرد تو تاکسی اخر گوشی رو گرفتم جلوش گفتم بیا بخون خخخخخ
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٢٣
٠
٠
بعضی ها خیلی فوضولن!
maryam
maryam
٩١/١١/٢٣
٠
٠
حالاچه نوشته بودي؟!:))
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١١/٢٣
٠
٠
جدی آرشام...گفتی؟؟؟؟ایول......من اونجا نبودم وگرنه کر کر خنده
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٢٣
٠
٠
واکنشش چی بود بعدش؟
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/٢٣
٠
٠
با خیال راحت خونده! خخخخخ
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/٢٣
٠
٠
بعدش گفته: بزن یکی بعد! خخخخخ
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/٢٣
٠
٠
راننده تاکسی مرد از خنده.یارو گف من حواسم نبود اصلن.بعد منم اس ام اسم تعریف کردم واسش
raaahil.m
raaahil.m
٩١/١١/٢٤
٠
٠
ولی واقعا گاهی آدم غرق فکره ممکنه واسه دیگران سوتفاهم شه فکرکنن داری بامنظور چیزیو نگاه میکنی.
نگارا
نگارا
٩١/١١/٢٣
٠
٠
خیلی حال میده ولیا!!امتحان کنین خخخخ! منکه واسم مهم نیس اگه کسیم بخونه!بخونه بترکه از حسودی بعدش خخخخ! خودمم صادقانه بدم نمیاد بخونم اما نمیخونم اگه طرف نفهمه بقیه که میفهمن پس ضایست دیگه!
fanaz
fanaz
٩١/١١/٢٣
٠
٠
والا!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٢٣
٠
٠
هاوالا خواهر!
ahkiani
ahkiani
٩١/١١/٢٣
٠
٠
من اگر همچین اتفاقی برام بیفته گوشی رو میگیرم جلو صورت طرف تا راحتتر بخونه!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٢٣
٠
٠
منم یک دفعه همین کارو کردم.
maryam
maryam
٩١/١١/٢٣
٠
٠
خداخيرت بده
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/٢٣
٠
٠
حالا اگه حرفای بی ادبیاتی نوشته بودیم چی؟؟ :)))
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٢٣
٠
٠
من که ازین ادبیاتی که شما میگین استفاده نمیکنم.هیچی اون یکمشو بخونه دیگه روش نمیشه بخونه!
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٢٣
٠
٠
عه چه عجیب!حرفاتون عشقولانه بود چی؟
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٣
٢
٠
:)))))))))))) واییی یاد یکی از شاهکارای خودم افتادم...... آخ آخ مُردم ا زخنده..... بعد از ماه رمضونی مامان و خاله هامو داییم رفته بودن اصفهان از برگشت همگی بروبچ رفتیم فرودگاه استقبالشون...... یه آقاهه ای واستادهه بود یه پلاکارد دستش بود .... من فضولیم گل کرده بود که رو این چی نوشته منتظره کیه..... هی سرمو برمیگردوندم نمیتونستم بخونم..... واااااای خدای من ...... :))))))))))))))))))))))))))))) متوجه شد آورد پلاکارد و گرفت جلوم که راحت بخونم..... ینی از خجالت آب شدم..... بعد دختر خاله.... ام رو کرده به من میگه عه!!!! تو هم داشتی تلاش می کردی بخونیش؟؟؟؟؟؟ منم از اون موقعی هرچی تلاش کردم نمیتونستم بخونم..... چه خوب شد آورد جلوت..... گفتم: به روح اعتقاد داری؟؟؟؟ ولی چقدر همه خندیدن.....آخ آخ..... دلم درد گرفت.....
m_kashiyan
m_kashiyan
٩١/١١/٢٣
٠
٠
بله..متاسفانه تو کشورما حفظ حریم خصوصی افراد برای عده ی زیادی بی معناست.
maryam
maryam
٩١/١١/٢٣
٠
٠
من اگه بغل دستيم اين كارو بكنه برميگردم تو صورتش نگاه ميكنه كه ديگه تا اخر روشو طرف من كنه .........
s.a
s.a
٩١/١١/٢٣
١
٠
من یه نیگا به طرف میندازم بعدش هم میخندم! آخه تا به حال زیاد برام پیش اومده! البته معمولا بعد از این حرکت من، طرف یه قیافه ای میگیره برااااااام انگار من مقصر بودم! ولی در هر حال اینم یه جورشه دیگه :))))))))
hani_r
hani_r
٩١/١١/٢٣
٠
٠
من ک کاری ندارم راحت فارسی تایپ میکنم برامم مهم نیس ک دیگران چی میگن دیگران با خودشون درگیرن به من چه........
mobin_69
mobin_69
٩١/١١/٢٣
٠
٠
کار خیلی سختیه........سعی میکنم یه جوری نگاه کنم که نفهمه و معذب نشه!
mahshid
mahshid
٩١/١١/٢٤
٠
٠
واقعا...
rain
rain
٩١/١١/٢٧
٠
٠
اینجور وقتا باید تایپ کنی زیپ طرف بازه....خخخخ
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٢٧
٠
٠
آره.ایده خوبیه!:)))
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/٢٧
٠
٠
برای من که پیش نیامده!ولی خیلی جالب نیست!
bye
bye
٩١/١١/٢٧
٠
٠
ای بابا ما که کسی رو نداریم بهش اس ام اس بدیم ... !
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٢٧
٠
٠
مثل من!منه سرخوش واسه خودم پیام میدم!:)))
s_gonah
s_gonah
٩٢/١٠/٠٨
٠
٠
تو میگی ولی کو گوش شنوا
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠