خبر آمد که حسین سر داده است
دست نوشته خودم

خبر آمد که حسین سر داده است

نویسنده : !WARNING!

خبر آمد خبری در راه است.

خبر آمد که رقیه بی تاب است و رباب جان دادست.

خبر آمد ز قیامتی که زینب کرده است، خبر آمد که حسین سر داده است.

خبر آمد که ناصر طلبید، ناصران این بار را باید دوید

خبر آمد تیر خزید و پرکشید/ گلویی اصغرش را هم برید

خبر آمد ذوالجناح آمد / خونین و اما بی حسینش آمد

خبر آمد علی اکبرش آمد/ خبرش پر کشید که پیغمرشان آمد

خبری آمد  آب، بند آمد/ عباس سمت طفلان حسین آمد

خبر آمد که علم دار نیامد/ سقای حسین، میر و علمدار، عباس نیامد

خبر آمد که عرش به فرش آمد/ خون علی اصغر به زمین باز نیامد

خبر آمد خورشید دگر بار درآمد/ راس حسین است که بر نی درآمد

 

پ.ن : دست نوشته خودمه، دوستان نظر بدید ان شاء الله بعدا بهتر بنویسم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
از دید یه آدم عادی میگم زیبا بود//کارشناسانه ترش رو دوستان عرض میکنند
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٠٦
٠
٠
زیبا و احساسی بود.
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات