داره از تربت روی تاقچه خون می‌چکه...
نگاهی به مهم‌ترین سوگواری‌ها در رسای امام حسین علیه السلام

داره از تربت روی تاقچه خون می‌چکه...

نویسنده : سید مصطفی موسوی اصل

امسال تصمیم گرفتیم که در هیئت مجازی نینوا به بیست و یک سوگواری که پس از شهادت اباعبدلله(ع) توسط چهارده معصوم و اصحاب و یاران و حتی جنیان در سوگ آن حضرت در طول تاریخ برپا شده بپردازم تا درک عزادری ایشان بیشتر برای‌مان روشن شود. بنابراین هر روز شرح تعدادی از این سوگواری‌ها را برای‌تان خواهیم نوشت. به امید افزایش معرفت روز به روز نسبت به ابا عبدلله(ع) و دعا برای بنده حقیر.

 

سوگواری پیامبر(ص) بر حسین(ع)

این پس از شهادت اناحسین(ع) در مدینه برپا شد و پیامبر(ص) مرثیه خوان بود و ام سلمه به سخنان پیامبر(ص) گوش فرا می‌داد. تفصیل ماجرا را ابن عباس چنین بازگو می‌گوید: «روزی در منزل خویش خوابیده بودم که ناگاه از خانه ام سلمه همسر پیامبر، شیون و فریاد بلند شد. از خانه خویش بیرون آمدم و به سوی خانه اش رفتم و گفتم: ای ام المومنین! چه حادثه ای روی داده که چنین ناله و فریاد می کنی؟ به من جواب نداد و رو به زنان هاشمی نمود و فرمود: ای دختران عبدالمطلب! مرا در این غم همراهی کنید و با من بگریید که به خدا سوگند سرور شما و سرور جوانان بهشتی کشته شده است. به خدا سوگند فرزند پیامبر حسین(ع) را کشتند.]ابن عباس در ادامه می گوید:[ از او پرسیدم: ای ام المونین! این مطلب را از کجا می دانید؟ فرمود: هم اینک پیامبر خدا(ص) را در خواب دیدم که پریشان و هراسان بود، پرسیدم که چرا اینگونه ای؟ فرمود: امروز فرزندم حسین و خانواده اش کشته شدند.»2

در روایت دیگری آمده است که ام سلمه فرمود: پیامبر(ص) را دیدم که سر و محاسن آن حضرت خاک آلود بود. عرض کردم: چه اتفاقی افتاده که چنین هستید

فرمود:« سپاه یزید به سوی فرزندم هجوم آوردند و هم اینک او را کشتند و من خود پیکر بی جان فرزندم را دیدم.»1 ام سلمه گویدک با شنیدن این خبر وحشت انگیز تنم به لرزه درآمد و پس آن گاه از جای خویش برخاستم و در حالی که چیزی نمی فهمیدم وارد اتاق شدم و دیدم که تربت حسین(ع) خون آلود شده است و خون تازه از آن می جوشد؛ تربتی که جبرئیل(ع) از کربلا برای پیامبر آورده بود و گفته بود که هرگاه خون آلود شد بدان که فرزندت حسین کشته شده است.

پیامبر نیز این خاک را به من داد و فرمود: این تربت را در ظرفی نگاه دار و چون خون تازه از آن تراوید بدان که بی گمان حسین کشته شده است.

راوی می گوید: در این هنگام ام سلمه دستان خویش را به خون تربت کربلا آغشته نمود و بر رخسار خویش مالید و آن روز را روز ماتم و نوحه سرایی قرار داد.

پس از چندی، سواره ها خبر آوردند که همان روز که خون جوشیده بود حسین(ع) به شهادت رسیده بود.3

 

سوگواری حضرت زینب(ع) بر حسین(ع)

این سوگواری در قتلگاه برپا شد و دختر امیرالمومنان، زینب (س) مرثیه سرایی می نمود و اهل بیت پیامبر(ص) و دیگر لشگریان در سوگ حسین(ع) می‌گریستند.4

=========================

منبع: کتاب امام حسین (ع) اینگونه بود، ترجمه الخصائص الحسینیه

1. المالی طوسی

2. بحار الانوار

3. المالی طوسی

4 . لهوف

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٠٤
٠
٠
سلام:اجرتون با جدّ مطهرتون.التماس دعا.
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
موفق باشید.
maede
maede
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
موضوع خیلی خوبی رو انتخاب کردین،تا حالا راجع به سوگواری ائمه نشنیده بودیم،البته وقتی آسمان و زمین واسه امام حسین گریه میکنن ائمه که جای خود دارن...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

زیر باران خنده با چشمان گریان ساده بود

٩٥/١١/٢٥
تا آن روز چقدر فاصله داریم؟

در حکومت امام زمان

٩٥/١١/٢٥
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
آدم ها گاهی عوض نمی شوند

هر کسی را سازشی ست، با ساز خود تنها نزن

٩٥/١١/٢٤
راننده تاکسی بی اعصاب

خاطرات یک روان پریش

٩٥/١١/٢٤
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
زیر ترنم باران وحی

موسیقی خدا

٩٥/١١/٢٤
مراقبش باش

ماه بالا بلند من

٩٥/١١/٢٤
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
من اکنون هستم

جانان من

٩٥/١١/٢٤
از تو ممنونم

خدایی باش

٩٥/١١/٢٥
از عکس های پی در پی تا شاخ های اینستاگرامی

زندگی به سبک اینستاگرام

٩٥/١١/٢٥
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
تبلیغات
تبلیغات