جیم خونم پایین آمده...

جیم خونم پایین آمده...

نویسنده : میرزا زرنگ

وقتی به خاطره سربازی سه ماه باشد که جیم نخوانی و جیم خونت پایین بیاید، می‌شود نتیجه‌ش این دیگر...

من الان به خاطره این مشکل دچار عارضه‌های مختلفی از جمله دیگر آزاری شدید، خنده‌های بی‌وقفه، شوخی‌های پشت نیسانی و اعمال قانون به شیوه دمپایی شدم و تمام عوارض نامبرده مستقیماً بر روی دوستان هم خدمتی بنده اعمال می‌شود!

پس در همین جا از شما خواهشمندم جهت سالم ماندن سربازان و محیط پادگان و در جهت جلوگیری از آتش سوزی ناگهانی، هر چه زودتر چند واحد از جیم را به بنده رسانده و جیم خون بنده را بالا ببرید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٨
٠
٠
جالب بود... حرف "ه" پس از "خاطر" رو کاش نمیذاشتید. یک کسره کافی بود. موفق باشید.
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/٠٨
١
٠
این اشکال نگارشی ها رو آقای فروزان باید تصحیح کنن بعد مطلب رو بذارن که خب فکر کنم آقای فروزان رفتن ددر! :دی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٩
٠
٠
پشت سر آقای فروزان غیبت نکنید! بنده خدا یک سر دارن هزار سودا. تایپِ مطالب و تصحیح و ارسالش که با نویسنده است. البته که اینجا اشتباه تایپی نبوده. و البته که زاویه نگاه جالبی رو انخاب کردند.
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٨/٠٨
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ...بعله دیه..مسئولین رسیدگی کنند:دی
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/٠٨
٠
٠
آیکون شهرام شکیبا! :دی
h-looshi
h-looshi
٩٣/٠٨/٠٨
٠
٠
خیلی شبیه خابگاه دانشجوییه
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٨/٠٨
٠
٠
سلام ... الان شما آشخور چندم هستید
میرزرا
میرزرا
٩٣/٠٨/٠٩
٠
٠
دیگه آش نمیدن
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/٠٩
٠
٠
ممنونم.....
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٠٩
٠
٠
زیر همه مطالب نوشتید ممنونم خخخ
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/١١
٠
٠
ممنونم.....
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/٠٩
٠
٠
خخخخ درک میکنم منم چند بار جیمه خونم افتاده بود پایین اصن یه وضعی خخخخ ولی رفتم ازمایشه خون گف ماله قسمته تخته اس بعد رفتم درستش کردم خخخخ
ali_zohri
ali_zohri
٩٣/٠٨/٠٩
٠
٠
آقا کامل شمارو درک میکنم چاره ش فقط آمپول جیمی است
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٠٩
٠
٠
ی واکسن تقویتی بزنی حله خخخ
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/٠٨/١١
٠
٠
موفق باشید.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
اوکی :) میسپریم بچه بهتون برسونن(^_^)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات