من را ببخش اگر که لکنت زبان گرفتم *
هئیت مجازی نینوا / روز سوم

من را ببخش اگر که لکنت زبان گرفتم *

نویسنده : سایت جیم

مداحی‌های امروز:

غزل مصیبت حضرت رقیه- محمود کریمی

می دونی چرا صورت من شده کبود، عمو نبود- محمود کریمی

سخنرانی امروز:

در مورد زهیر ابن قین- استاد انصاریان

 

ali_derugar

به نام جوانترين سرباز

 

لالايي ميخونه مادر

بخواب ۶ ماهه‌ام اصغر

علي خوابش نمي‌گيره

آخه از تشنگي سيره

بابا تنها شده اما

علي اصغر پيش بابا

چشاش ميگه بابا جونم

بدون آب نمي‌مونم

ببر من را ميان جنگ

به پيش دشمن دل سنگ

كه شايد دل بسوزانند

و طفلي را نميرانند

علي شد بهترين سرباز

ز قنداقش گره شد باز

سفيد و سبز تن پوشش

بدون قطره‌ي خونش

لباسش سرخ شد ناگه

ز خون طفل ما آنگه

نماد كربلا گشت او

رباب تنها شده بي او

در آغوش حسين اينبار

علي اصغر نشد بيدار

حسين گفتا. لا لا .لا لا

بخواب سرباز من. بابا

 

***

ادمین نوشت: امشب همین یک مطلب برای هئیت آمده بود. مجلس بی ریاست. انشاء الله شاید شب‌های بعد مشتری‌های هئیت بیشتر باشند.

* من را ببخش اگر که لکنت زبان گرفتم / دستی شکسته آخر دندان شیری‌ام را 

در همین رابطه بخوانید:

اهل حرم لطمه زنان، دخترکان گریه کنان

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
ممنون:)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
موفق باشید.
h.naderi
h.naderi
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
خدایا به امید تو...
فائزه
فائزه
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
:(
رادمهر
رادمهر
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
میگن واسه سری جدید سریع و خشن با حاج محمود قرارداد بستن!
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات