فصل بغض‌... / شعر

فصل بغض‌... / شعر

نویسنده : gh_najafi

خوبِ من! حیف است حال خوب‌مان را بد کنیم 

راه رود جاری احساس‌مان را سد کنیم

عشق، در هر حالتی خوب است؛ خوبِ خوبِ خوب

پس نباید با «اگر» یا «شاید» آن را بد کنیم

دل به دریا می‌زنم من... دل به دریا می‌زنی؟

تا توکل بر هر آنچه پیش می‌آید کنیم

جای حسرت خوردن و ماندن، بیا راهی شویم

پای‌مان را نذر راه و قسمتِ مقصد کنیم

می‌توانی، می‌توانم، می‌شود؛ نه! شک نکن

باورم کن تا «نباید» را «فقط باید» کنیم

زندگی جاریست؛ بسم الله... از آغاز راه ...

نقطه‌های مشترک را می‌شود ممتد کنیم

آخرش روزی بهار خنده‌هامان می‌رسد

پس بیا با عشق، فصل بغض‌مان را رد کنیم

(رضا احسان‌پور)

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
خیلی قشنگ بود:)قافیه هاشم عالی بود:)ممنون:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
یبا بود بسی:)))))))))))))9
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
زیبا و با احساس بود. ممنون از حسن انتخاب شما.
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
خیلییییییییییییی قشنگ بود،ممنون
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
پس بیا با عشق، فصل بغض‌مان را رد کنیم.....آخیـــــــــــــش... چقد قشنگ بود... احسنت به این حسن سلیقتون (^_^)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
سلام ... متشكرم موفق باشيد (رويا)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
سلام: متشکرم از انتخابتون.پاینده باشید.
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٨/١٤
١
٠
خیلی قشنگ بود دوسش داشتم زیاااااااااااااد متشکررررررررم:))
maede
maede
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
....آخرش روزی بهار خنده‌هامان می‌رسد/پس بیا با عشق، فصل بغض‌مان را رد کنیم.همه شعر یه طرف این آخرش یه طرف.خیلی قشنگ بود.ممنون :)
salma
salma
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
جایی واسه حرف زدن نداشت
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
ممنون،زیبا بود
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
سلام و درود...زیبا بود ممنان از انتخابتان..!!! :))
gh_najafi
gh_najafi
٩٣/١٠/٠٦
٠
٠
سلام بسیار زیبا و با احساس
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠