ماهی که می‌شود به آن دخیل بست
هیئت مجازی نینوا/ روز اول

ماهی که می‌شود به آن دخیل بست

نویسنده : سایت جیم

مداحی‌های امروز:

روضه امام حسین(ع)- محمود کریمی

گوش کن یکی داره ناله می‌زنه- محمود کریمی

سخنرانی امروز:

سخنرانی استاد پناهیان با موضوع «چرا یک محرم ما را به اوج نمی رساند؟» + کلیپی زیبا درمورد محبت امام حسین(ع) به ما.

برای دنلود روی لینک ها کلیک راست کنید و گزینه save link as را بزنید.

 

Am-SpringSell 

آن‌ها اهل کوفه بودند

 

آه چه سخت است بی وفایی! چقدر سخت است که وقتی دور و برت را بنگری نه یاری ببینی و نه همراهی. آقا جان انگار که سختی و زحمت بخشی از زندگی تان شده است! وقتی به برادر و پدرتان هم می نگرم تنها سختی و رنج است که در سراسر لحظات زندگی شان به چشم می آید. به زندگی پدرتان فکر می کنم، به آن بیعت‌های سست عنصر، به آن زبان های نیش دار، به آن کوچه‌ی غم و اندوه، به آن استخوان و خار در چشم ...، آه دلم تاب نمی‌آورد، قلبم به درد می‌آید، چقدر سخت است. برادر بزرگوارتان هم از پدرتان کمتر رنج ندیدند، در طول عمر با برکت شان کریمی بودند رنج دیده! به زندگی شما فکر می کنم، شما که در قلب پیامبر جا داشتید، شما که ... ، حسین جان. در آن زمان در مقابل عده‌ای بی وفا قرار گرفتید.

شما امام بودید و نمی توانستید درخواست‌شان را کنار بگذارید، شما باید می‌رفتید چون ندای کمک خواهی شنیده می‌شد. ولی چه شد؟ با شما چه کردند؟ هیچ.... آقا جان ما هم در این دوران شعارمان شده " ما اهل کوفه نیستیم" ولی لااقل من به خودم مشکوکم! آقا جان برایمان دعا کن تا این بار پسرتان بی‌وفایی ما را به چشم نبیند!

 

***

c_ghasemi

ماهی که می شود به آن دخیل بست

 

حال و هوایش که می‌آید دلت جار می‌زند بی‌قراریش را و قلبت فریاد می‌زند دلتنگیش را و حس می‌کند این ماه را باید قدر دانست، باید توبه کرد، باید کوله بار را برای کل سال بست.

حس می کند شاید این آخرین فرصتش باشد، حس می کند شاید سال دیگری نباشد تا برای محرمش سیاه بپوشد و کل ماه را احرام ببند و کل ماه حس کند نزدیک تر از همیشه است.

حس می کند شاید این بار نظر شده است یا شاید قرار است اتفاقی بیوفتد و از ترس این اتفاق دلتنگیش را بین همه تقسیم می‌کند تا شاید تسکین یابد این غم دیرینه، اما غافل از آن که این غمی است که با تقسیم شدن تسکین که نمی‌یابد هیچ، افزون نیز می‌شود...

دلم تنگ است؛ دلم تنگ محرم است؛ تا باز مثل هر سال برایش سیاه بپوشم و کل ماه را احرام ببندم.

***

mina_h

چه زود فراموش کردم

 

چه زود آتش عشقم سرد شد؛ چه زود آتشفشان عشقم خاموش شد؛ چه زود دوستت دارم‌هایی که گفته بودم را فراموش کردم... چه زود اشک‌هایی که برایش ریختم را نادیده گرفتم؛ چه زودتر عهد‌هایی که با او بسته بودم را یادم رفت و زیر پا گذاشتم. کاش یادم نمی‌رفت کاش نادیده نمی‌گرفتم و کاش زیر پا نمی‌گذاشتم.

حال که دوباره محرم آمده منِ حقیر چگونه به عزاداری‌اش بروم؟! منی که توبه هایم را شکستم اشک هایم را فراموش کردم و حال با چه رویی در مجلسش حضور یابم؟!

میگویند مهربان است، میگویند نوجوانان را دوست دارد، میگویند بخشنده است نه به اندازه‌ی خدا ولی به اندازه‌ی خودش بخشنده است، پس من هم امیدوارم که با تمام ناپرهیزی‌ها و گناهانم دوستم دارد و امیدوارم عهد شکستن‌هایم را می‌بخشد.

بیایید امسال محرم عهد ببندیم که عهد هایمان، اشکهایمان، دوستت دارم هایمان، توبه‌هایمان و...  را فراموش نکنیم.

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

 

 

در همین رابطه بخوانید:

داره از تربت روی تاقچه خون می‌چکه...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٠٤
٠
٠
:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٠٤
٠
٠
سلام: خیلی ممنون اجرتون با آقا امام حسین(ع)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٠٤
٠
٠
هیــــــــــع :( به شهر کوفه نوای صفا نمی آید/ز نای سینه ی مردم وفا نمی آید/میان خنده ی آنها چنین به گوشم خورد/به جز صدای ذبیح القفا نمی آید....
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
موفق باشید
maede
maede
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
من به خودم مشکوکم! :( خداکنه بتونیم و کم نیاریم که عهد ببندیم عهدهامون رو فراموش نکنیم.
نـAmI
نـAmI
٩٣/٠٨/٠٥
٠
٠
:,(
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨