وقتی سینما سیگار را ترویج می‌کند

وقتی سینما سیگار را ترویج می‌کند

نویسنده : محدثه عارفی

رفته بودم سینما. رفته بودم فیلم ببینم. آخر هفته بود برای تفریح و همین‌طور انجام یک حرکت فرهنگی لازم بود کاری کنم. اما وقتی از در سینما بیرون آمدم به این نتیجه رسیدم که نه فیلسوفم، نه دانشمند، نه نویسنده و نه حتی یک آدم عادی! چون در این فیلم به من ثابت کردند که اگر هر کدام از این‌ها بخواهی باشی، یکی از شرط‌هایش این است که بتوانی سیگاری آتش بزنی و بگذاری گوشه لبت. آخر فیلم-بدون اغراق می‌گویم- دوست داشتم یک سیگار آتش بزنم یا هر کس را می‌دیدم که سیگار می‌کشد در ذهنم تداعی می‌شد که حتما آدم مهمی است!

خب! حتما تا به حال به اندازه کافی کنجکاو شده‌اید که کدام فیلم را می‌گویم. فیلم ساکن طبقه وسط. من الان تحلیل فیلم نمی‌نویسم، پس طبیعی است اگر درباره بازی خوب شهاب حسینی و یا داستانک‌های جالبی که در طی فیلم روایت می‌شود و ذهن تو را درگیر می‌کند و یا حتی موضوع فیلم که یک سردرگمی بین انتخاب طبقه بالا (عرفان ) وطبقه پایین (نفسانیت) است چیزی نگویم و حرفی نزنم.

من با این‌که خیلی از قسمت‌های فیلم را پسندیدم اما صدای زنگ هشدار بعد از فیلم در گوشم پیچید. منی که برای دیدن فیلم رفتم باید به آن سیگار که در دست منجم و فیلسوف و نویسنده و بازیگر و دکتر و ... دیدم اعتراض کنم .

جوانان، نوجوانان و نسل امروز از سینما تاثیر می‌گیرند. بازیگران برای خیلی‌های‌شان قبله آمال و آرزوها هستند. از آن‌ها الگو می‌گیرند. از خود بازیگر که بگذریم، آیا درست است قبح یک عمل ناشایست را این چنین بی‌پروا بشکنیم؟! درست است سیگار را نمادی از فلسفه و عقل نشان دهیم؟! درست است جوانی که به سینما می‌رود بعد از فیلم این احساس در وجودش زبانه بکشد که حتما کلی از دنیا عقب است که سیگار ندارد و به سیگار دست دیگران به عنوان نماد روشنفکری نگاه کند؟!

نه! عقل سلیم من می‌گوید شکستن قبح یک عمل ناشایست و نشان دادن آن در همه سکانس‌های فیلم و در دست همه آدم‌ها -چه خوب و چه بد- می‌تواند ذهن جوان امروز را به این سمت ببرد که شاید چیزی از اطرافیانش و دنیای الان عقب است که سیگار ندارد و این اصلا چیز خوبی نیست.

گاهی همین مسائل جزئی تاثیر زیادی بر مردم و خصوصا قشر جوان می‌گذارد. باید بیشتر دقت کنیم و مواظب تاثیرات نوشته‌ها و فیلم‌ها باشیم.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٧
١
٠
ممنونم از توجه و نکته سنجی شما در انتخاب چنین موضوعی. ( و در کلیت با شما موافق هستم). مساله نمایش سیگار در فیلمها فقط به سینمای ایران مربوط نمیشه. در رمان های بزرگ تاریخ ادبیات جهان، در فیلمهای بزرگ تاریخ سینمای جهان( آثار بزرگانی مانند پولانسکی، کیشلوفسکی، هانکه، کوروساوا، کیارستمی و ...) وجودی پر رنگ داره. موضوع به این سادگی ها نیست و یک موضوع کاملا جامعه شناسانه و تخصصیه. کاری به عده اندکی که این وسط از آب گل آلود ماهی می گیرند ( و ادا و پز روشنفکری دارند)؛ ندارم؛ چون سینما رشته تحصیلی و شغل منه وظیفه دونستم عرض کنم که کسی قصد به انحراف بردن جامعه رو نداره و در سینما (و حتی بخشی از ادبیات ) همیشه یکسری "کهن الگو" هایی وچود داشتند که فیلمساز بناچار از اونها استفاده میکنه برای انتقال مفهوم. و این کهن الگوها هم عینا از بطن جامعه هاشون (هرکدام مال هرجای کره زمین که هستند) برخاسته و نشات گرفته... این یک موضوع کاملا تخصصی هستش که هر کسی علاقمند باشه با کمال میل در خدمتم که وقت بذارم و توضیح بدم. از خانوم عارفی بی نهایت سپاسگذارم که چنین چشمان تیزبین و ذهن نکته سنجی دارند.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٨/٠٨
١
٠
من هم از نقد شما سپاسگزارم.:) اقای شمشیری خوش حال میشم و با کمال میل استقبال می کنم اگر برام بیش تر توضیح بدید . شما فرمودید که این کهن الگو ها از بطن جامعه استخراج می شه ، من در بطن جامعه زندگی می کنم ، در بطن جامعه نفس می کشم ، حتی با نویسنده ها ، استاد ها و دکتر های زیادی رفت و امد دارم اما من دست همه ی ان ها سیگار ندیدم .:( این بطن جامعه ی ما نیست . یک عده سیگار می کشند من هم قبول دارم . کم نیستند ، من هم قبول دارم . اما در این فیلم دست تمام شخصیت ها سیگار بود . نماد روشنفکری شده بود انگار:( من از این موضوع خوشم نیومد. اصلا:(
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٠٧
٢
٠
فیلم ایرانی؟؟ اصلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٨/٠٨
٠
٠
فیلم ایرانی خوب هم داریم. نمونه ش همین فیلم . من خیلی پسندیمش .:) از فیلم های ایرانی حمایت کنیم تا سینمامون پیشرفت کنه.:)
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/٠٩
٠
٠
محدثه جان دقیقا میفهمم چی میگی...موافقم باهات.. منم با افراط مخالفم ..اینکه میگی بصورت یه "نماد" از سیگار استفاده شده برای آدمایی که وجهه ی اجتماعی خوبی دارن واقعا درس نیس...اما راجع ب چادر...من فک میکنم صورتِ چادر تووی رسانه(منظورم فیلمای سینمایی و تلوزیونیه)اگر نگیم دقیقا(برای بقول تو همون کسایی که نماد سازی میکنن) تقریبا همون چیزیه که تووی جامعه داریم میبینیم ..و این جای تاسف داره... ممولا فک میکنن برای با کلاس بودن باید همه ی داشته هاتو به نمایش بذاری تا بتونی به رخ بکشیش..اینه که توو باور حتی بچه های کوچیک(بقول تو) مانتویی بودن باکلاس بودنه در حالیکه فراوون میبینیم خیلی از افراد تازه به دوران رسیده برای خالی کردن عقده هاشون چه کارا که نمیکنن و چادر همچنان مهجوره...بنظرم این مهجوریت باید به نمایش دربیاد تا خود بخود بیننده به سمتش کشیده بشه..بهش فک کنه...و خودش زیبایی شو درک کنه نه به اجبار فیلمنامه نویس ... بنظرم رواج بی بندو باری توو جامعه ی ایران باید نمایش داده بشه تا مخاطب خودش ازش نتیجه بگیره ...ازش متنفر بشه .. البته هردو باید چارچوبی رو داشته باشن ..تا افراط تووشون باعثِ بقول تو نمادسازی نشه...و درمورد فرهنگ سازی که گفتی..کلا بنظر من نمایش حقیقت تلخ بهتر ازدروغ شیرینه و اینکه حقیقتو هنرمندانه به نمایش بذاریم یا اینکه اونو فراتر از چیزی که هس نشونش بدیم باهم فرق داره ...و بنظرمن بزرگنمایی ها هیچوقت نمیتونه فرهنگ سازی کنه چون بیننده به راحتی متوجه تفاوت حقیقت با اون میشه و اونو نمیپذیره ممنونم که به زیبایی پاسخ دادی:) (اسم منم رهاس عزیزم;))
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/٠٩
٠
٠
ببخشید اشتباهی اینجا ارسال کردم
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٠٩
٠
٠
:)
admin
admin
٩٣/٠٨/٠٨
١
٠
خوب برای همین است که مثلا بازیگران سینما می شوند گروه های مرجع؛ می شوند کسانی که روی سبک زندگی مردم تأثیر گذارند.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٨/٠٨
٠
٠
دقیقا . چون نزدیک ترین افراد به مردم هستند . از بطن جامعه امده اند و با جامعه سخن می گویند . باید بیش تر دقت کنند اما ...:( ممنون از نظرتون :)
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/٠٨
١
٠
سلا محدثه جان ..خیلی ممنونم ازت من میخواستم یه نکته رو بگم(نظر شخصیمه)اگه اینطوری باشه که شما میگی ..من یه مثال دیگه میزنم براش مانتویی بودنِ اغلب بازیگرای خانوم(حتما توام متوجهش شدی) ..واگه خوب دقت کنیم بجز کاراکتر دخترایی که از سطح پایین جامعه ان یا پیرزنا و مامانای میانسال کسی رو توو فیلما و حتی سریالای تلویزیون چادری نمی بینیم.... آیا به این دلیل که اکثر کاراکترای پولدارو با کلاسو...مانتویی نمایش داده میشن اینجا ما چادریا باید احساس کنیم که چیزی از اونا کم داریم؟؟؟ یا اینکه مثلا چقد از جامعه عقبیم؟؟؟بنظرمن این یه مرز باریکه اینکه فیلمو با آگاهی نگا کنی نه از سرِ تقلیدِ محض یا صرف اینکه از یه شخصیت خوشت بیاد تموم رفتارو حرکاتو حتی زندگیه شخصیه اون بازیگرو مورد تقلید قرار بدی... بلخره فیلم باید برخاسته از حقایق جامعه باشه ..فیلمی که همش گل و بلبله رو نه کسی میپذیره و نه روش تاثیری خواهد داش ...این بینندس که باید برداشت صحیح از فیلمو داشته باشه....ببخش خیلی حرف زدم ..ممنونم برای طرح این موضوع مهم
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٨
١
٠
پاسخ شما کامل و درست بود. آفرین به شما برای درک صحیحتون از محیط.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٨/٠٨
١
٠
راحله جان ممنونم از نظرت خانوم :) اما من دوست دارم حتی به موضوعی که شما مطرح کردی اعتراض کنم . خیلی که بچه بودم همیشه یک سوال می پرسیدم : مامان ، ما که نه افغانی هستیم ، نه فقیریم ، نه پایین شهر زندگی می کنیم . چرا چادر سرمونه ؟:((( می دونی این سوال برای مامانم چقدر درد داشت ! اما گریزی از این سوال برای مادران امروز نیست ! می ترسم دیری نپاید که برادرم ، پسرم ، پدرم بیاید و بگوید : من که نویسنده م ، من که روشنفکرم ، اصلا من که مال دنیای امروزم چرا سیگار نکشم ! اگر امروز اعتراض نکنیم فردا شاهد این قضیه خواهیم بود . مگر فرهنگسازی چیزی جز این است ؟! فیلم نباید گل و بلبل باشد .قول . نباشد اصلا اما در این فیلم سیگار یک نماد بود . نمادی از روشنفکری . درد داشت این نماد . درد داشت برای منی که سیگار را بد می دانم برای جوان و نوجوانی که پای فیلم نشسته است . همین . :( نظر شما هم محترمه راحله ی عزیز :) ممنونم .:)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٨/٠٨
١
١
فکنم تو این فیلمها اگه حداقل 2-3 نفر سیگاری نداشته باشه، فیلمشون کامل نمیشه!
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٨
١
٠
اقتضای فیلمنامه است. صدها فیلم میتونم نام ببرم که حتی عکس و تصویر سیگار هم داخلش کار نشده و در هیچ قاب و کادری نیست. شخصیت پردازی یک اصول مشخصی داره، گریزی نیست از بعضی الگوسازی ها.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٨/٠٨
٠
٠
درسته . همین طوره متاسفانه . :(
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٩
٢
٠
عرض کنم خدمتتون که مبحث اسطوره شناسی و کهن الگو در رشته سینما یک مبحث مفصل و هرکدوم خودشون سه چهار واحد درسی هستند. ما پارسی زبانهای ایرانی در اسطوره شناسی هم ضعف های عمده ای داریم. شاهنامه فردوسی یک مجموعه کامل برای ارائه اسطوره در ادبیات و سینماست. اما از بس ضعیف بهش پرداخته شده و جدی گرفته نشده می بینیم که باربی ها، مردهای عنکبوتی، باب اسفنجی ها، بت من ها و ... و ... جای اونها رو گرفتند. این مساله هم خودش مثنوی هفتاد من کاغذه که اینجا مجالش نیست. و صد البته راه حلش حذف فیزیکی نیست. باید به قدری قوی مشابه سازی بشه و الگوها ایرانیزاسیون بشن که جذاب باشند و کودک ایرانی بدون اجبار و فقط از سر علاقه انتخاب کنه. حالا بگذریم ... این رو مثال زدم که یک نمونه کوچیک از ضعف های الگو سازی رو خدمت شما گفته باشم. در مباحث بزرگتر و برای الگوسازی جوانان و بزرگسالان هم قاعده بر همین منواله. واژه روشنفکر بطور کل در اینجا(ایران) اشتباه مهنا و تفسیر شده. الان اینطور بنظر میرسه که هر کس بر خلافِ جریانِ سیاستِ حاکم حرکت کنه و بیانیه بده روشنفکره. که در معنای دقیقش اینطور نیست. و وقتی از همین ابتدا راه رو اشتباه رفتیم(و آگاهانه خواستند که ما راه رو اشتباه بریم) بنابراین طبیعی بنظر میرسه که روند الگوسازی هم غلط باشه. مخصوصا بر افکار تاثیراتی میذارن که مثلا نماد روشنفکری بشه سیگار و عینک. که بعد آرام آرام جامعه روشنفکر رو پس بزنه( طی بازه زمانی مثلا 30 ساله). امیدوارم در همین چند خط منظورم رو منتقل کرده باشم... . ( و در این مکان بیشتر از این نمیشه و نباید موضوع رو بشکافم) موفق باشید.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٨/٠٩
١
٠
یک جورهایی متوجه شدم اقای شمشیری . خیلی خوب توضیح دادید. خوش حال میشم باز هم توضیح بدید . :) اما در صورتی که می خواهید و مایل بودید چون ازتون اموختم. موفق باشید .
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
هر کس بر خلافِ جریانِ سیاستِ حاکم حرکت کنه و بیانیه بده روشنفکره. که در معنای دقیقش اینطور نیست(همه مطلب لایک این یکی لایکتر) ممنون
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
از مطلبتون ممنونم خانم عارفی
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
از نظر شما هم ممنون شاعر اینده دار خراسان :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨