کلافه یله‌گی‌هایت شده‌ام ...

کلافه یله‌گی‌هایت شده‌ام ...

نویسنده : روشنا

کلافه یله‌گی‌هایت شده‌ام؛ ساعت خیلی وقت است که قید صفر را زده و این تو هستی که گشت ارشاد وجودم را مرتب دور می‌زنی. نمی‌دانم پای یگان ویژه وجدانم می‌آید وسط یا نه، فی‌الحال که نگران صلاه صبحم ...

بیا و سر به راه شو، بیا و مثل کودکی‌هایم گوسفندها را یکی یکی بشمار و از روی پل ردشان کن تا آرام بگیری. بی‌آن‌که بین‌شان دعوا راه بیاندازی این موقع شب. آن‌ها گوسفندند، این چیزها را نمی‌فهمند! می‌فهمی!؟ لابد بعدش می‌روی گوشه‌ای و به نمودار پراکندگی سرگین‌های‌شان لبخند ژکوند می‌زنی!

با گوسفندها کنار نیامدی، نیامدی بیا و ستاره‌ها را بشمار، بی‌آن‌که جیب آسمان را بزنی، بی‌آن‌که یواشکی صورت ماه شب چهارده را ناشیانه میزامپیلی کنی.

اصلا کرکره نگاهت را پایین بکش و زیپ دهانت را محکم ببند. از ولگردی‌هایت خسته شده‌ام، از قضاوت‌های نا به جایت، از پرداختن به اموری که مرا تلف می‌کند. خسته‌تر از آنم که لای پلک‌های ذهنم چوب کبریت عمودی کار بگذاری و زیر گوگردش را داغ کنی !

بیا و با من بساز در این شب شلوغ افکار بلا برده من ...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
چ زیبا:) سرگین هایشان؟خخخ
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
چقود گاهی منم از افکارم کلافه میشم!
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
عالی و جذاب. زیبا نوشتید و اینطور متونِ انتزاعی واقعا شیوه نگارشی منحصر به خودشون رو میخوان که شما بسیار مسلط از پسش بر آمدید. فقط یک نکته: ای کاش بجای کلمه صلاه از معادل فارسی اش استفاده می کردید. بقیه واژه ها مناسب و درست سرجای خودشون نشسته اند. دست مریزاد.
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
منظور از صلاه نمازه؟ چرا بالای ه دوتا نقطه نداره پس
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
بسیار زیبا و اسنخواندار نوشتید.سپاس
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
مگه صورتو میزامپیلی می کنن؟ من فکر می کردم میزامپیلی یه نوع درست کردنه موئه! :دی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
:)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
بله منظورشون همون نمازه و می بایست بالای ه دوتا نقطه میذاشتن.
admincheh
admincheh
٩٣/٠٨/٠٧
٠
٠
یله گی یعنی چی؟:|
هاچ
هاچ
٩٣/٠٨/٠٨
٠
٠
فکر کردم منظور یل(پهوان و دلیر و ..) ایناست! ولی الان بیشتر دقت کردم فکر کنم منظور رهایی ها و ایناست! فکر کنم این رهاییات کلافم کرده
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٨/٠٨
٠
٠
وجدانا قشنگ بود
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٠٨
٠
٠
«با گوسفندها کنار نیامدی، نیامدی بیا و ستاره‌ها را بشمار» :) عالی بود
لیلی
لیلی
٩٥/٠٢/٢٥
٠
٠
جونممممم...چه ماه نوشتی:-):-)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٢/٢٥
٠
٠
مثل ترجمه اهنگهای لس انجلسیه
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

فاعلی که همیشه مفعول است!

٩٦/٠٩/١٤
فرزندت را قورت بده تا قورتیده نشود

چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم؟

٩٦/٠٩/١٥
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
این سبک را زنده نگه داریم!

مکاتبه پشت صندلی

٩٦/٠٩/١٤
به مناسبت روز جهانی معلولین

به زندگی متفاوت نکاه کن

٩٦/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

می خواستم با عشق دنیایی بسازم

٩٦/٠٩/١٣
آرامش کنار تو

زندگی باغ تماشای خداست!

٩٦/٠٩/١٣
دوست دارم زندگی رو

تعریفی از خوشبختی

٩٦/٠٩/١٥
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
خاموشی همه جا را در بر می گیرد

شهر خاموش

٩٦/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

فخر عالم

٩٦/٠٩/١٥
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
تبلیغات