ای دمش گرم، سرش رفت، ولی قولش نه / شعر

ای دمش گرم، سرش رفت، ولی قولش نه / شعر

نویسنده : Erfan_69

روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه!

نیزه‌ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه!

این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار،

پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه!

باغبانی ست عجب! آن‌که در آن دشتِ بلا،

به خزانی ثمرش رفت، ولی قولش نه!

شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار،

دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه!

جان من برخیِ «آن مرد» که در شط فرات،

تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه!

هر طرف می‌نگری نامِ حسین است و حسین،

ای دمش گرم! سرش رفت، ولی قولش نه!

(حسین جنتی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٢
١
٠
چقدر جذاب میشن وقتی موضوعاتِ کلاسیک با زبانی آپدیت شده و به روز نوشته میشن.... لذت بردم و تا آخرین کلمه اش رو خوندم، چندین بار.
Erfan_69
Erfan_69
٩٣/٠٨/٢٦
٠
٠
بله .....من نزدیک 20 بار خوندمش دفعه اول
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢٢
١
٠
به این میگن شعررررررررررررررررررررررر عالیییییییییییییییییییییییی
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود،ممنون از انتخابتون
ali_y
ali_y
٩٣/٠٨/٢٢
١
٠
سلام . دم شما هم به ذکر اولیاء الهی گرم باد ...
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
پرفکت:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
سلام ... متشكرم از اون اشعاري بود كه تا آخر خواندم . متشكرم موفق باشيد
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
زیبا......... ممنون بابت انتخابتون.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٢
١
٠
بی نهایت قشنــــــــــگ بود....مرسی واقعا. کاش مام بتونیم به سهم خودمون عاملین نهضت حسینی باشیم (^_^) تشکـــــــر.
m_mehravard
m_mehravard
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
:(( :(( وایِ من... :((
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢٢
٠
٠
سلام و درود...متشکرم از انتخابتان :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٣
١
٠
سلام: سیدالشهدا دستگیرتان باد.ممنون
maede
maede
٩٣/٠٨/٢٤
٠
٠
چه قشنگ...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات